تـــبـــرّی ( دشــمـن شـــناسـی )
آمریكا دشمن شماره 1 مردم محروم و مستضعف جهان است . حضرت امام خمینی (ره)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


«بدترین دشمنان كسانی اند كه حیله خود را بیشتر پنهان می دارند.»



مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر
نویسندگان


اردوغان کار رها‌سازی داعش به سمت کشورهایشان را آغاز کرد
  ۱۳۹۸/۰۸/۲۰

Image result for ‫اردوغان‬‎
یک شبکه تلویزیونی متعلق به ترکیه، اعلام کرده این کشور روند انتقال عناصر تروریستی داعش به کشور‌های خودشان را آغاز کرده است.
بر اساس این گزارش، «سلیمان سویلو» وزیر کشور ترکیه، اعلام کرده یک عضو داعش که تابعیت آمریکایی داشته به این کشور بازگردانده شده و ۷ داعشی تبعه آلمان را هم در روزهای آینده به این کشور باز خواهد گرداند. به گفته وزیر کشور ترکیه، آنکارا از روز دوشنبه (دیروز) این روند را آغاز کرده است. سویلو از کشور‌های اروپایی نیز خواست تا شهروندان خود را که به گروه تروریستی داعش پیوسته بودند و هم‌اکنون در بازداشت نیرو‌های ترکیه هستند، تحویل بگیرند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، تعدادی از زندانیان داعشی در عملیات نظامی «چشمه صلح» که ترکیه از ماه گذشته در منطقه شمال شرق سوریه با هدف ایجاد منطقه امن آغاز کرد توانستند از زندان‌های این منطقه بگریزند.


دیوار برلین فرو نریخته ...!

Image result for ‫دیوار برلین فرو نریخته‬‎

امین الاسلام تهرانی
تخریب دیوار برلین در نوامبر (آبان) سال 1989 میلادی کلید خورد، دیواری که آلمان شرقی -در سیطره نفوذ بلوک شرق و شوروی- را از آلمان غربی -تحت نفوذ بلوک غرب و آمریکا- جدا می‌کرد. این‌که چه شد این دیوار بالا رفت و چه تاریخی را گذراند، بماند، اما نکتۀ مهم برای ما این است که فروریختن این دیوار زمانی میسر شد که بلوک شرق در حال احتضار بود و آنها که سودای ساختن آلمانِ واحد و برابر را در سر می‌پروراندند می‌خواستند با تخریبِ این دیوار خواستۀ خود را محقق کنند و به خیال‌شان آلمان شرقی را همان‌طور از پیشرفت بهره‌مند کنند که آلمان غربی بهره‌مند می‌شود. وسوسه برابری شرق و غرب، آلمانی‌ها را به سوی فرو ریختن دیوار برلین می‌کشاند، دیواری که مانع برابری تصور می‌شود.
نگاهی به «توزیعِ بهره‌مندی از مواهبِ توسعه» در آلمان، به عنوان قدر‌تمندترین اقتصاد اروپا، نشان می‌دهد، با گذشت 30 سال از تخریب آن دیوار آرمانِ برابری غرب و شرق محقق نشده است. براساس یک نظرسنجی جدید، ۵۷ درصد شهروندان شرق آلمان خود را به عنوان «شهروندان درجه دوم» احساس می‌کنند و حدود نیمی از آنها از شیوۀ عملکرد دموکراسیِ آلمانی ناراضی هستند. به این ترتیب ارزیابی شهروندان در مورد اتحاد دوبارۀ شرق و غرب به میزان زیادی با همدیگر متفاوت است و در نتیجه از لحاظ فرهنگی به نظر می‌رسد که دوپارگیِ شرق و غرب بیشتر و عمیق‌تر می‌شود. چنان‌که، «بئاته کوپر» روانکاو اجتماعی معتقد است که با در نظر داشتن جدایی طولانی مدت شرق و غرب این امر مسلم نیست که اصلاً آلمانی‌های شرقی و غربی خود را همسان ببینند.
این تفاوت نگاه و احساس تبعیض منشأ عملکرد سیاسی متفاوت نیز می‌شود، مثلاً حزب عوام‌گرایِ دست‌راستیِ «بدیل برای آلمان» در مناطق شرقی آرای بالاتری می‌گیرد، آرای این حزب در انتخابات ایالت‌های غربی تا 10درصد است، در حالی‌که در شرق تا حدود ۲۵درصد هم می‌رسد، چنان‌که نتایج انتخابات اخیر ایالت‌های شرقی «براندنبورگ»، «زاکسن» و «تورینگن» همین رویکرد سیاسی را تأیید می‌کند.
این حزب در شرق آلمان نقش یک حزب اعتراضی را بازی می‌کند، اما خروجی آن تقویت تدریجی -ولو با سرعت ‌اندک- جریان‌های افراطی دست‌راستی است. البته به‌ نظر، این حزب نیست که جریان دست‌راستیِ افراطی را تقویت می‌کند، بلکه سربرآوردن جریان‌های دست‌راستیِ افراطی است که این حزب را تقویت می‌کند، چراکه جریان‌های افراطی در میدان سیاست نمی‌توانند با همان تندروی‌های معمول خود ورود کنند، در نتیجه این حزب را به عنوان نزدیک‌ترین گزینه به خود می‌بینند و آن را انتخاب و تقویت می‌کنند تا جایی در میدان رسمی سیاست آلمان بیابند.
برای نمونه نگاه کنیم به شهر «درسدن»، مرکز ایالت «زاکسن» که از پایان جنگ دوم جهانی تا زمان اتحاد آلمان جزو خاک آلمان شرقی محسوب می‌شد و مدت‌هاست که به عنوان پایگاه جریان‌های راست افراطی و حتی مهد جنبش «پگیدا» شناخته می‌شود که رویکردی ضد اسلام دارد، این شهر بارها شاهد خشونت‌های نژادپرستانه بوده است.
البته بحث فقط بحث فرهنگی نیست، چراکه این «احساس تبعیض» ریشه در واقعیتِ خارجیِ امروز آلمان دارد و آمار و ارقام هم این تبعیض را نشان می‌دهد: اکنون تبعیض کماکان بین دو آلمان ادامه دارد، سرانه تولید ناخالص داخلی در مناطق شرقی آلمان، به طور متوسط ۲۰درصد و درآمدها به طور متوسط ۱۵درصد از مناطق غربی آلمان کمتر است. هیچ بنگاه بزرگی نیز رأس کاری‌اش در شرق آلمان قرار ندارد. همین نابرابری‌هاست که «احساس تبعیض و محرومیت» را می‌سازد و باید توجه داشت که یک طرف تمام تندروی‌هایِ پیش‌گفته، همین «محرومیت» و «احساس محرومیت» از منابعِ قدرت و منافعِ توسعه است که نتیجه‌اش خشونت‌هایی است که در لباس نژادپرستی و باز‌سازی نازیسم ظاهر می‌شود.
در پایان بازگردیم به آن‌چه در سطور آغازین این یادداشت گفته شد: «وسوسه برابری شرق و غرب آلمانی‌ها را به سوی فرو ریختن دیوار برلین می‌کشاند، دیواری که مانع برابری تصور می‌شود.» پس اغراق نیست اگر بگوییم «دیوار برلین هنوز فرو نریخته» است، چراکه هنوز شرقی‌ها با غربی‌ها برابر نیستند و آرمانِ آلمانِ برابر هنوز آرزویی ناتمام است. 1
ــــــــــــــــــــــــ
1- منابع در روزنامه موجود است.



 ناگفته‌های نیکی هیلی از اختلافات عمیق در کاخ سفید

Image result for ‫ناگفته‌های نیکی هیلی از اختلافات عمیق در کاخ سفید‬‎
«نیکی هیلی» نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل در کتاب خود بخشی از اختلافات عمیق در کاخ سفید و تلاش مقامات ارشددولت برای نافرمانی از ترامپ با هدف تضعیف او را فاش کرده است.
این روزها در آمریکا بازار افشاگری سیاستمداران علیه یکدیگر داغ است هفته گذشته یک مقام کاخ سفید که نامش منتشر نشد با انتشار کتابی گوشه‌ای از «بحران» در دولت آمریکا و اختلاف گسترده کارکنان کاخ سفید را با «ترامپ» افشا کرد. وی در کتاب خود نوشت مقامات ارشد کاخ سفید گاهی از ترس گاف‌های آنچنانی ترامپ، صبح‌ها با وحشت و نگرانی از خواب بیدار می‌شوند و..! سال گذشته نیز روزنامه «نیویورک تایمز» با انتشار یادداشتی بی‌نام و نشان از این مقام دولتی با عنوان «من عضوی از مقاومت درون دولت ترامپ هستم»، تصویری از دولت آمریکا ترسیم کرد که در آن گروهی از مقام‌های دولت فعالانه، آگاهانه و هماهنگ برای مقابله با رئیس‌جمهور و دستورات او در تلاشند.
حالا نوبت «نیکی هیلی» بود که گوشه دیگری از اختلافات عمیق درون کاخ سفید و تلاش مقامات ارشد دولت برای کودتا علیه ترامپ را فاش کند. روزنامه «واشنگتن پست» در گزارشی در این زمینه نوشته: «نیکی هیلی نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل در کتابش که قرار است روز سه شنبه(امروز) رسما منتشر شود نوشته دو نفر از مقامات ارشد دولت آمریکا از وی خواسته بودند که برای نجات کشور، دونالد ترامپ را تضعیف کند یا او را نادیده بگیرد.
براساس این گزارش، هیلی در کتابش با عنوان «با کمال احترام»، گفته؛ «رکس تیلرسون» وزیر خارجه سابق آمریکا و «جان کلی» رئیس‌سابق ستاد کارکنان کاخ سفید تلاش کرده‌اند او را اجیر کنند تا ترامپ را تضعیف و او را سرنگون کند تا به قول خودشان کشور را نجات دهند، اما وی درخواست آنها را رد کرده است.
هیلی در کتابش تیلرسون را فردی «متکبر» و «کسل‌کننده» خوانده و گفته «جان کلی» نیز به میزان دسترسی او به رئیس‌جمهور مشکوک بوده است. سفیر سابق ترامپ در سازمان ملل در ادامه گفته، تیلرسون و کلی به وی اطمینان داده بودند که مقاومت آنها در برابر ترامپ نافرمانی نیست بلکه آنها به دنبال نجات کشور هستند. هیلی در کتاب خود که نسخه‌ای از آن به دست واشنگتن پست رسیده است همچنین نوشته: «تیلرسون و کلی معتقد بودند که این تصمیمات آنهاست که به نفع آمریکاست نه تصمیمات رئیس‌جمهور. ترامپ اصلا نمی‌داند که چه کار دارد می‌کند.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 آبان 1398
سه شنبه 21 آبان 1398 09:36 ق.ظ
مرگ بر آمریکا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی