تـــبـــرّی ( دشــمـن شـــناسـی )
آمریكا دشمن شماره 1 مردم محروم و مستضعف جهان است . حضرت امام خمینی (ره)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


«بدترین دشمنان كسانی اند كه حیله خود را بیشتر پنهان می دارند.»



مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر
نویسندگان


پیشینه جریان‌های تکفیری
داعش، مولود عقاید بی‌ریشه      
  ۲۸ / ۵ ۰ /  ۱۳۹۴
Image result for ‫پیشینه جریان‌های تکفیری داعش، مولود عقاید بی‌ریشه‬‎

آیا تاکنون فکر کرده‌اید که جریان‌های تکفیری که خود را اسلامی و آن هم از نوع اصیل می‌دانند، در صدر اسلام و مشرب‌های فقهی سده‌های نخستین چه جایگاهی دارند؟ و آیا اصولا می‌توان برای این جریان‌ها در مقطع مذکور پیشینه درستی را یافت؟
با یک مقایسه سرانگشتی میان آنچه که عناصر داعش و طالبان بدان‌ها اعتقاد دارند و سه جریان اصلی صدر اسلام، یعنی اهل سنت، شیعیان و خوارج، متوجه می‌شویم که تکفیری‌های معاصر با مذاهب فوق تفاوت ماهوی دارند.
تکفیری‌ها در دشمنی‌ با شیعیان و اعتقادات آنها تعریف می‌شوند. آنها شیعیان را کافر و عبادات آنها را شرک‌آمیز می‌دانند. شیعیان از نگاه جریان‌های تکفیری، دشمن شماره یک به حساب می‌آیند و پیروان سایر مذاهب و حتی ادیان دیگر در مرتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند.
این نگاه تنفرآمیز نسبت به اعتقادات شیعی هرگز در مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی) هم وجود نداشته است.
اما، زمانی که حدود 700 سال از زمان هجرت پیامبر اسلام(ص) فاصله می‌گیریم، فردی به نام «ابن تیمیه» در دمشق و سوریه کنونی در لباس مفتی، حرف‌هایی را می‌زند و رویه‌هایی را در پیش می‌گیرد که با تکفیری‌های فعلی شباهت دارد. او نه تنها با مذاهب شیعی، بلکه با پیروان مذاهب فقهی چهارگانه اهل سنت نیز می‌جنگد. دومین پدر فکری تکفیری‌های فعلی، «محمدبن عبدالوهاب» است. محمد‌بن عبدالوهاب که بعداً پیروانش، «وهابی» نام می‌گیرند، کاملا ضدشیعی است.
با این تفاصیل، جریان‌های تکفیری جریان‌هایی جعلی و فاقد ریشه و اصالت در اسلام هستند و تنها دو نماینده عقیدتی در دوره‌های متاخر دارند.
نویسنده تکفیری‌ها را محصول ازدواج این عقاید بی‌پایه و ضرورت‌های سیاسی موجود می‌داند.

Image result for ‫کشورهای عربی و جهان در ارتباط با داعش‬‎
***
نگاهی اجمالی به وضع موجود
کشورهای عربی و جهان در ارتباط با داعش به چند دسته تقسیم می‌شوند؛‌
 1) حامیان عقیدتی: کشور عربستان سعودی و مکتب «وهابیت»‌ آبشخور فکری اصلی جریان‌های تکفیری از القاعده تا طالبان، بوکوحرام، انصارالشریعه، الشباب، جبهه النصره و داعش است. این پیوند را کسی انکار نمی‌کند و هرچه زمان می‌گذرد، پررنگ‌تر نیز می‌شود.

Image result for ‫تامین‌کنندگان نیرو داعش‬‎

2) تامین‌کنندگان نیرو؛ این دسته طیف وسیعی از کشورها را در اروپا، آسیای مرکزی و شرقی، خاورمیانه و استرالیا شامل می‌شود.
عناصر داوطلب با انگیزه‌های مذهبی و غیرمذهبی از طریق خاک اردن و ترکیه به سوریه می‌روند و از آنجا نیز وارد مناطق تحت اشغال تکفیری‌ها در این کشور و عراق می‌شوند تا پس از گذراندن دوره‌های آموزشی و آد‌م‌کشی، علیه هر جنبنده‌ای که مثل آنها فکر نمی‌کنند، وارد نبرد شوند.
این موضوع که آیا بسیاری از کشورهای مبدا زمینه را برای خروج این نیروها فراهم می‌کنند و یا اینکه، شبکه‌های مجازی و اینترنتی در این انتقال نقش اصلی را بازی می‌کنند، تحلیل‌ها و گفتنی‌های زیادی نقل می‌شود، اما موردی که برای ناظران تعجب برانگیز و شوک‌آور است، آمارهایی است که کشورهای مبدا از فرانسه و انگلیس و آلمان گرفته تا ازبکستان و قرقیزستان ارائه می‌کنند. رسانه‌های غربی شمار تروریست‌های خارجی فعال در سوریه و عراق را حدود 20 هزار نفر ذکر می‌کنند. پدیده‌ای که در منطقه طی دهه‌های اخیر سابقه ندارد.
Image result for ‫کمک‌های مالی و نظامی داعش‬‎

3) کمک‌های مالی و نظامی: در کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌فارس، به ویژه قطر و عربستان، موسسات زیادی وجود دارند که آشکارا و یا مخفیانه تروریست‌های تکفیری را کمک مالی می‌کنند. در این میان به کارگیری شبکه‌های اینترنتی و ارتباطات، هم بر میزان این کمک‌ها افزوده و هم این نهادهای مالی را هماهنگ کرده است.
علاوه بر این کمک‌ها، تروریست‌های فعال در عراق و سوریه از طریق فروش اشیاء عتیقه و باستانی، اعضای بدن انسان و نفت خام نیز به درآمدهای لازم دست می‌یابند و از کمک‌های تسلیحاتی و مالی کلان دولت‌های محافظه‌کار عرب هم برخوردار هستند.
Image result for ‫عراق، سوریه و لیبی داعش‬‎

4) کشورهای غیرمرتبط: شامل اکثر کشورهای غیرمسلمان و برخی کشورهای اسلامی مثل عمان و سودان می‌شود.
نوع و میزان حضور داعش تقریبا در اکثر کشورها حضور آشکار و پنهان دارد؛ در عراق، سوریه و لیبی این حضور کاملا آشکار است، گفته می‌شود که در افغانستان، پاکستان و لبنان نیز حضور دارد، در مصر و تونس داعش دست به حملات چریکی می‌زند، اما سرکوب می‌شود. هر چند در این دو کشور به خاطر یاس مردم از قیام‌های ناموفق خود، زمینه برای جذب جوانانی که احساس سرخوردگی می‌کنند فراهم است؛ اما به ویژه در دو کشور مصر و تونس، از لحاظ مذهبی، افراط‌گرایی نمی‌تواند توده‌ها را جذب کند، از لحاظ اجتماعی «شهر» بر «قبیله» غلبه دارد و در تاریخ معاصر خود، پیشینه جنگ داخلی هم ندارند و لذا، بعید به نظر می‌رسد  که این دو کشور طی سال‌های آتی به سمت جریان‌های افراطی بغلطند و مقابل داعش سر خم کنند. به ویژه مصر که یک ارتش نیرومند و قوی دارد و نظامیان این کشور به همان میزان که سد راه روند دموکراتیک هستند، قوه قهریه مناسبی نیز مقابل تکفیری‌ها به شمار می‌روند.
در هر حال، حضور فعلی داعش در مصر علت روانشناختی دارد، برخلاف لیبی که حضور داعش در این کشور به دلایل امنیتی بوده و به خاطر خلأ قدرت، پای این تروریست‌ها در لیبی باز شده است.
جدای از نقل قول‌ها و اسنادی که در مورد پیوند میان جریان‌های تکفیری (به طور کل) و آمریکا ذکر می‌شوند، همان‌طور که در بالا هم دیدیدم، میان سیاست خارجی واشنگتن در خاورمیانه و رشد اندیشه تکفیری ارتباط مستقیم وجود دارد و عواملی که زمینه‌ساز حضور این جریان در کشورها می‌شوند، عبارتند از خلأ قدرت، سرخوردگی مقابل غرب و اندیشه تکفیری.
اندیشه تکفیری که پس از ذکر این مقدمه، محور بحث ما را تشکیل می‌دهد، اندیشه‌ای است که در حال حاضر به‌عنوان یکی از نحله‌های اسلامی دانسته می‌شود و اتفاقا رسانه‌های اصلی غربی، بیشتر به دلایل سیاسی، تلاش می‌کنند که همین معنا را به مخاطبان خود القاء کنند. به عنوان مثال، اگر تروریست‌های تکفیری در شمال عراق مرتکب کشتار غیرنظامیان می‌شوند و قربانیان خود را در گورهای جمعی دفن می‌کنند، خبرگزاری‌های آسوشیتدپرس، رویترز و فرانسه و شبکه‌هایی مثل فرانس-24، بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان اصرار دارند که بگویند «دولت اسلامی» دست به چنین جنایتی زده است.
هرچند انتساب این جنایات بزرگ به اسلام، جفای بزرگی است، ولی وقتی بسیاری از این اقدامات به شیوه انتحاری صورت می‌گیرد، باید در مورد افرادی که حاضر به این کار می‌شوند، تامل بیشتری بکنیم. این افراد با اقدام خود، ضربه به اسلام می‌زنند، اما سؤال این است که آیا خود‌ آنها هم به این صرافت رسیده‌اند و باور دارند که اقدام آنها ضداسلامی است؟
از نگاه اکثر قریب به اتفاق مسلمانان و بسیاری از ملل جهان، کسی که زنان و کودکان را در خیابان با انفجار بمب هدف قرار می‌دهد، یک جنایتکار است و اقدامش نابخشودنی است. اما همان فردی که برای «دیگرکشی» دست به‌ «انتحار» می‌زند، آیا اقدام خود را «جنایت» می‌داند یا نگاه دیگری به مسئله دارد؟
اگر افراد انگشت‌شمار و نادری دست به این کار بزنند، شاید بتوان اقدام آنها را تحت عناوین روانشناختی مثل جنون و روانپریشی و یا عقده و کینه توجیه کرد، اما زمانی که این انتحار تکرار می‌شود، دیگر نمی‌توان با مفاهیم ذکر شده، این جریان را توجیه کرد و حتی نمی‌توان گفت که تکفیری‌ها آگاهانه و برای خوش‌خدمتی به آمریکا و حفظ منافع این کشور، از جان مایه می‌گذارند.
لذا، بهتراست برای تحلیل شرایط جاری، به دنبال دلایل دیگری بگردیم.

Image result for ‫(ایالات متحده، صهیونیسم و محافظه‌کاران عرب) داعش‬‎
در یک جمع‌بندی، باید بگوییم جریان‌های تکفیری که اکنون داعش نماد آنهاست، فرزند ازدواج نامشروع «ضرورت‌های سیاسی» از یک‌سو و «تفکر وهابی» از سوی دیگر هستند. تکفیری‌ها کسانی هستند که از لحاظ عقیدتی و مذهبی پیرو تفکرات «محمدبن عبدالوهاب» بوده و نیروهای سیاسی منطقه (ایالات متحده، صهیونیسم و محافظه‌کاران عرب) از آنها در مقطع کنونی، به نفع خود و برای مقابله با محور مقاومت بهره می‌برند. بنابراین، عناصر تکفیری افراد معتقدی هستند و بر اساس اعتقادات خود می‌جنگند و جان خود را به خطر می‌اندازند.
اگر تاریخ اسلام را ورق بزنیم، نحله‌های انحرافی مشابه تکفیری‌ها را می‌توانیم بیابیم؛ مثل بهائیت، بابی‌گری و فرقه‌های اسماعیلیه و باطنیه در ایران و خوارج در صدر اسلام و بسیاری از پیروان همه این فرقه‌ها به خاطر اعتقادات انحرافی خود، از جان مایه گذاشتند و با سایر مسلمانان جنگیدند.
اینکه عوامل نفوذی آمریکا و عربستان در سطوح فرماندهی جریان‌های تکفیری حضور دارند، واقعیت دارد. ولی اگر بگوییم تک تک تروریست‌های فعال در سوریه و عراق عوامل جیره‌بگیر «سیا»، «موساد» و دستگاه اطلاعاتی عربستان هستند، دور از واقعیت است. چون یک مزدور جیره‌خوار معمولا برای منافع دیگری، خود را به کشتن نمی‌دهد.
لذا، این حقیقت را باید بپذیریم که اغلب عناصر تکفیری خود را مسلمان معتقد می‌دانند و فکر می‌کنند که بر اساس اعتقاد خود عمل می‌کنند. در عرصه میدانی نیز هرجا که تروریست‌های تکفیری تجمع بیشتری دارند، مثل شهرهای «موصل» عراق و «رقه» سوریه، در میان آنها قاضی شرعی و مفتی هم یافت می‌شوند.
در کشورهای افغانستان و پاکستان نیز کسی که از لحاظ مذهبی میان عناصر طالبان دو کشور و اسلام پیوند می‌زند، فردی است به نام مولوی «سمیع‌الحق»، که از او تحت عنوان «پدر معنوی طالبان» نام می‌برند.
اخیرا نیز کتابی تحت عنوان «فقه داعش» چاپ شده است و در این کتاب، برای انواع و اقسام رفتارهای تکفیری‌ها تلاش می‌شود که ریشه‌های شرعی دست و پا شود.
بنابراین، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، پیوند میان پدیده شوم داعش و اسلام مسئله روز است و باید از زوایای مختلف مورد توجه قرار بگیرد و نادیده گرفتن آن، پاک کردن صورت مسئله است.
اما، در اینجا و از این پس بحث‌ها ما راجع به این مسئله است که «علی‌رغم ذهنیتی که راجع به اسلامی بودن جریان تکفیری وجود دارد، این پدیده امری کاملا مستحدثه است و برای آن در صدر اسلام نمی‌توان هیچ شجره فکری پیدا کرد.»
در نگاه نخست ممکن است خیلی‌ها گزاره فوق را در حد یک ادعای بی‌پایه بدانند و فکر کنند که نویسنده احتمالا می‌خواهد به شیوه تبلیغی، چهره اسلام را از جریان‌های بدنام تکفیری مبرا نشان دهد.
به همین خاطر، توضیحات مبسوط‌تری در خصوص مستحدثه بودن پدیده تکفیری ارائه می‌گردد.
صدر اسلام
خوشبختانه هیچ نحله فکری و عقیدتی نزدیک به داعش را نمی‌توان در صدر اسلام نشان کرد.
بسیاری از مردم شاید تکفیری‌ها را معادل خوارج در دوران خلافت امام علی(ع) بدانند، اما در نسبت میان این دو، نکته ظریفی وجود دارد که باید بدان توجه کرد؛ عناصر داعش و تکفیری‌ها در عمل به شیوه خوارج رفتار می‌کنند، ولی از لحاظ فکری و عقیدتی، این دو جریان کاملا از هم جدا هستند.
تکفیری‌ها نیز مثل خوارج، مسلمانان را تکفیر می‌کنند، شیعیان را دشمن شماره یک خود می‌دانند، با قساوت رفتار می‌کنند، کینه‌جو هستند و برداشت ظاهری از دین دارند. اینها مشترکاتی هستند که به عمل مربوط می‌شوند و حتی برداشت ظاهری از دین به تنهایی نمی‌تواند تکفیری‌ها و خوارج را در یک فرقه مذهبی قرار دهد. جریان‌های داعش و طالبان هم تلاش نمی‌کنند خود را به خوارج منتسب کنند.
خوارج در ماجرای «حکمیت» مقابل امام علی(ع) ایستاد و با شعار «لاحکم الاالله» به جنگ امام رفت و مقابل همه جامعه اسلامی آن زمان، حتی معاویه، خلیفه خودخوانده شام، قرار گرفت.
تکفیری‌های فعلی اگر در مورد مناسبت میان خود و خوارج ساکت هستند، اما خود را پیروان واقعی خلفای صدر اسلام می‌دانند و به زعم خود، تلاش می‌کنند که خلافت واقعی را زنده کنند.
اما، میان مایه‌های اعتقادی عناصر داعش و سیره آنها با خلفای راشدین هم مشابهتی وجود ندارد؛ تکفیری‌ها ضمن اینکه مدارای آنها را ندارند، به دنبال دشمن در داخل جامعه اسلامی می‌گردند و با سلاح تکفیر، با همه می‌جنگند.
مذاهب چهارگانه
بنیانگذاران مذاهب فقهی چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی) کم و بیش در مورد شیوه‌های انعقاد خلافت (اهل حل و عقد، استخلاف و شورا) وحدت نظر داشته‌اند.
در یک جمع‌بندی، نحوه برخورد این چهار نفر با شیعیان، به شرایط زمانه و میزان نزدیکی آنها با قدرتمداران ربط پیدا می‌کرد. آنها برای حضرت علی(ع) احترام خاصی قائل بودند، اما کلا، فضیلت خلفای چهارگانه را براساس ترتیب خلافت آنها در نظر می‌گرفتند.
ابو حنیفه (بنیانگذار مذهب حنفی) حتی در مقطعی، علویان را بر امویان و عباسیان ترجیح داده بود و از قیام زیدبن علی در روزگار هشام حمایت کرد.
با این توصیفات، می‌بینیم که میان تکفیری‌ها با مذاهب چهارگانه اهل سنت هم در عقاید مذهبی اشتراکات چندانی وجود ندارد، خصوصا محور قرار دادن دشمنی با شیعیان و اعتقادات آنها، که این روزها هویت اصلی تکفیری‌ها را شکل می‌دهد، در مذاهب چهارگانه وجود ندارد.
بدین ترتیب، مشاهده می‌کنیم که تکفیری‌ها از لحاظ عقیدتی، زمینه‌ای در صدر اسلام و چند قرن پس از آن ندارند.
ابن تیمیه
«تقی‌الدین ابوالعباس احمدبن عبدالحلیم» معروف به «ابن تیمیه»
 (۶۶۱-۷۲۸ قمری) علاوه بر فقاهت، در کارنامه خود، شرکت در نبردهای مختلف علیه مغولان، پیروان اهل سنت و مذاهب شیعی را هم دارد. از میان ردیه‌‌های او، کتاب «منهاج السنه‌النبویه» در پاسخ به کتاب «منهاج الکرامه فی معرفه الامامه» علامه «حلی» و در واقع، علیه شیعیان نگاشته شد.
در واقع، دو چیز ابن تیمیه را از دیگر چهره‌های ضد شیعه تا این زمان، جدا می‌کند؛ اول زمینه‌سازی عقیدتی ضدشیعی با رجوع سنت پیامبر(ص) است و دوم، ویژگی شخصیتی ابن‌ تیمیه که ستیزه‌جویی با دیگر فرق و مذاهب است.
به عبارت دیگر، این مذهب ابن ‌تیمیه (حنبلی) نبود که ابن ‌تیمیه را به خصومت علیه همه برمی‌انگیخت، بلکه این رویه را بیشتر باید با خلق و خوی او توجیه کرد.
ابن ‌تیمیه از این جهت که برای رفع انحطاط مسلمین، بازگشت به صدر اسلام و سیره پیامبر(ص) را جزو آموزه‌های خود قرار داده بود، به عنوان بنیانگذار نهضت سلفی هم دانسته می‌شود، چرا که سلفیه هم نهضتی است که برگشت به سیره پیشینیان و پیامبر(ص) را سرمشق قرار می‌دهد. این تفکر ابن ‌تیمیه، او را به «وهابیت» در عربستان کنونی هم پیوند می‌زند.
ابن ‌تیمیه مخالف اصل انتخابی بودن امام است. از نگاه وی، اگر امیر یا سلطان جائر باشد، رعایا حق سرپیچی از تکالیف خود نسبت به حکومت را ندارند. نفی انتخاب به معنای نفی بیعت نیست و به زبان امروزی، خواص جامعه باید با امیر بیعت کنند.
در اینجا به برخی از جنبه‌های فکری و عقیدتی ابن ‌تیمیه به اجمال اشاره کردیم، و همین اشارات مختصر به خوبی مشخص می‌‌کند که تکفیری‌های کنونی تا چه حد تحت تاثیر اندیشه‌های ابن ‌تیمیه هستند. ابعاد این تاثیرپذیری تا آنجاست که حتی تروریست‌های داعش پس از پخش تصاویر جنایات خود، مثل به آتش کشیدن خلبان اردنی، اظهارات ابن‌ تیمیه را به صورت زیرنویس پخش می‌کنند.
وهابیت
مرجع مهم فکری «محمدبن عبدالوهاب» (قرن 12 هجری) «ابن‌حنبل» و «ابن تیمیه» است. ابن عبدالوهاب با همکاری «ابن سعود»، نوعی اسلام سلفی، یعنی بازگشت به دوران صدر اسلام را تبلیغ می‌کرد.
علاوه بر گرایش سلفی، چیزی که در اینجا اهمیت دارد ذکر شود، این است که ابن عبدالوهاب نیز مثل ابن تیمیه، با دیگر مذاهب فرق اسلام، به ویژه مذهب شیعه ابراز خصومت می‌کرد.
ابن عبدالوهاب همچنین براساس عقاید خود، درصدد پیراستن اسلام و جامعه اسلامی (جزیره‌العرب) از انحرافات برآمد. او مدعی بود که مسلمانان دچار خرافه‌پرستی شده‌اند و استفاده از مهر برای نماز خواندن، ایجاد زیارتگاه‌ها، زیارت بارگاه امامان(ع) و  توسل به آنها برای شفاعت را نشانه‌های بت‌پرستی می‌دانست.
ابن عبدالوهاب با ترویج این عقاید، مقابل شیعیان و دیگر مذاهب قرار گرفت.
تکفیری‌های کنونی نیز اگر شیعیان را دشمن اول خود می‌دانند، اگر علاوه بر شیعیان، به همه فرق و مذاهب اسلامی و غیراسلامی و حتی پیروان اهل سنت حمله می‌کنند، اگر قبور، بارگاه‌ها و مساجد را ویران می‌نمایند، اگر روحیه نظامی‌گری و جنگ دارند و به اعمال ننگین خود صبغه دینی و مذهبی می‌زنند، همه اینها را از محمدبن عبدالوهاب و ابن تیمیه به ارث برده‌اند. بی‌دلیل نیست که کشور عربستان  اکنون خاستگاه اصلی تکفیری‌هاست و این کشور علاوه بر اعزام جوانان و مفتی‌های خود برای پیوستن به جریان‌های افراطی در  منطقه، از این جریان‌ها حمایت‌های مالی و تسلیحاتی نیز می‌کند.
براساس آخرین نظرسنجی که در داخل جامعه سعودی صورت گرفته است، از هر پنج فرزند یک خانواده در عربستان، سه فرزند تمایل دارند که به گروه‌های تکفیری در منطقه بپیوندند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 مرداد 1394
جمعه 30 مرداد 1394 09:41 ب.ظ
طالبان ، داعش ، النصره بو كوحرام و....همه این اراذل و اوباش با پول عربهای مفت خور شكم پرست و یهودیان بی دین و آمریكائی های جلاد تاسیس و به جان رفیبان سیاسی خودشان می افتند هیچ یك از این گروها به هیچ دین و آئین توحیدی و حتی مسلك های من در آوردی اعتقاد ندارند .
جمعه 30 مرداد 1394 09:37 ب.ظ
از خدا آرزو مندم كه همه جنایتكاران را هم در این دنیا و همه در آخرت رسوا و به عذاب ابدی دچار نماید .
جمعه 30 مرداد 1394 09:35 ب.ظ
مرگ .... بر آمریكای جنیت پیشه كه حامی همه جنایتكارن است
جمعه 30 مرداد 1394 09:34 ب.ظ
لعنت بر ابن تیمیه و محمد ابن عبد الوهاب و همه كسانی كه در اسلام ناب محمدی (ص)بدعت گذاری می كنند
جمعه 30 مرداد 1394 09:32 ب.ظ
لعنت خد بر وهابیون . آمریكا و اسرائیل و اعراب مفت خور ضد دین و مشرك كا با یهود و مسیحیان صهیونیسم بر علیه دین توحیدی اسلام می جنگند .
جمعه 30 مرداد 1394 09:30 ب.ظ
لعنت خدا بر داعش





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات