تـــبـــرّی ( دشــمـن شـــناسـی )
آمریكا دشمن شماره 1 مردم محروم و مستضعف جهان است . حضرت امام خمینی (ره)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


«بدترین دشمنان كسانی اند كه حیله خود را بیشتر پنهان می دارند.»



مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر
نویسندگان

چرایی، چگونگی و پیامدهای حمله عراق به کویت



هنگامی که عراق در بامداد دوم اوت 1990 (11 مرداد 1369) به کویت حمله کرد، به نظر نمی‌رسید در اندیشه یک توجیه صریح و منطقی برای عملکرد خود باشد، درگیری و اختلاف بین دو کشور از قبل روشن بود. علت اساسی این اختلاف در اعتراض اصولی عراق نسبت به موجودیت کشور کویت بود که از زمان انحلال امپراطوری عثمانی بوجود آمده بود. بحث فقط مربوط به اختلاف ارضی بین دو کشور نبود. مشکلات ناشی از قروض روز افزون عراق به کویت که به دنبال «جنگ مشترک» اعراب در برابر انقلاب اسلامی ایران پیش آمده بود در این زمان مسئله ساز شده بود و بهانه‌های لازم برای تهاجم عراق به کویت را فراهم آورد.

 
مقدمه
به دنبال برقراری آتش بس در جنگ ایران و عراق در 19 مرداد 1367 (10 اوت 1988) عراق عزم خود را جزم کرد تا قدرتمند‌ترین کشور در منطقه خلیج فارس شود و جایگاه برتری در میان کشورهای عربی منطقه بدست آورد. این جاه طلبی‌ها الحاق برخی از کشورهای منطقه چون کویت را طلب می‌کرد. به فاصله یک ماه بعد از برقراری آتش بس ایران و عراق، نیروهای عراق،‌کویت را مورد تجاوز قرار داده و تا 20 کیلومتری در داخل این کشور پیش روی کردند. البته این نیروها بعدا با فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی مجبور به عقب‌نشینی شدند.

عراقی‌ها هر چند در برخی سال‌ها فقط درخواست واگذاری بخش‌هایی از خاک کویت را به عراق کرده‌اند، اما در نهایت هدف آنها الحاق کامل کویت به عراق بوده است. عراقی‌ها همواره امیدوار بوده‌اند که از طریق انضمام کویت به معضلات ژئوپلتیکی خود در منطقه خلیج فارس که بدون غلبه بر آنها، برخورداری از یک موقعیت برتر در خلیج فارس نمی‌توانست مطرح باشد فائق آیند.

هنگامی که عراق در بامداد دوم اوت 1990 (11 مرداد 1369) به کویت حمله کرد، به نظر نمی‌رسید در اندیشه یک توجیه صریح و منطقی برای عملکرد خود باشد، درگیری و اختلاف بین دو کشور از قبل روشن بود. علت اساسی این اختلاف در اعتراض اصولی عراق نسبت به موجودیت کشور کویت بود که از زمان انحلال امپراطوری عثمانی بوجود آمده بود. بحث فقط مربوط به اختلاف ارضی بین دو کشور نبود. مشکلات ناشی از قروض روز افزون عراق به کویت که به دنبال «جنگ مشترک» اعراب در برابر انقلاب اسلامی ایران پیش آمده بود در این زمان مسئله ساز شده بود و بهانه‌های لازم برای تهاجم عراق به کویت را فراهم آورد. هدف از این تهاجم در وهله اول کاملا روشن نبود. عراق عنوان می‌کرد که بنابر تقاضای «دولت آزاد و موقت» کویت وارد این کشور شده است. چند روز بعد تردیدها از بین رفت و زمامداران عراق رسما ادغام کلی و برگشت ناپذیر کویت به عراق را اعلام کردند.

بهانه‌های عراق در قبال کویت هر چه که باشد، به هیچ وجه فتح مسلحانه این کشور را بنابر حقوق بین‌الملل توجیه نمی‌کند. وانگهی جامعه بین‌المللی در برابر این الحاق عکس‌العمل شدیدی نشان داد.

در این اثنا ، در شورای امنیت سازمان ملل متحد در ظرف چهار ماه دوازده قطعنامه علیه عراق به تصویب رسید که در تاریخ 46 ساله شورا رویدادی بی‌سابقه بود. قطعنامه‌های مذکور درخواست‌هایی را مطرح و شرایط گوناگونی به عراق تحمیل کرد، از جمله خروج کامل و بی‌قید و شرط از کویت، با ادامه بحران و شروع جنگ و تحقق آتش بس و مسائل مترتب بر آن تعداد قطعنامه‌های شورای امنیت افزایش یافت به طوری که از 2 اوت 1990 تا 11 اکتبر 1991، 23 قطعنامه در خصوص جنگ عراق و کویت به تصویب رسید.

در 28 فوریه، پس از حدود 42 روز جنگ هوایی و فقط 100 ساعت جنگ زمینی، رییس جمهور آمریکا با اعلام اینکه کویت آزاد شده، ارتش یک میلیون نفری عراقی به حد کافی تضعیف گردیده و سلاح‌های دارای قدرت تخریب وسیع آن نابوده است، جنگ را خاتمه یافته تلقی کرد.

[عملیات] «طوفان صحرا»‌ی ایالات متحده موجب ویرانی فاجعه بار عراق و کویت گردید و به محیط زیست منطقه لطمه عظیمی زد. در اوضاع سیاسی از پیش آشفته خاورمیانه نیز دوره نوینی پدید آورد. با آنکه پیامدهای کلی و دراز مدت جنگ خلیج فارس تا حد زیادی غیرقابل پیش‌بینی است، این عقیده عموما وجود دارد که به هر حال «وضع پیشین خاورمیانه هرگز تجدید نخواهد شد» . هم طرفداران [حفظ] وضع موجود و هم کسانی که مایلند این نخستین رویارویی عمده دوره پس از جنگ سرد به تغییرات دموکراتیک بینجامد، این پیش‌بینی جا افتاده را قبول دارند. غیر از خاورمیانه خود ایالات متحده قدرتی است که بیش از همه از این بحران تأثیر خواهد پذیرفت. و این نه فقط بدان خاطر است که ایالات متحده حساس‌ترین نقش را در این جنگ ایفا نموده، بلکه همچنین به خاطر آن است که بحران در یک دوره انتقالی در سیاست جهانی رخ داده، در زمانی که دوره جنگ سرد خاتمه یافته بود ولی ماهیت [دوره] جانشین آن تا حد زیادی نامعلوم بود.

شورای امنیت و حمله عراق به کویت
در تاریخ دوم اوت 1990 درست چند ساعت پس از حمله عراق به کویت شورای امنیت با صدور قطعنامه 660 ضمن محکوم کردن تهاجم عراق، از این کشور خواست فورا و بدون قید و شرط از کویت خارج شود. این قطعنامه بر اساس مواد 39 و 40 از فصل هفتم منشور ملل متحد می‌باشد. در فصل هفتم اقدامات قهری شورا در مورد تهدید علیه صلح، نقض صلح و تجاوز پیش‌بینی شده است. در واقع شورای امنیت از اولین روز تجاوز عراق به کویت عزم خود جهت برخورد قاطع با متجاوز را به نمایش گذاشت.

در ارتباط با تحولات مختلف جنگ کویت، شورای امنیت موضع‌گیری‌های صریح و قاطعی را در هر یک از موضوعات مبتلابه جنگ نمود. شورای امنیت در ارتباط با وضعیت اتباع کشورهای ثالث و همچنین کارکنان نمایندگی‌های خارجی در عراق و کویت در قطعنامه‌های664 و 667 و674 شدیدا موضع‌گیری کرد. و مسئولیت عراق را بر اساس حقوق بین‌المللی و کنوانسیون وین خاطرنشان است.

به دنبال بی‌توجهی عراق به 11 قطعنامه مصوبه قبلی ، شورای امنیت در تاریخ 29 نوامبر 1990 قطعنامه 678 را به تصویب رساند. این قطعنامه که از آن توسل بزور استنباط می‌شود مبنای حقوقی جنگ نیروهای ائتلافی علیه عراق قرار گرفت. به دنبال بی‌اعتنایی مقامات عراقی به تلاش‌های دیپلماتیک صورت گرفته جهت جلوگیری از شروع جنگ ، ایالات متحده آمریکا و «کشورهایی که با دولت کویت همکاری می‌کردند» در نیمه شب 16 ژانویه حمله‌ای همه جانبه را بر اساس قطعنامه 678 شورای امنیت به عراق آغاز کردند.

علیرغم مقررات مربوط به زمان جنگ، می‌توان به جرأت ادعا کرد که نیروهای ائتلافی و عراق در خلال 6 هفته جنگ هوایی و 100 ساعت جنگ زمینی، به کرات قوانین و مقررات مربوط به جنگ‌های مسلحانه را نقض کردند. نیروهای نظامی ائتلافیون علیه عراق عمدتا آمریکایی بودند. آمریکا با گسیل بیش از 400000 نیرو تقریبا 65 درصد از نیروی زمینی ، 85 درصد از نیروی دریایی و 94 درصد از نیروی هوایی متحدین را تشکیل می‌داد.

جنگ دوم خلیج فارس بدون شک بزرگترین جنگی بود که از پایان جنگ دوم جهانی روی داده بود. تعداد نیروهای طرفین در این جنگ بیش از 1150000 تن بود که 550000 تن آن متعلق به عراق و 600000 نیرو متعلق به جبهه ائتلافیون بود. در این جنگ سلاح‌های پیشرفته، هواپیماهای نسل جدید، موشک‌های کروز و سلاح‌های الکترونیکی به کار گرفته شد. ائتلافیون با انجام 100000 حمله هوایی بیش از 88500 تن بمب روی عراق فرو ریختند. در مورد اصل تناسب وسایل به کار گرفته شده باید گفت مؤتلفین به هیچ وجه این اصل را رعایت نکرده و وسایل نظامی بسیار پیچیده‌ای را به کار گرفتند و اهدافی و رأی تصمیمات شورا را متحقق ساخته، به طوری که موجب تأسف دبیرکل شد.

برای اولین بار در طول تاریخ جنگ‌ها نفت به عنوان یک شیوه بازدارندگی و تلافی جویانه در این جنگ بکار رفت. عراق با به آتش کشیدن 735 حلقه چاه بزرگ‌ترین فاجعه اکولوژیک تاریخ را به وجود آورد. شورای امنیت با صدور قطعنامه 678 (مصوبه 3 آوریل 1991) عراق را مسئول جبران خسارات ناشی از تعرضات به محیط زیست و خریب منابع طبیعی دانست.

شورای امنیت از طریق قطعنامه‌های 664 و 666 و 670 و 674 و 686 و 687 نسبت به وضعیت غیرنظامیان و اسرا در این جنگ واکنش نشان داد؛ به دنبال توقف عملیات جنگی در 28 فوریه 1991 و بعد از تصویب قطعنامه‌های 686 (دوم مارس) و 687 (سوم آوریل) ، در تاریخ 11 آوریل بین دو طرف آتش‌بس برقرار شد.

در جنگ عراق و مؤتلفین ، (سازمان) ملل متحد مستقیما در مرحله عملیات نظامی مشارکت نداشت و به طور کاملا بارزی از کلیه تمهیدات نظامی کنار گذاشته شد. حتی یک فرماندهی واحد با پرچم ملل متحد بوجود نیامد و نیروهای سازمان ملل مورد استفاده واقع نشدند. سازمان ملل نه کنترلی بر جمع‌آوری و آماده سازی نیروها و نه نظارتی در مرحله عملیات نظامی داشت. شورا در مرحله شروع عملیات جنگی به طور چشمگیری در صحنه دیپلماتیک غایب بود و از 29 نوامبر 1990 و تا 13 فوریه 1991 دیگر تشکیل جلسه نداد . دبیرکل نیز در این جنگ به طرز حساب شده‌ای کنار گذاشته شد.

مداخله کشورهای متحد علیه عراق اگر چه به حساب شورای امنیت سازمان ملل متحد گذاشته شد ولی تحت کنترل و هدایت آن صورت نگرفت و عملیات نظامی وسعتی بیش از مجوز داده شده به خود گرفت و شورا اصولا در این جنگ یک تعجیل و اشتغال خاطر کاملا بی‌سابقه‌ای از خود نشان داد؛ امری که با انفعال معمول شورا در موارد مشابه دیگر در تضاد است. در این جنگ شورای امنیت به صورت ابزار حفظ منافع ایالات متحده آمریکا درآمد و عملیات جنگی با مدیریت، کنترل و مداخله مستقیم آمریکا صورت گرفت. در واقع همان اندازه که آمریکا به صورت ابزار اجرایی منشور ملل متحد مورد استفاده قرار گرفت به همان اندازه نیز شورای امنیت به صورت بازوی اجرایی دیپلماسی آمریکا در آمد. در این جنگ شوروی درگیر مشکلات و نابسامانی‌های بی‌شمار داخلی خود بود و به نوعی ناچار از دنباله روی آمریکا و دیگر کشورهای غربی عضو شورا بود. چین نسبتا از صحنه شورای امنیت کناره گرفته بود؛ در واقع برای چین هیچ نفعی متصور نبود که به صورت سپر دیپلماتیک عراق، این کشور متجاوز و پرمدعا، ظاهر شود.

شورای امنیت به منظور اجبار عراق به خروج از خاک کویت، با صدور چند قطعنامه تحریم‌های گسترده‌ای را علیه این کشور به مورد اجرا گذاشت و بایکوت کاملی را در روابط اقتصادی، تجاری ، مالی (قطعنامه 661) عراق به وجود آورد و خواستار تحریم های بیشتر عراق (قطعنامه 670) شد. استفاده از زور (قطعنامه 665) را برای رعایت تصمیمات شورا و تحریم دریایی عراق مجاز شمرد. در قطعنامه 661 با استناد به مواد 25، 41، 48 منشور ملل متحد شدیدترین محدودیت‌های ممکن علیه یک کشور در تاریخ حیات سازمان ملل متحد گنجانده شد. این تحریم باعث کاهش 97 درصد از صادرات عراق شد.

قطعنامه 687 ترتیبات مربوط به یک تحریم کلی در خصوص فروش تسلیحات و تجهیزات نظامی به عراق را مورد بحث قرارداد. یک چنین ترتیباتی تاکنون از سوی شورای ا منیت سابقه نداشته است. خلع سلاح عراق، تسلیحاتی که خطر آنها برای حفظ صلح بسیار شدید است و در آینده می‌تواند تهدیدآمیز باشد، یعنی در واقع سلاح‌های کشتار جمعی اتمی، شیمیایی و بیولوژیک ، را مورد بحث قرار می‌دهد. بنابر قطعنامه 687 عراق نسبت به خلع سلاح خود الزامات زیادی از جمله نابودی توان هسته‌ای خود را پذیرفت. بازرسی‌های متعددی از سوی کارشناسان تسلیحاتی سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از تأسیسات هسته‌ای عراق صورت گرفت. در بسیاری از موارد تعهداتی که از عراق خواسته شد، خارج از چهارچوب معاهدات موجود بین‌المللی و حقوق بین‌المللی بود. علیرغم گذشت زمان و تغییر شرایط، تحریم‌های عراق همچنان به قوت خود باقی بود و تا زمانی که خواست و اراده سیاسی اعضای دائم شورای امنیت و خصوصا آمریکا و انگلستان ایجاب نکند، این تحریم‌ها ادامه یافتند.

مسئولیت رژیم عراق در قبال عوارض ناشی از اشغال کویت به طور کامل و جامع و به دفعات مورد توجه شورای امنیت قرار گرفت. شورا با تصویب قطعنامه‌های 664، 670، 674، 678 و 692 خاطرنشان می‌سازد که عراق به موجب حقوق بین‌الملل، مسئول هر گونه ضرر و زیان و خسارات وارده به کویت و کشورهای ثالث و نیز اتباع و شرکت‌های آنها می‌باشد.

شورای امنیت برای بررسی خسارات ایجاد شده ناشی از تجاوز عراق «صندوق جبران خسارات سازمان ملل متحد» و کمیسیون «جبران خسارات ملل متحد» را بوجود آورد. صندوق جبران خسارات به دنبال قطعنامه 687 بوجود آمد و از طریق 30 درصد از ارزش صادرات نفت عراق که به میزان 6/1 میلیارد دلار تعیین گردید، تأمین مالی می‌گردد و مکانیزم دقیق و ویژه‌ای برای پرداخت غرامات از طریق یک کمیسیون ویژه در نظر گرفته شد. کمیسیون جبران خسارات که از طریق قطعنامه 698 بوجود آمد، موظف به اجرای استرداد اموال و انجام تعمیرات ناشی از خسارات ناشی از تجاوز عراق به کویت، شد.

علیرغم تصمیمات بسیار روشن و قاطع و مکانیزم بسیار دقیقی که از سوی شورای امنیت پیرامون مسئولیت‌های عراق در تهاجم به کویت اتخاذ گردید، لیکن مسئولیت‌های ناشی از تهاجم عراق به جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه مورد توجه جدی شورا نبوده است.

واکنش شورای امنیت در قبال دو تهاجم عراق به جمهوری اسلامی ایران و کویت در ظرف یک دهه بسیار متفاوت است. مقایسه قطعنامه‌های صادره از سوی شورا در طول این دو جنگ به خوبی بیانگر این تفاوت بوده و اغراض سیاسی بانیان قطعنامه‌ها و نیات اعضای خصوصا دائم شورا را مشخص می‌سازد. اصولا بعد از تصمیمات قاطع شورا در برابر تجاوز عراق به کویت، ضعف و سستی قطعنامه‌های این شورا در جنگ عراق با ایران، بیشتر آشکار می‌شود. قطعنامه‌های شورا در جنگ اول خلیج فارس بیشتر حالت «توصیه» دارد و فقط قطعنامه 598 که منجر به پایان جنگ و آتش‌بس بین ایران و عراق شد منطبق بر فصل هفتم منشور و حاکی از «تصمیم» شورای امنیت است. شورا در این جنگ با بی‌تفاوتی از کنار واقعیات می‌گذرد و نگاه ناشی از تهاجم همه جانبه عراق به ایران را تنها «وضعیت بین ایران و عراق» می‌خواند. شورا در طول 22 ماه اول جنگ خواستار آتش بس و عقب‌نشینی‌ نیروهای عراق از خاک ایران نشد.

در تصمیمات شورای امنیت برخورد ریشه‌ای و عادلانه با موضوع جنگ عراق با ایران نشده است و شورا اساسا موضع جانبدارانه‌ای در قبال عراق داشت. شورا در خصوص مسئولیت متجاوز سعی در فرار از حقایق دارد و در مورد پرداخت غرامت هیچ مکانیزم عملی و جدی را مطرح نمی‌سازد.

در خصوص نقض حقوق بشر در جنگ عراق با ایران، شورای امنیت 4 بیانیه و 2 قطعنامه در مورد کاربرد سلاح‌های شیمیایی توسط عراق صادر کرد. هر چند گزارش‌های روشن و صریح کارشناسان اعزامی سازمان ملل متحد مدارک لازم را برای موضع‌گیری قاطع شورا فراهم ساخته بود، لیکن به جز آخرین قطعنامه (620) ، قطعنامه‌های دیگر و بیانیه‌ها هیچ یک نشان دهنده توجه کامل و جدی شورا به وظایف انسانی‌اش نبود . شورا همچنین در امر جلوگیری از حمله به مناطق مسکونی و جنگ شهرها نیز به رغم استقرار هیأت‌های در دو کشور موفقیتی نداشت.

در جنگ عراق با ایران، شورای امنیت اصولا به جز در قطعنامه 598 آن هم تا اندازه‌ای، برخوردی بنیادی و مطابق با روح منشور با موضوع جنگ نکرد و این نیز به دلیل پیروزی‌های نظامی ایران در جبهه‌های جنگ و نیز به خاطر دیپلماسی پرتحرک و ابتکارات سیاسی ایران به خصوص در سال های 1365 به بعد بود.

پیامدهای جنگ در عراق
شکست خفت‌بار عراق در جنگ با امریکا و متحدانش و عقب‌نشینی‌ ارتش بعث از خاک کویت، سبب از هم پاشیدن ماشین جنگی صدام حسین گردید. از هم پاشیدگی ارتش شکست خورده عراق، عاملی بود تا شورش‌هایی در داخل ارتش بروز نماید و همچنین باعث گردید تا مردم مخالفت‌های خود را با سیاست‌های جنگ‌افروزانه و ویرانگرانه صدام و حزب بعث آشکار نمایند.

قیام مردمی در مخالفت با صدام از بصره آغاز گردید و به زودی به سایر شهرهای عراق گسترش یافت. تعدادی از پرسنل ارتش نیز به صفوف ملت پیوستند و اسلحه خود را به سوی حزب بعث و یگان‌های گارد جمهوری ـ که پس از شکست از آمریکا و متحدانش به جنگ ملت آمده بود ـ گرفتند.

آمریکا قبلا اعلام کرده بود که، ‌«مردم عراق» باید صدام را سرنگون نمایند، اما زمانی‌ که ماهیت اسلامی قیام مردم عراق آشگار گردید، به سران حاکم بر عراق، در آزادی عمل در سرکوب قیام مردم، چراغ سبز نشان داد. رژیم بعث با قبول شرایط خفت‌بار متحدین به قیمت بقای موجودیت خویش، دست و پای خود را جمع کرد و با بهره‌گیری از توپ، تانک ، هواپیما و هلی‌کوپتر به مقابله با مردم پرداخت. غرب با پشت کردن به قیام مردم عراق، اثبات نمود که باقی یک حکومت ضد مردمی را که تضمین کننده منافع او باشد بر برقراری یک حکومت مردمی ترجیح می‌دهد. جنگ داخلی در عراق آغاز شد و رژیم بعث با به راه انداختن حمام خون به مقابله با قیام مردم در شمال و جنوب عراق پرداخت. پشتیبانی و حمایت غرب از صدام حسین سبب تشدید جنگ داخلی عراق که می‌توانست پیروزی سریع مردم را در پی داشته باشد گردید. با سرکوب مردم که با مقاومت آنان روبرو بود، غرب به این هدف خود که، تخریب هر چه بیشتر منابع انسانی و اقتصادی عراق و مسلمانان است نزدیک شد، منتهی این بار تخریب به دست خود آنان انجام می‌شد، تا آنچه که بمب‌های هواپیماهای غربی تخریب نکرده بودند، تخریب گردد.

با تسلط هر چه بیشتر ارتش بعث بر مناطق آزاد شده توسط نیروهای مردمی، ملت بی‌دفاع و مظلوم عراق، در شمال و جنوب خود را در معرض آتش انتقام‌جویی رژیم بعث دیدند.آنان هنوز خاطره بمباران شیمیایی حلبچه و فاجعه کشتار زنان و کودکان را در این شهر به خاطر داشتند. اعمال وحشیانه ارتش و اعضای حزب بعث با مردم بی‌گناه، پس از بازپس‌گیری مناطق آزاد شده و اعدام دسته‌جمعی و مثله کردن مردم، سبب وحشت فزاینده آنان گردید.

در شمال و جنوب، مردم عراق از خانه و کاشانه خود آواره گردیده و برای نجات جان خود، رو به سوی کشورهای همسایه آوردند. در راه فرار و به علت گرسنگی و سرما و بیماری، بسیاری از کودکان و سالخوردگان جان خود را از دست دادند و اینها به جز کسانی هستند که به روی میدان‌های مین رفته و یا زیر آتش ارتش بعث جان باخته‌اند.

رژیم حاکم بر عراق به این نیز بسنده ننموده و با فرو ریختن خودکار و خودنویس و اسباب‌بازی‌های منفجر شونده سبب آسیب‌ رسیدن به دست و صورت کودکان آواره شده است.

از میان کشورهای همسایه، دولت و ملت اسلامی ایران ضمن تقبیح اعمال رژیم حاکم بر عراق و طلب مساعدت از جامعه ملل، با تمامی امکانات خود به یاری آوارگان پرداخت. و این در حالی بود که بعضی از کشورهای همسایه از آوارگان عراقی با گلوله پذیرایی کردند.

حدود یک میلیون آواره عراقی به ایران آمدند و سرمای بی‌تفاوتی و کم‌توجهی جامعه ملل بیشتر از سرمای کشنده کوهستان‌ها سبب مرگ آوراگان گردید.

غرب در پس بحران کویت به بسیاری از اهداف خود دست یافت، از جمله اقتصاد نابسامان خود را رونق بخشید و به بسیاری از امتیازهای آشکار و پنهان از دول منطقه دست یافت. دریافت کمک 13 میلیارد دلاری از آمریکا، لغو محدودیت‌های بازرگانی- فرهنگی جامعه اروپا، برخورداری از کمک‌های نظامی قابل ملاحظه، حذف خطر بالقوه نظامی عراق و افزایش مهاجران یهودی از جمله امتیازهایی بود که به یمن بحران کویت نصیب رژیم صهیونیستی گردید.

به قیمت آوراه شدن بیش از 2 میلیون عراقی،‌ غرب دست‌یابی به دیگر اهداف خود را تعقیب کرد، از آن جمله حفظ و ابقای رژیم بعث در عراق به منظور ترساندن رژیم‌های مرتجع عرب و حفظ یک کانون بحرانی قابل بهره‌برداری در مقابله با خیزش‌های اسلامی در منطقه؛ دیگر آنکه با بهانه ایجاد مناطق امن در شمال عراق برای اسکان‌ آوارگان، ارتش خود را بدون جنگ در این مناطق مستقر و زمینه را برای پیاده نمودن نقشه‌های استعماری فراهم نمود.

منابع:
سعید خالوزاده، مواضع شورای امنیت در قبال جنگ عراق و کویت، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1375.
بحران خلیج فارس(جنگ نفت)، کار مشترک دفتر سیاسی و معاونت تبلیغات و روابط عمومی سازمان عقیدتی – سیاسی ارتش، 1370.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 تیر 1393
الشرق الاوسط
اعترافات صدام (1): آمریکا ما را مجبور به حمله علیه کویت کرد
ایالات متحده بعد از اشغال عراق حدود بیست بازجویى رسمى از صدام حسین رییس‌جمهور سابق عراق به عمل آورد. این بازجویى‌ها توسط «جورج پیرو» بازجوى «اف بى آی» بین 7 فوریه 2004 تا 28 ژوئن همان سال انجام گرفته و ایالات متحده بعد از مدتى اجازه داد که این اسناد محرمانه، علنى شده و در اختیار رسانه‌ها قرار بگیرد.


جلسه دهم در تاریخ 27 فوریه 2004:


جورج پیرو: عکس العمل دولت عراق در مورد قطعنامه 662 سازمان ملل چه بود؟

صدام حسین: این قطعنامه هیچ چیزى را تغییر نداد. هنگامى که ایالات متحده تصمیم گرفت به عراق حمله کند، هیچ راه حل سیاسى در پیش روى ما نبود، جز اینکه کویت را به خاک عراق ضمیمه کنیم. سربازان عراقى تنها از طریق ضمیمه شدن کویت به خاک عراق انگیزه کافى براى دفاع از سرزمین خود مى‌یافتند و در واقع این ایالات متحده بود که ما را مجبور به این کار نمود.

جورج پیرو: قطعنامه 662 سازمان ملل قبل از هر اقدام ارتش آمریکا و نیروهاى هم‌پیمان بود.

صدام حسین: حضور دشمنان را از همان زمان در عربستان احساس مى‌کردیم. در واقع نیروهاى دشمن هم‌زمان با این قطعنامه‌ها به منطقه آمده بودند. سازمان ملل در هشت سال جنگ ایران و عراق بدون هیچ اقدامى، فقط ما را تماشا مى‌کرد. هنگامى که بعد از هشت سال ما نزدیک بود که بر نیروهاى ایرانى پیروز شویم، سازمان ملل پیشنهاد آتش‌بس داد و ایرانى‌ها از ترسشان این آتش‌بس را پذیرفتند. مواضع سازمان ملل در جنگ ایران و عراق به هیچ وجه مثبت نبود. در واقع برخى قدرت‌هاى بزرگ تمایل داشتند که تمام قدرت دو کشور تا آخرین لحظه فرسوده شود. سازمان ملل در واقع در امور همگان دخالت مى‌کند و به عنوان دلیلى بر اقدامات منفى سازمان ملل باید بگویم که با توجه عضویت عراق در سازمان ملل باید مانع جنگ 1991 علیه عراق مى‌شد.

جورج پیرو: سازمان ملل و سایر کشورها چه تلاشی برای عدم اشغال کویت یا عقب‌نشینی از آن پس از اشغال صورت دادند؟

صدام حسین: عملا هیچ تلاشى براى عدم اشغال کویت صورت نگرفت. شوروى طرحى را براى عقب‌نشینى از کویت ارائه داد و عراق نیز آن را پذیرفت؛ ولى سازمان ملل این پیشنهاد را نپذیرفت. به نظر من مصر هیچ پیشنهادى در این مورد ارائه نداد. در مقابل عراق در 12 آگوست 1990 راهکارى را براى حل بحران در همه منطقه پیشنهاد مى‌دهد که شامل اجراى قطعنامه سازمان ملل در مورد سرزمین‌هایى که اسرائیل اشغال نموده در کنار سایر قطعنامه‌هاى مربوط به عراق است؛ ولى این راهکار پذیرفته نشد. من از جانبدارى سازمان ملل از اسرائیل انتقاد دارم و می‌پرسم چرا سازمان ملل، اسرائیل را به خاطر عدم اجراى قطعنامه‌ها تحت فشار قرار نمى‌دهد؟ سازمان ملل همیشه از اشتباهات اسرائیل چشم‌پوشى مى‌کند ولى هیچگاه از اشتباهات عراق چشم‌پوشى نمى‌کند.

جورج پیرو: سربازان عراقى در جریان اشغال کویت جنایات زیادی انجام دادند که شامل تیراندازى و کشتار تعدادى شهروند کویتى که بر بالاى پشت بام نشسته بوده و برخى نماز مى‌خواندند و یا کشتار برخى از شهروندان کویتى بخاطر مخالفت با نصب عکس صدام حسین در مغازه‌ها و خانه‌هاى خود و یا به خاطر نصب عکس‌هاى مربوط به خاندان حاکم بر کویت یا شعار نویسى ضد ارتش عراق بود.

صدام حسین: از جنایت سربازان عراقى در کویت بى‌اطلاعم. من این حرف‌ها را اینجا براى اولین بار است که مى‌شنوم. در قوانین ما حداقل دو تا از این موارد جرم نیست، چگونه بخواهیم کسى را به خاطر آنها مجازات کنیم؟ در عراق هیچ کسى مجبور نمى‌شود که عکس رییس‌جمهور را نصب کند، بلکه همه مردم متفق‌القول از روى محبتى که به رییس‌جمهور دارند، به طور اختیارى عکس مرا در مغازه‌ها و خانه‌هایشان نصب مى‌کنند. دوم اینکه نماز خواندن در پشت بام‌ها به هیچ وجه در کشور ما جرم نیست که بخواهیم کسى را بخاطر آن محکوم به اعدام کنیم. تمامى این داستان‌هایی که در مورد جنایت‌هاى سربازان عراقى در کویت نقل شده، دروغ محض است. تنها در سه حادثه سربازان عراقى دست به جنایت زدند و مجازات خود را دیدند. بار اول یک سرباز عراقى در کویت اقدام به سرقت نمود و بار دوم یک افسر عراقى به یک زن کویتى تجاوز کرده بود که فورا او را اعدام کرده و جسد او را براى عبرت‌گیرى سربازان و افسران عراقى به مدت 48 ساعت در ملأ عام نصب کردیم و حادثه سوم را فراموش کرده‌ام.

جورج پیرو: چند کویتی در جریان اشغال کویت کشته شدند؟

صدام حسین: هیچ اطلاعى از تعداد کشته‌شدگان در این کشتارهاى ادعا شده ندارم. بالاخره جنگ بود و عراق یکى از کشورهاى جهان سوم است که معاهده ژنو را امضا کرده است؛ ولى ایالات متحده که جزو کشورهاى پیشرفته است، چرا مرتکب چنین اشتباهاتى مى‌شود و مردم بى‌دفاع عراق را شکنجه نموده و به آنها تعدى مى‌کند؟

جورج پیرو: چرا سربازان عراقی، چاه‌های نفت کویت را به آتش کشیده و باعث بروز یک فاجعه زیست محیطی شدند؟

صدام حسین: من از شما می‌‌پرسم که به آتش کشیدن چاه‌هاى نفت خطرناک‌تر بود یا حادثه چرنوبیل؟ آیا آمارى از تعداد کسانى که در کویت به خاطر دود این چاه‌ها کشته شدند، در اختیار دارید؟ هیچ چاه نفتی در کویت و در هنگام عقب‌نشینی سربازان عراقی به آتش کشیده نشد و تنها هنگام عقب‌نشینى براى کم کردن دید هواپیماهاى دشمن و براى کشته نشدن تعداد بیشترى از سربازان، نفت را در خندقى عمیق به آتش کشیدند. فقط به اطلاع من رساندند که تعدادى از چاه‌هاى نفت کویت آتش گرفته است. حتى اگر عکس و نوار ویدیوئى در این مورد به من نشان بدهید که سربازان عراقى چنین اقدامى انجام داده‌اند نیز باور نخواهم کرد؛ زیرا دستکارى در چنین امورى کار ساده‌اى است. اقدام سربازان در آتش زدن نفت براى کم کردن دید هواپیماها جرم نیست و این تنها سلاحى بود که در اختیار سربازان عراقى بود.

جورج پیرو: اگر دلایل قوی به شما نشان دهم که صدو پنجاه چاه نفت کویت توسط سربازان عراقی به آتش کشیده شد، چه اقدامی انجام می‌دهید؟

صدام حسین: در آن زمان، دستور مناسب را براى این اقدام مى‌دادم.

جورج پیرو: این چند سرباز عراقى که در کویت اعدام شدند، آیا محاکمه نیز شدند؟

صدام حسین: اطلاعات مربوط به این حوادث به صورت حضورى و یا احتمالا کتبى به من ارائه شده و حتما محاکمات مربوطه قبل از اعدام انجام شده است. براى منع تکرار این حوادث باید چنین اقدامی اتخاذ مى‌شد. على حسن المجید یکى از اعضاى شوراى رهبرى مسئول همه چیز در کویت بود و همه اختیارات مربوط به کویت طى این جلسه شوراى رهبرى به وى اعطا شده بود. وى عالى‌ترین مسئول عراقى در کویت بود.

جورج پیرو: کدامیک از مقامات عراقی در کویت مسئولیت داشتند؟

صدام حسین: مسئولین عراق در کویت بسیار زیادند. از پلیس عبور و مرور گرفته تا مقامات عالى رتبه؛ ولى اطلاعى در مورد آنها ندارم و تاکید دارم که دولت عراق از ارائه هر گونه خدماتى به شهروندان کویتى خوددارى نکرد؛ بخصوص در مورد کالاهاى اساسى همانند برق.

جورج پیرو: سازمان اطلاعات عراق چگونه با مردم کویت رفتار کرد؟

صدام حسین: اطلاعاتى در مورد این جزئیات ندارم و من کسی نیستم که به دوستانم خیانت کنم.

جورج پیرو: شما به عنوان رییس‌جمهور سابق عراق چه سیاستی در مورد اسرای جنگی داشتید؟

صدام حسین: من رییس‌جمهور سابق عراق نیستم و هم اکنون نیز رییس‌جمهور عراق هستم و بنا به خواسته ملتم در این سمت هستم. عراق به معاهده ژنو اهمیت مى‌دهد و از کشورهاى دیگر نیز درخواست کرده به معاهده ژنو پایبند باشند. من در یکی از سخنرانی‌ها خود از سربازان عراقی خواستم تا به معاهده ژنو و اصول دین خود پایبند باشند. هیچ دستوری دال بر شکنجه و آزار و اذیت اسرای جنگی صادر نشده و این شایعه‌ها به آبروى من نزد ملت عراق لطمه مى‌زند و به هیچ وجه این شایعات را نمى‌توان پذیرفت. شاید سایر مقامات عراقى به شما گفته باشند که صدام این دستور را داده تا خود را از مجازات اقدام‌هایشان خلاص کنند. در این صورت من به عنوان فرمانده آنان مسئولیت اقدامات آنها را خواهم پذیرفت. مبانى دینى من هرگز به من اجازه نمى‌دهد که چنین دستوراتى را بدهم. ما در احادیث خود داریم «چاهى در بهشت است که هر کسى که به یتیم و یا زندانی غذا بدهد، از آب آن مى‌نوشد». بهترین دلیل بر این سخنان، سخنرانى‌هاى خود من در آن زمان است.

جورج پیرو: چرا پس از اشغال کویت حاکمان کویت را از کار برکنار کردید؟

صدام حسین: حاکمانى که به اشغالگران اجازه ورود مى‌دهند، باید از حکومت طرد شوند. حاکمان کویت مردمى نبوده و مردم آنها را انتخاب نکرده‌اند. در واقع این بریتانیایى‌ها بودند که این حاکمان را به روى کار آوردند. من از احساسات مردم کویت علیه حاکمان خود با خبر هستم و اگر مردم کویت بعد از اشغال از این حاکمان حمایت مى‌کنند، من به راى و نظر آنها احترام مى‌گذارم. هر کسى که علیه برادرش توطئه کند (اشاره به حاکمان کویت) باید از حکم طرد شود. من در سخنرانی‌های طولانی خود قبل از اشغال کویت بارها یادآور شدم که کشورهای عربی نباید به یکدیگر خیانت کنند؛ ولى کشورهاى عربى از جمله کویت نمى‌خواستند به این اصل تن دهند. شما هر اندازه نیز اسناد نشان دهید من شکنجه اسرای جنگی را رد می‌کنم. این اسناد را آمریکائى‌ها تهیه کرده‌اند یا یک هیات تحقیقات مستقل! هر گونه برخورد بد با هر انسان دیگرى خواه شهروند عادى باشد و خواه اسیر جنگی را رد می‌کنم.

جورج پیرو: گزارش‌های مربوط شکنجه اسیران جنگى مستقلا هم توسط آمریکائى‌ها ارائه شده و هم توسط سازمان ملل و هم توسط صلیب سرخ جهانى.

صدام حسین: آنچه که به اطلاع من رسید این بود که یک زندانى آمریکائى، ببخشید یک فرد آمریکائى که افسر هم بود، هواپیمایش در هنگام پرواز بر فراز صحراى غربى سقوط مى‌کند و با چتر فرود مى‌آید. آمریکائى‌ها درخواست کمک کرده بودند و اسنادى را در این مورد ارائه دادند. من از مقامات خواستم که با خوش‌رویى با آنها برخورد کنند و اطلاعات مربوطه را به آنها پس دادیم، چون نیازى نبود و ما به حرف آنها اعتماد داشتیم و به این گروه اجازه دادیم که در آن منطقه به دنبال این چترباز بگردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 تیر 1393

جنگ‌ عراق‌ با كویت


تجاوز نظامی‌ عراق‌ به‌ كویت‌ در 11 مرداد 1369/ 2 اوت‌ 1990 و اشغال‌ بخشی‌ از خاك‌ این‌ كشور، كه‌ در 9 اسفند 1370/ 28 فوریه‌ 1991 با شكست‌ عراق‌ از نیروهای‌ متحدین‌ به‌ رهبری‌ امریكا پایان‌ یافت‌.

در تبیین‌ ریشه‌ها و علل‌ این‌ جنگ‌، دیدگاههای‌ متفاوتی‌ مطرح‌ شده‌ است‌ كه‌ عبارت‌اند از: ادعاها و اختلافات‌ ارضی‌ و مرزی تاریخی‌ عراق‌ نسبت‌ به‌ كویت‌؛ جغرافیای‌ سیاسی نامناسب‌ عراق‌ یا تنگنای‌ ژئوپلتیك‌ آن‌ كشور و تلاش‌ پیوسته‌ زمامداران‌ آن‌ برای‌ غلبه‌ بر این‌ معضِل‌؛ ناكامیهای‌ سیاسی‌ ـ نظامی‌ و راهبردی‌ (استراتژیك‌) عراق‌ در جنگ‌ هشت‌ ساله‌ با ایران‌ (31 شهریور 1359ـ 27 تیر 1367)؛ اوضاع‌ وخیم‌ اقتصادی‌ و بدهیهای‌ سنگین‌ ناشی‌ از جنگ‌ با ایران‌؛ بر هم‌ خوردن‌ موازنه‌ نظامی‌ ـ امنیتی‌ در منطقه‌ خلیج‌فارس‌ پس‌ از پایان‌ جنگ‌ عراق‌ با ایران‌؛ جاه‌طلبیهای‌ صدام‌حسین‌ (حك: 1358ـ 1382 ش‌/ 1979ـ2003) و داعیه‌ سروری‌ او بر جهان‌ عرب‌.

اختلافات‌ ارضی‌ و مرزی‌ عراق‌ و كویت‌ بر پایه‌ ادعاهای‌ تاریخی زمامداران‌ عراقی‌ نسبت‌ به‌ كویت‌ و نپذیرفتن‌ آن‌ از سوی‌ زمامداران‌ كویت‌ شكل‌ گرفت‌ (جعفری‌ ولدانی‌ و حق‌شناس كاشانی‌، ص‌ 93). برخی‌ از صاحب‌نظران‌ این‌ عامل‌ را سبب‌ اصلی‌ جنگ‌ عراق‌ با كویت‌ قلمداد كرده‌اند (رجوع کنید به مجتهد زاده‌، ص‌ 545ـ 547؛ جعفری‌ ولدانی‌، ص‌ 292ـ293؛ اسكوفیلد، ص‌ 44ـ 45). از این‌ منظر اشغال‌ كویت‌ در واقع‌ اقدامی‌ برای‌ عملی‌ ساختن ادعاهای‌ زمامداران‌ عراق‌ بود كه‌ از دیرباز در قالب‌ تهدید علیه‌ امارت‌ كویت‌ و باج‌خواهی از آن‌، مطرح‌ و پیگیری‌ شده‌ بود. از نظر زمامداران‌ عراق‌، كویت‌ بخشی‌ از سرزمین‌ عراق‌ و به‌ لحاظ‌ تاریخی‌ تا پیش‌ از استقلال‌ عراق‌ در 1300 ش‌/ 1921، این‌ منطقه‌، بخشی‌ از استانداری‌ بصره‌ در قلمرو امپراتوری‌ عثمانی‌ بود. در دهه‌ 1310 ش‌/1930 غازی‌ اول‌ (حك :1312ـ 1318 ش‌)، پادشاه‌ عراق‌، آشكارا خواستار الحاق‌ تمام‌ كویت‌ به‌ خاك‌ عراق‌ شد. عبدالكریم‌ قاسم‌، رئیس‌جمهور وقت‌ عراق‌، نیز در 1340 ش‌/1961 چنین‌ درخواستی‌ كرد. درست‌ شش‌ روز پس‌ از اعلامِ استقلال‌ كویت‌ در 1340 ش‌/ 1961، هم‌زمان‌ با تمركز نیروهای‌ عراقی‌ در مرزهای‌ كویت‌، عبدالكریم‌ قاسم‌ در بیانیه‌ای‌ این‌ امارت‌ را بخشی‌ از عراق‌ خواند. حمله‌ نیروهای‌ عراقی‌ در آن‌ زمان‌ عملی‌ نشد و كویت‌ با حكومت‌ عراق‌ مصالحه‌ كرد و عراق‌، دولت‌ كویت‌ را به‌رسمیت‌ شناخت‌. روابط‌ میان‌ دو طرف‌، گاه‌ دوستانه‌ و گاه‌ خصمانه‌ بود تا آنكه‌ در 1351 ش‌/1972 و پس‌ از امضای‌ پیمان‌ همكاری‌ میان‌ بغداد و مسكو ــ كه‌ بر اساس‌ آن‌ پایگاه‌ دریایی‌ عراق‌ در ام‌ القصر واقع‌ در جنوب‌ این‌ كشور ساخته‌ شد ــ مناسبات‌ دو كشور وارد مرحله‌ای‌ تازه‌ شد. در این‌ زمان‌، عراق‌ خواستار استفاده‌ از دو جزیره‌ كویتی‌ وَربه‌ و بوبیان‌ شد. این‌ دو جزیره‌، كه‌ در منتهاالیه‌ شمال‌ باختری‌ خلیج‌فارس‌ و در دهانه‌ خور عبداللّه‌ واقع‌ شده‌اند، از نظر جغرافیایی‌ و راهبردی‌ ارزش‌ منطقه‌ ام‌القصر و پایگاه‌ دریایی‌ عراق‌ را خدشه‌دار می‌كردند. در فاصله‌ سالهای‌ 1352 تا 1354 ش‌ /1973ـ 1975، چند بار حمله‌ نظامی‌ عراق‌ به‌ بخشهای‌ شمالی‌ كویت‌ گزارش‌ شد. بر اساس‌ این‌ گزارشها نیروهای‌ عراقی‌، منطقه‌ای‌ به‌ پهنای‌ دو كیلومتر از خاك‌ كویت‌ را، در بخش‌ الباطنه‌ و در همسایگی‌ رُمیله‌، اشغال‌ كردند. نیروهای‌ عراقی‌، به‌مدت‌ یك‌ دهه‌، حمله‌ قریب‌الوقوع‌ ایران‌ و لزوم‌ دفاع‌ از خط‌ ساحلی‌ عراق‌ را بهانه‌ قرار دادند و از بخش‌ اشغالی‌ خارج‌ نشدند (مجتهد زاده‌، ص‌540، 545 ـ546؛ جعفری‌ ولدانی‌ و حق‌شناسی‌ كاشانی‌، ص‌ 92ـ93).

جغرافیای‌ سیاسی‌ دشوار عراق‌ پیوسته‌ به‌ صورت‌ مؤثرترین‌ عامل‌ در سیاست‌ خارجی‌ این‌ كشور در قبال‌ همسایه‌ جنوبی‌ خود، كویت‌، عمل‌ كرده‌ است‌. افزون‌ بر آن‌، وجود همین‌ عامل‌، مناسبات‌ عراق‌ با ایران‌ را از 1347 تا 1354 ش‌/ 1968 تا 1975 و از 1359 تا 1367 ش‌/ 1980 تا 1988 با وضع‌ تنش‌آمیز، خصمانه‌ و جنگی‌ مواجه‌ ساخت‌. جغرافیای‌ سیاسی‌ عراق به‌ گونه‌ای‌ است‌ كه‌ تنها راه‌ دسترسی‌ مطمئن‌ آن‌ به‌ دنیای‌ خارج‌، ورود به‌ آبهای‌ خلیج ‌فارس‌، یعنی‌ خط‌ كرانه‌ای‌ كوتاه‌ و محدودِ 25 مایل‌، است‌. امكانات‌ اقتصادی‌ و نظامی‌ این‌ كرانه‌ بسیار اندك‌ و نامساعد است‌. این‌ وضع‌ به‌ حدی‌ نامطلوب‌ است‌ كه‌ به‌ ناچار، پایانه‌ و تأسیسات‌ نفتی‌ به‌ منطقه‌ فاو (در دهانه‌ اروندرود) محدود شده‌ است‌. در واقع‌، تنها ورودی عراق‌ به‌ خلیج‌فارس‌، بندر فاو است‌ كه‌ آن‌ هم‌ برای‌ كشتی‌رانی‌ مناسب‌ نیست‌. ازاین‌رو، پایانه‌هایی‌ چون‌ مَینا البكر و الامیه‌، در فاصله‌ای‌ نسبتاً دور در آبهای‌ خلیج‌فارس‌ گسترش‌ یافته‌ است‌ تا این‌ نقصِ بندر فاو جبران‌ شود. به‌سبب‌ همین‌ موقعیت‌ دشوار جغرافیایی‌ ـ سیاسی‌، عراق‌ پیوسته‌ متوجه‌ كویت‌ بوده‌ است‌، سرزمینی‌ با 125 مایل‌ خط‌ ساحلی‌ در خلیج‌فارس‌ (مجتهدزاده‌، ص‌ 535 ـ536؛ جعفری‌ ولدانی‌، ص‌ 292؛ درودیان‌، ص‌ 147). از سوی‌ دیگر، وضع‌ نامطمئن‌ اروندرود، زمامداران‌ عراق‌ را بر آن‌ داشت‌ كه‌ از اواسط‌ دهه‌ 1310 ش‌/1930 در نقاطی‌ چون‌ ام‌القصر و خور زبیر، واقع‌ در بخش‌ غربی‌ مرزهای‌ جنوبی‌ خود با كویت‌، جانشینی‌ برای‌ بصره‌ جستجو كنند. بیش‌ از نیم‌ قرن‌، عراق‌ برای‌ نظارت‌ كامل‌ بر مسیر كشتی‌رانی‌ خور عبداللّه‌، حلقه‌ اتصال‌ بخش‌ مزبور به‌ خلیج‌فارس‌، كویت‌ را برای‌ واگذاری‌ یا اجاره‌ جزایر بوبیان‌ و وَربه‌ ــ كه‌ از نظر سوق‌الجیشی‌، كاركرد پایگاه‌ دریایی‌ ام‌القصر را تحت‌الشعاع‌ قرار می‌دهد ــ تحت‌ فشار گذاشت‌، اما سیاست‌ گذشته‌ عراق‌ به‌ گونه‌ای‌ بود كه‌ به‌جای‌ حل‌ مسالمت‌آمیز این‌ معضل‌ جدّی‌، با طرح‌ مناقشه‌های‌ مرزی‌ یا درخواست‌ تجدیدنظر اساسی‌ در مرزهای‌ سیاسی‌ موجود، سبب‌ بروز دو جنگ‌ پیاپی‌ (جنگ‌ با ایران‌ و با كویت‌) شد (اسكوفیلد، ص‌44ـ 45؛ نیز رجوع کنید به پریماكوف، ص‌26). علاوه‌ بر حل‌ كاستیهای‌ ژئوپلتیك‌، توسعه‌طلبیهای‌ ارضی‌ عراق‌ با چشمداشت‌ به‌ منابع‌ عظیم‌ نفت‌ در استان‌ خوزستان‌ در ایران‌ و كشور كویت‌ همراه‌ بود كه‌ در صورت‌ تصرف‌ آنها، عراق‌ بر نیمی‌ از منابع‌ نفتی‌ جهان‌ مسلط‌ می‌شد و می‌توانست‌ جایگاه‌ این‌ كشور را در منطقه‌ و در جهان‌ ارتقا بخشد (رجوع کنید به جعفری‌ ولدانی‌ و حق‌شناس‌ كاشانی‌، ص‌90ـ92؛ مجتهدزاده‌، ص‌ 537 ـ 538؛ نوربخش‌، ص‌ 292ـ 293؛ برای‌ آگاهی‌ از چگونگی‌ شكل‌گیری‌ چنین‌ وضعی‌ در سیاست‌ خارجی‌ عراق‌ رجوع کنید به سیف‌زاده‌، ص‌ 250ـ 255).

حكومت‌ عراق‌ بی‌آنكه‌ به‌ اهداف‌ راهبردی‌ خود در تجاوز به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ دست‌ یابد (رجوع کنید به جنگ‌ عراق‌ با ایران‌ * )، در شرایطی‌ جنگ‌ هشت‌ ساله‌ با این‌ كشور را پایان‌ داد كه‌ درگیر اوضاع‌ وخیم‌ اقتصادی‌ و بدهیهای سنگینِ خارجی‌ ناشی‌ از جنگ‌ بود. این‌ جنگ‌ حكومت‌ عراق‌ را به‌ حكومتی‌ كاملاً نظامی‌ تبدیل‌ كرد كه‌ از جنگ‌ با ایران‌، به‌ عنوان‌ اهرمی‌ در جلبِ افزون‌تر كمكهای‌ نظامی‌ كشورهای‌ اروپای‌ باختری‌ و خاصه‌ امریكا، برای‌ بازسازی‌ و گسترش‌ ماشین‌ جنگی‌ خود، بهره‌ گرفت‌ تا حدی‌ كه‌ پس‌ از پایان‌ جنگ‌، قوی‌ترین‌ ارتشِ جهان‌ عرب‌، مجهز به‌ سلاحهای‌ متعارف‌ با قدرت‌ تخریب‌ وسیع‌ و امكان‌ دستیابی‌ به‌ تسلیحات‌ هسته‌ای‌، شده‌ بود. چنین‌ وضعی‌ برای‌ منافع‌ امریكا و متحدان‌ آن‌، كه‌ خود به‌ تسلیح‌ و تجهیز این‌ حكومت‌، پرداخته‌ بودند، خطرآفرین‌ بود (كاووسی‌، ص‌ 21؛ سالینجر و لوران‌، ص‌ 9؛ دیویس‌ ، ص‌ 28). به‌گمان‌ دولتمردان‌ عراق‌، وجود ارتش‌ یك‌ میلیون‌ نفری‌ و صنایع‌ نظامی گسترده‌، بی‌آنكه‌ راهی‌ برای‌ ادغام‌ آن‌ در اقتصاد متزلزل‌ كشور وجود داشته‌ باشد، منبع‌ تهدیدآفرینی‌ برای‌ حاكمیت‌ رژیم‌ بعثی‌ صدام‌حسین‌ به‌شمار می‌رفت‌، ازاین‌رو ماجراجویی‌ نظامی‌ می‌توانست‌ گزینه‌ مطلوبی‌ برای‌ خارج‌ شدن‌ از این‌ بحران‌ احتمالی‌ باشد (یتیو، ص5 ـ 6).

با این‌ وصف‌، حكومت‌ عراق‌ و در رأس‌ آن‌ صدام‌حسین‌، پس‌ از اتمام‌ جنگ‌ با ایران‌ برای‌ مقابله‌ با اوضاع‌ بد اقتصادی‌ دو راه‌ داشت‌: افزایش‌ بهای‌ نفت‌ و استقراض‌؛ اما، حجم‌ عظیم‌ بدهیهای‌ هشتاد تا صد میلیاردی‌ عراق‌، استقراض‌ مجدد را ناممكن‌ می‌نمود. بنابراین‌، تنها راه‌، كوشش‌ برای‌ افزایش‌ قیمت‌ نفت‌ و لغو بدهیها بود (كاووسی‌، ص‌ 14ـ15؛ یتیو، ص‌ 6).

مقارن‌ با اعلام‌ آتش‌بس‌ در جنگ‌ عراق‌ با ایران‌ و صدور قطعنامه‌ 619 شورای‌ امنیت‌ در خصوص‌ استقرار ناظران‌ نظامی‌ در این‌ منطقه‌، دولت‌ كویت‌ با نقض‌ موافقتنامه‌ اوپك‌ در تعیین‌ سهمیه‌ استخراج‌ نفت‌ كشورهای‌ عضو، میزان‌ تولید نفت‌ خود را از چاههای‌ نفت‌ رُمیله‌ (واقع‌ در منطقه‌ مرزی‌ مورد مناقشه‌ عراق‌ با كویت‌) افزایش‌ داد. این‌ اقدام‌، علاوه‌ بر مسئله‌ بدهیها و بازپرداخت‌ آنها، بر اختلافات‌ دیرینه‌ ارضی‌، مرزی‌ و ژئوپلتیك‌ میان‌ دو كشور دامن‌ زد. صدام‌ حسین‌ اقدامِ كویت‌ را موجب‌ كاهش‌ درخور توجه‌ بهای‌ نفت‌ و افت‌ درآمد ارزی‌ عراق‌، و آن‌ را نوعی‌ تحریك‌ و خیانت‌ علیه‌ خود دانست‌ (سالینجر و لوران‌، ص‌10). قیمت‌ نفت‌ از دی‌ 1368 تا خرداد 1369/ ژانویه‌ تا ژوئن‌ 1990، از بیست‌ دلار به‌ چهارده‌ دلار كاهش‌ یافت‌ و اقتصاد عراق‌ از این‌ بابت‌ سخت‌ در تنگنا و ركود قرار گرفت‌. تلاشهای‌ سیاسی‌ این‌ كشور نیز موفقیت‌آمیز نبود و بنابراین‌، موضع‌ عراق‌ آشكارا خصلت‌ خصمانه‌ یافت‌. صدام ‌حسین‌ كویت‌ را، به‌ سبب‌ مشاركت‌ در آنچه‌ توطئه‌ علیه‌ ملت‌ عرب‌ می‌نامید، محكوم‌ كرد و در 17 ژوئیه‌ از «جنگ‌ اقتصادی‌ علیه‌ عراق‌» سخن‌ گفت‌. در 27 تیر/ 17 ژوئیه‌، نخستین‌ دسته‌ از نیروهای‌ نظامی‌ عراق‌ به‌ مرز كویت‌ رفتند و تا 30 تیر/ 21 ژوئیه‌، 000 ، 35 نظامی عراقی‌ در حوالی‌ مرز استقرار یافتند (همان‌، ص‌ 50 ـ51؛ یتیو، ص‌ 8 ـ9؛ < دایره ‌المعارف‌ خاورمیانه‌ معاصر >، ذیل‌ "Gulf crisis" ).

هیئت ‌حاكمه ‌كویت‌، كه ‌در چارچوب‌ منافع ‌ملی ‌خود با افزایش‌ قیمت‌ نفت ‌و تأمین‌ هزینه‌ های بازسازی‌ عراق‌ و مطالبات ‌دیگر صدام‌ مخالفت‌ می‌كردند، این‌ استدلال‌ صدام‌ را نمی پذیرفتند كه ‌عراق‌ برای ‌دفاع ‌از كشورهای‌ عربی ‌در مقابل ‌تهدید ایران‌، متحمل‌ خسارات ‌ناشی ‌از هشت ‌سال‌ جنگ‌ شده ‌و چون ‌حافظ ‌جان ‌و مال ‌كشورهای‌عربی‌خلیج‌ فارس‌بوده‌، نیازمند وفاداری‌ و حمایت ‌اقتصادی جامعه ‌عربی‌ است‌. از دیگر سو، این ‌امیرنشین ‌در قبال‌ تهدیدات ‌نظامی ‌احتمالی‌عراق‌، متكی‌ به ‌حمایت‌ امریكا بود. هیئت ‌حاكمه ‌كویت ‌می‌پنداشتند تهدیدهای ‌مستمر عراق‌، به‌ ویژه ‌تهدید نظامی ‌اخیر آن‌، در صورت‌ وقوع‌، محدود به ‌مناطق ‌مرزی ‌مورد مناقشه ‌ریتكا و قصر خواهد بود و هجوم‌ گسترده‌ نظامی ‌عراق ‌را غیرمحتمل ‌می‌انگاشتند (یتیو، ص‌7ـ9؛ خدّوری‌ و غریب‌ ، ص‌108ـ 110).

تغییر غیرمنتظره‌ مواضع‌ هیئت ‌مذاكره ‌كننده‌عراقی ‌در مذاكرات ‌خود با طرف‌ ایرانی ‌و ارسال‌ نامه ‌رسمی ‌صدام‌ حسین‌ برای‌ رئیس‌ جمهور وقت ‌ایران ‌درست‌ یك ‌ماه ‌پیش‌ از تجاوز عراق ‌به ‌كویت‌، درخور تأمل ‌است‌. دو سال‌ از پایان ‌جنگ‌ عراق ‌با ایران ‌سپری ‌شده ‌بود، ولی ‌هیچ ‌پیشرفتی ‌در حل ‌مسائل ‌و مناقشات ‌بین ‌دو طرف‌ حاصل‌ نمی‌شد. نامه ‌صدام ‌حسین ‌متضمن ‌پیشنهادهای‌ جدیدی ‌بود، از جمله ‌گفتگوی ‌مستقیم‌ در باره ‌جنگ ‌هشت ‌ساله‌. هدف ‌وی ‌از این ‌اقدام‌، عادی ‌سازی ‌هر چه ‌سریع‌تر رابطه‌ با همسایه ‌شرقی (ایران‌) و انتقال ‌نیروهای ‌خود از مرزهای‌ ایران ‌به‌ جبهه ‌جدید در مرز كویت‌ بود. این ‌امر بایستی‌ قبل ‌از تجاوز به‌ كویت ‌صورت‌ می‌گرفت‌، چرا كه ‌شرایط ‌مذاكره‌ با ایران‌، پس‌ از تجاوز دشوارتر و هزینه ‌آن ‌سنگین‌تر بود (ولایتی‌، ص‌470ـ 471؛ نوربخش‌، ص‌293).

مواضع ‌و رفتار دو پهلوی ‌امریكا در قبال ‌عراق‌، پیش‌ از حمله‌ این‌ كشور به ‌كویت ‌و پس ‌از آن‌، درخور تأمل ‌و توجه‌ است‌. برخی ‌مسائل‌ سبب ‌شد كه‌ صدام ‌و رهبران ‌عراق ‌نسبت ‌به ‌عزم ‌امریكا برای‌ مداخله ‌نظامی ‌در صورت‌ اشغال ‌كویت‌، تردید كنند. از جمله ‌این ‌مسائل‌ بود: اظهارات ‌سخنگوی‌ وزارت‌ خارجه ‌امریكا در نشست‌ مطبوعاتی 2 مرداد 1369/ 24 ژوئیه 1990، مبنی ‌بر اینكه «امریكا هیچ‌ پیمان ‌دفاعی‌ای‌ با كویت ‌ندارد و هیچ ‌دفاع ‌ویژه‌ و تعهد امنیتی‌ای‌ نسبت ‌به ‌كویت‌ وجود ندارد»؛ اظهارات ‌سفیر ایالات‌ متحده ‌در عراق ‌در 3 مرداد/ 25 ژوئیه‌، هم ‌زمان ‌با تجمع‌ارتش‌عراق‌ در مرز كویت ‌و چند روز قبل‌ از حمله ‌عراق ‌به ‌كویت، مبنی‌ بر اینكه ‌امریكا هیچ ‌نظری ‌در خصوص‌ مناقشات ‌كشورهای ‌عربی‌، مانند اختلافات ‌مرزی‌عراق ‌و كویت‌، ندارد و خواهان ‌مناسباتی ‌بهتر و گسترده‌تر با عراق ‌است ‌و از تقاضای‌ صدام‌ حسین‌ برای ‌افزایش ‌بهای ‌نفت ‌به ‌قیمتی ‌بیش‌از 25 دلار حمایت‌می‌كند. شاید پس‌از اظهارات ‌معاون ‌وزیر خارجه‌ امریكا در 9 مرداد/ 31 ژوئیه ‌در برابر «كمیته ‌فرعی‌ امور خاورمیانه‌» مجلس ‌نمایندگان ‌امریكا، با مضمونی‌ حاكی ‌از تأیید ضمنی ‌عدم‌ مداخله ‌نظامی‌ امریكا، همراه‌ با برداشت‌ سفیر عراق ‌در امریكا از این ‌اظهارات‌، تردید صدام ‌حسین ‌به ‌حداقل ‌كاهش‌ یافت‌(رجوع کنید به دیویس‌، ص‌26ـ 28؛ سالینجر و لوران‌، ص‌13ـ14، 66ـ 68 ، 76ـ77؛ هرمان، ص‌110ـ119؛ یتیو، ص‌10). به ‌این ‌ترتیب‌، صدام ‌حسین‌ به ‌تجاوز و اشغال ‌سراسر كویت‌ مصمم ‌شد، هر چند در میان ‌شخصیتهای ‌سیاسی‌ و نظامی‌ نوعی‌ تردید و نگرانی‌ از این ‌اقدام ‌وجود داشت‌ و فقط‌ برخی‌ از مقامات ‌عراقی‌، مشوق ‌و حامی ‌وی‌ بودند (رجوع کنید به درودیان‌، ص‌148، 150؛ نیز رجوع کنید به خدّوری‌ و غریب‌، ص 121ـ 122؛ برای ‌آگاهی ‌از جنبه‌های ‌روان‌شناختی ‌ـ سیاسی ‌تصمیم‌ صدام‌ در حمله ‌به ‌كویت‌ رجوع کنید به استاین، ص‌140ـ142).

در 11 مرداد 1369/ 2 اوت‌1990 ارتش‌عراق‌، با 000 ، 140 نیرو و 800 ، 1 تانك ‌به ‌كویت ‌حمله ‌و در چند ساعت‌، سراسر خاك ‌كویت‌ را اشغال ‌كرد (یتیو، ص‌10ـ11).

ایالات ‌متحده‌ امریكا و بریتانیا نخستین‌ كشورهای‌ غربی‌ بودند كه ‌بی ‌درنگ‌ واكنش ‌اعتراض‌آمیز نشان ‌دادند. امریكا ناگهان ‌از مواضع‌ مبهم ‌و تأییدآمیز خود در ماههای ‌پیش‌از حمله ‌دست‌ كشید و به ‌صورتی‌ همه‌ جانبه ‌برای ‌به ‌دست‌ گرفتن‌ رهبری‌ سیاسی‌، نظامی‌ و بین‌المللی ‌علیه ‌عراق‌، به ‌فعالیت‌ پرداخت‌(خدّوری‌و غریب‌، ص‌122ـ123؛ یتیو، ص‌12ـ13؛ برای ‌آگاهی ‌از تغییر ناگهانی ‌سیاست‌ خارجی ‌امریكا رجوع کنید به دیویس‌، ص‌26؛ هرمان‌، همانجا؛ درخصوص‌موضع‌بریتانیا در تجاوز عراق‌ رجوع کنید به كوهن‌، ص‌149ـ151).

شورای ‌امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد با صدور قطعنامه‌660 در همان ‌روز، اشغال ‌كویت ‌را محكوم ‌كرد و خواستار عقب‌نشینی ‌فوری‌ و بی‌قید و شرط‌ همه ‌نیروهای‌ عراقی ‌شد (یتیو، ص‌155ـ 156، متن ‌قطعنامه‌660). تلاشهای ‌رهبران‌ كشورهای‌ عربی‌، یعنی ‌حُسنی‌مبارك‌، فهد، یاسر عرفات‌و ملك‌حسین‌، برای ‌حل ‌و فصلِ مسالمت‌آمیزِ بحران‌، به‌ نتیجه‌ مطلوب ‌نرسید. دوازده ‌عضو از بیست‌عضو اجلاس ‌وزرای‌ خارجه‌ اتحادیه ‌عرب‌، همراه ‌با مصر، در دومین ‌روز اشغال‌، به ‌اعلامیه ‌محكومیت ‌عراق‌ و لزوم‌ خروج ‌فوری‌ و بی‌قید و شرط‌ قوای ‌عراق ‌از كویت‌ رأی‌ مثبت ‌دادند. تركیب ‌آرای‌ كشورهای ‌عضو نشانه ‌شكاف ‌بی‌سابقه ‌در میان ‌كشورهای‌ عربی ‌بود، بدین ‌ترتیب‌ كه ‌عربستان‌سعودی‌، كویت‌، بحرین‌، قطر، امارات ‌متحده ‌عربی‌، عمان‌، مصر، سوریه‌، مراكش‌، لبنان‌، جیبوتی ‌و سومالی‌ بر ضد عراق‌ موضع‌ گرفتند و در مقابل ‌كشورهای‌ یمن‌، سودان‌، لیبی‌، تونس‌، الجزایر، موریتانی ‌و نیز سازمان‌ آزادی‌ بخش‌ فلسطین‌* (ساف‌) بی‌طرف ‌یا هوادار عراق‌ بودند. با تصمیم‌ اجلاس‌، بحران‌ بین‌المللی‌ شد (همان‌، ص‌22؛ خدّوری‌ و غریب‌، ص‌131). از این ‌پس‌ بحران ‌به ‌صورت ‌صف ‌آرایی ‌سیاسی‌ـ نظامی ‌عراق ‌در مقابل ‌ائتلاف ‌سیاسی‌ـ نظامی‌ غرب‌، با اكثریتی ‌ضعیف‌ و نمادین ‌از كشورهای‌ عربی ‌و اسلامی ‌در آمد (رجوع کنید به ادامه ‌مقاله‌).

دیپلماسی ‌امریكا و غرب‌ در چارچوب‌ شورای ‌امنیت ‌سازمان‌ ملل‌ متحد، با جلب ‌حمایت ‌شوروی‌ و چین‌، كه ‌با پایان ‌جنگ‌سرد درصدد نزدیكی‌ به ‌غرب ‌بودند، موفق ‌شد. ژاپن ‌و آلمان ‌غربی (متحدان‌ امریكا)، كه ‌برای‌ مداخله‌ نظامی ‌مستقیم‌ محذوراتی‌ داشتند، از طریق ‌كمك‌ اقتصادی‌ به ‌یاری ‌ائتلاف ‌متحدین ‌امریكا شتافتند (كاووسی‌، ص‌22ـ27؛ برای ‌آگاهی ‌از موضع‌ شوروی رجوع کنید به نوسنكو، ص‌136ـ144؛ امامی‌، ص‌115ـ 118؛ پریماكوف‌، ص 12 ـ 15). سیاست ‌امریكا در ایجاد ائتلاف ‌بین‌المللی ‌ضدعراق ‌دو جنبه‌ داشت‌: نخست‌ تلاش‌ ایالات‌متحده‌ برای ‌حضور هرچه‌ بیشتر كشورهای‌ عربی ‌و اسلامی منطقه ‌در ائتلاف‌ بود؛ شاید از آن‌رو كه‌ مداخله ‌نظامی یك‌ ائتلاف ‌صرفاً غربی‌، برای‌ منافع ‌غرب ‌در كشورهای ‌اسلامی‌ تبعات نامطلوب ‌داشت‌، حال ‌آنكه‌ حضور كشورهای‌عربی‌ و اسلامی ‌در اقدام ‌علیه ‌عراق‌، تنبیه‌ یك‌ عضو خاطی‌ از خانواده ‌عربی‌ تعبیر می‌شد كه‌ صلح‌ و ثبات ‌را برهم‌ زده ‌است‌. جنبه ‌دوم‌، كوشش‌ امریكا در چارچوب‌ سازمان ‌ملل‌ متحد بود تا از طریق ‌جلب ‌نظر شوروی‌ و صدور قطعنامه‌های‌ شورای ‌امنیت‌، به ‌اقدامات ‌سیاسی‌ـ نظامی ائتلاف‌ علیه ‌عراق‌ مشروعیت‌ و جنبه ‌قانونی ‌ببخشد (خدّوری ‌و غریب‌، ص‌131ـ132؛ مولایی‌، ص‌96ـ97، 100ـ101؛ هرمان‌، ص‌ 119ـ124).

واکنش ‌دولتهای‌ عربی (مانند مصر و سوریه ‌و مراكش‌) یا دولتهای ‌اسلامی غیرعربی (چون ‌پاكستان ‌و بنگلادش‌) با افكار عمومی‌ این ‌كشورها متفاوت‌ بود. ارسال ‌نیروی‌ نظامی‌ از سوی‌ این ‌كشورها، برای ‌پشتیبانی ‌نیروهای ‌چندملیتی‌ به ‌رهبری‌ امریكا، تا حدی‌ ناشی ‌از وابستگی‌ كشورهای‌ مزبور به‌ كمكهای‌ خارجی‌ و ناتوانی ‌آنها برای‌ اتخاذ روشی ‌مستقل‌ بود. در مقابل‌، غرب‌ به‌ برداشتی‌ هماهنگ‌ و یكدست‌ درخصوص‌ مقابله ‌با عراق ‌دست ‌یافت ‌كه ‌ناشی ‌از منافع ‌كشورهای‌ صنعتی ‌در حفظ‌ وضع‌ و نظم ‌موجود در منطقه ‌بود كه ‌ضامن ‌انتقال ‌انرژی ‌و نفت ‌به ‌شمار می‌رفت‌ (رضوی‌، ص‌135؛ امامی‌، ص‌121ـ123، 125ـ 126؛ برای ‌آگاهی ‌از نقش ‌افكار عمومی‌ عرب ‌و جنگ‌ خلیج‌فارس‌ رجوع کنید به تلحمی‌ ، ص191‌ـ 195؛ كلمان‌، ص‌263ـ 265). امریكا با عربستان‌ سعودی‌ موافقتنامه ‌دفاعی‌ منعقد كرد كه‌ در15 مرداد / 6 اوت‌ علنی ‌شد. مطابق ‌این ‌توافق‌، نیروهای ‌زمینی‌ و هوایی‌ امریكایی ‌اجازه‌ یافتند در خاك ‌عربستان‌ به ‌عملیات‌ دفاعی سپرصحرا بپردازند. همان ‌روز شورای‌ امنیت‌ سازمان ‌ملل ‌متحد قطعنامه‌661 را صادر نمود كه‌ برای‌ اعمال‌ تحریمهای‌ اقتصادی (به ‌جز برای‌ مقاصد پزشكی‌ و انسانی‌) علیه ‌عراق ‌بود (ایلتز، ص‌8؛ یتیو، ص‌156ـ 158، متن ‌قطعنامه 661).

در 17 مرداد 1369/ 8 اوت‌1990 صدام‌ حسین‌، بنا به‌ درخواست‌ حكومت‌ دست‌ نشانده ‌خود در كویت‌، رسماً كویت‌ را، به ‌عنوان ‌استان ‌نوزدهم‌ با نام «الكاظمه‌» به‌ خاك ‌عراق‌ منضم‌ نمود. روز بعد شورای‌ امنیت ‌سازمان ‌ملل‌ متحد، با صدور قطعنامه 662 الحاق ‌كویت ‌را مردود و فاقد اعتبار دانست (مجتهدزاده‌، ص‌546 ـ547؛ یتیو، ص‌ XIX ؛ خدّوری‌ و غریب، ص‌140).

در روز بعد، اتحادیه ‌عرب‌ با صدور قطعنامه‌ای‌، ضمن‌ تأیید مجدد قطعنامه 660 سازمان ‌ملل ‌متحد، حمایت ‌خود را از عربستان ‌سعودی ‌و كشورهای‌عربی‌ خلیج‌فارس‌ اعلام‌ نمود و با درخواست ‌عربستان ‌و دیگر كشورهای‌عربی‌ خلیج‌ فارس‌، مبنی ‌بر لشكركشی ‌به ‌منطقه‌ برای ‌پیوستن ‌به ‌نیروهای ‌آنها در دفاع ‌از تمامیت ‌ارضی‌ علیه ‌تجاوز خارجی‌، موافقت ‌كرد. بدین ‌ترتیب‌، جمعی ‌از كشورهای ‌عربی‌، با هدف ‌اقدام ‌و مداخله ‌نظامی‌ علیه‌ عراق‌، به ‌ائتلاف ‌متحدان ‌غربی ‌به ‌رهبری ‌امریكا پیوستند. در 21 مرداد/ 12 اوت‌، صدام ‌در پاسخ ‌به ‌موضع‌ جامعه ‌بین‌المللی‌، خروج‌ از كویت‌ را مشروط‌ به ‌خروج ‌اسرائیل ‌از نوار غزه ‌و كرانه ‌غربی ‌و بیت‌المقدّس ‌و عقب‌ نشینی ‌سوریه ‌از لبنان ‌دانست‌. هدف ‌صدام ‌از مطرح‌ كردن ‌چنین ‌شرطی‌ جلب ‌حمایت ‌افكار عمومی‌ ملتهای‌ عرب‌ و مسلمان‌، به ‌ویژه ‌كسب‌ محبوبیت ‌نزد فلسطینیان ‌به ‌عنوان ‌قهرمان ‌جهان‌ عرب ‌در مبارزه ‌با اسرائیل‌ـامریكا، بود. ایالات ‌متحده‌ با رد شرط ‌صدام، بر خروج‌ فوری‌ و بی‌قید و شرط‌ عراق ‌از كویت ‌پافشاری ‌كرد (ایلتز، ص‌9؛ خدّوری ‌و غریب‌، ص‌162ـ164؛ كاووسی‌، ص‌22).

در 23 مرداد 1369، صدام‌ حسین ‌با ارسال ‌نامه‌ای ‌رسمی ‌خطاب ‌به ‌ریاست ‌جمهوری ‌وقت ‌ایران‌، ضمن‌ عقب‌گرد كامل‌ از مواضع ‌و ادعاهای ‌ده‌سال ‌گذشته‌ خود، با پیش ‌شرط‌ ایران ‌برای ‌مبنا قرار گرفتن ‌عهدنامه 1354 ش‌/1975 الجزایر در مذاكرات ‌سیاسی ‌دو طرف‌ برای ‌حل ‌اختلافات‌، موافقت ‌نمود. این ‌چرخش‌ اصولی‌ در مواضع ‌صدام‌، ناشی ‌از احتیاج ‌مُبرم ‌وی‌ به ‌اطمینان ‌خاطر از برقراری‌ امنیت ‌در مرزهای‌ شرقی ‌و پیشگیری ‌از حمله ‌احتمالی ‌ایران‌ به ‌عراق‌ بود. این ‌اقدام ‌و نیز آزاد كردن‌ اسیران‌ جنگ‌ تحمیلی‌ عراق‌ با ایران ‌به ‌صورت‌ یك‌ جانبه‌ از سوی‌ عراق ‌و از سوی‌ دیگر رفتار غیردوستانه‌ كویت‌ با ایران ‌در یاری ‌رساندن ‌به ‌عراق ‌طی‌ جنگ ‌هشت‌ساله‌ عراق ‌با ایران‌، هیچ ‌كدام ‌مانع ‌از محكوم‌ كردن ‌اشغال ‌كویت ‌و پشتیبانی ‌كامل ‌ایران ‌از قطعنامه‌های ‌سازمان‌ ملل‌متحد، مبنی ‌بر خروج ‌عراق ‌از كویت ‌و اعمال ‌تحریمهای ‌اقتصادی‌ سازمان ‌علیه ‌این ‌كشور، نشد. در عین‌ حال‌، ایران ‌به ‌رغم ‌تشویقهای‌ متحدان‌ امریكا، سرسختانه‌ خواهان ‌خروج‌ نیروهای‌ غربی‌ از عربستان ‌سعودی ‌شد و بحران ‌كویت‌ را مسئله‌ای ‌منطقه‌ای‌ دانست‌ و با بهره‌برداری‌ قدرتهای‌ بیگانه ‌از آن‌ به ‌نفع ‌خود، مخالفت‌ ورزید (ولایتی‌، ص‌473ـ476؛ نوربخش‌، ص‌293؛ رضوی‌، ص‌ 136).

تا اوایل‌ آذر 1369/ پایان ‌نوامبر 1990، در شرایطی ‌كه ‌هیچ‌ نشانه‌ای‌ دالّ بر تخلیه ‌كویت‌ و سازش ‌صدام‌ حسین ‌وجود نداشت‌، شورای‌ امنیت ‌سازمان ‌ملل‌متحد، تحت ‌فشار امریكا، قطعنامه 678 را صادر كرد كه ‌برای‌ آزاد سازی ‌كویت‌ توسل‌ به‌ زور علیه ‌عراق‌ را مشروع ‌می ‌دانست‌. بر اساس‌ این ‌قطعنامه‌، از 8 آذر تا 25 دی‌1369/ 29 نوامبر 1990 تا 15 ژانویه 1991 مهلت ‌داده ‌شد تا عراق ‌داوطلبانه ‌كویت ‌را تخلیه ‌كند، در غیر این‌ صورت‌ علیه ‌عراق‌ اقدام ‌نظامی‌ شود (یتیو، ص‌175، متن ‌قطعنامه 678؛ خدّوری ‌و غریب‌، ص‌132،50 ـ153).

تا شهریور 1369/ سپتامبر 1990، امریكا حدود دویست ‌هزار نیرو در عربستان‌ سعودی‌ مستقر كرده‌ بود كه‌ نیروهایی ‌از انگلستان‌، فرانسه‌، مصر و سوریه‌ به‌ آن‌ پیوسته ‌بودند. این ‌لشكركشی‌ عظیم‌ به ‌منطقه‌، نشانه‌ آمادگی‌ برای‌ انجام ‌دادن‌ عملیاتی ‌فراتر از یك ‌اقدام ‌تدافعی ‌بود. این ‌گمان‌ هنگامی‌ به ‌یقین ‌تبدیل ‌شد كه‌ امریكا دویست‌ هزار سرباز دیگر بر این ‌تعداد افزود. مسلّم ‌بود كه‌ هدف‌، علاوه‌ بر آزادسازی ‌كویت‌، تخریب ‌ماشین‌جنگی‌ عراق ‌در سطح‌ وسیع‌ و شاید جابه‌جایی ‌قدرت‌ در عراق‌ است (سالینجر، ص‌606ـ607؛ خدّوری‌ و غریب‌، ص‌132). در واپسین ‌روزهای‌ مهلت ‌عراق‌، خاویر پرز دكوئیار، دبیركل‌ سازمان ‌ملل‌متحد، برای ‌دستیابی‌ به ‌راه‌حلی ‌صلح‌جویانه ‌از طریق‌ مذاكره ‌مستقیم ‌با صدام‌ حسین‌، تلاشهای ‌بی‌ثمری ‌كرد (سالینجر، ص‌612؛ خدّوری ‌و غریب‌، ص‌157ـ 158).

جنگ‌ با عراق ‌در 27 دی‌/17 ژانویه ‌با حملات‌ هوایی ‌نیروهای‌ ائتلاف ‌به ‌فرماندهی‌ امریكا، با نام‌ طوفان ‌صحرا، در خاك‌ عراق ‌و كویت‌ آغاز شد. هرچند افكار عمومی ‌تركیه‌ مخالف‌ رویارویی ‌نظامی‌ با عراق‌ بود، تركیه‌ پایگاه‌ اینجرلیك‌ را برای ‌پرواز هواپیماهای‌ متحدان ‌در اختیار آنها گذاشت‌. عراق‌ در واكنش‌ به ‌تهاجم‌ نظامی‌ متحدان‌، تل‌آویو را آماج‌ موشكهای‌ اسكاد قرار داد تا اسرائیل ‌را به ‌جنگ ‌و به ‌صف ‌نیروهای‌ ائتلافی ‌بكشاند و هم ‌مانع ‌از پیوستن ‌كشورهای‌عرب‌ به ‌صف‌ نیروهای ‌چند ملیتی ‌شود و هم ‌با ایجاد شكاف ‌در صف‌ نیروهای‌ ائتلافی (متحدان‌غربی ‌و كشورهای‌اسلامی‌)، جنگ ‌را به ‌نبردی‌عربی‌ـ اسرائیلی ‌تبدیل ‌كند. به‌ توصیه ‌امریكا، اسرائیل ‌اقدام ‌تلافی ‌جویانه‌ نكرد. درعوض‌ امریكا اسرائیل ‌را به ‌سیستم ‌ضدموشكی‌ پاتریوت‌، كه‌ در رهگیری‌ موشكهای‌ اسكاد به ‌اسرائیل ‌یاری‌ می‌داد، مجهز ساخت‌.

در نبرد هوایی ‌نیروهای ‌ائتلاف ‌از 900 ، 2 هواپیمای ‌جنگی ‌استفاده ‌شد و تا 3 بهمن‌/ 23 ژانویه‌، 000 ، 12 سورتی‌ پرواز علیه ‌مواضع‌ عراق‌ صورت ‌پذیرفت‌. جنگ‌ هوایی‌ كه 38 روز به‌ طول‌ انجامید چهار هدف‌ عمده‌ داشت‌: تقلیل‌ قدرت ‌زمینی‌ ارتش ‌عراق ‌از لحاظ ‌كمّی ‌به ‌نصف‌؛ از بین ‌بردن ‌روحیه ‌و میل ‌جنگجویی ارتش‌ عراق‌، زمینه ‌سازی ‌لازم‌ برای‌ تخریب‌ زیرساختارهای ‌قدرت‌، به ‌ویژه‌ قدرت‌ نظامی‌ـ اقتصادی‌ عراق ‌برای‌ آغاز جنگ‌ زمینی‌؛ كسب‌ زمان ‌لازم ‌برای‌ تكمیل ‌صف‌آرایی‌ و گسترش‌ نیروهای‌زمینی‌ و آماده ‌نمودن‌ و تمرین‌ طرحها (خدّوری ‌و غریب‌، ص‌171ـ173، 175؛ ایلتز، ص‌12). عملیات ‌زمینی ‌با نام ‌شمشیر صحرا به ‌دستور بوش‌ در 5 اسفند/ 24 فوریه‌، با هدف ‌بیرون‌ راندن‌ نیروهای‌ عراقی‌ از كویت‌ آغاز شد. در این ‌عملیات‌، كه ‌با تحركات‌ مقدماتی ‌تفنگداران‌ دریایی‌ امریكا، نیروهای‌سعودی‌ و دیگر كشورهای‌ عرب ‌در جنوب ‌كویت ‌آغاز شد، سه ‌طرح‌ عملیاتی‌ رخنه‌، حركت‌ دورانی‌ و محاصره‌ اجرا گردید. فرماندهی ‌نبرد را ژنرال‌ نورمن‌ شوارتسكف‌امریكایی‌ برعهده ‌داشت‌. طی ‌چهار روز، كویت‌ از تصرف‌ عراق‌ خارج ‌شد. در 28 فوریه‌/ 9 اسفند، عراق‌ پس‌ از پذیرش ‌تمامی‌ قطعنامه‌های‌ شورای‌امنیت‌ سازمان ‌ملل‌متحد، با آتش‌ بس‌ موافقت ‌كرد، اما پیش ‌از خروج ‌از كویت‌، حدود ششصد چاه‌ نفت ‌را به ‌آتش ‌كشید (تیلور و بلك‌ول، ص‌125ـ133؛ خدّوری ‌و غریب‌، ص‌ 174ـ179).

پس‌ از پایان ‌گرفتن‌ جنگ‌، متحدان‌ كویت‌، عراق ‌را به ‌سه ‌منطقه ‌تقسیم‌ كردند: منطقه ‌كردنشین ‌شمال‌، منطقه‌ مركزی‌ و منطقه ‌شیعه‌ نشین‌ جنوب‌. مناطق ‌شمالی ‌و جنوبی‌ برای ‌هواپیماهای‌عراقی‌، مناطق «پروازْ ممنوعه ‌و عدم‌ اعمال ‌زور» اعلام ‌شد. چنین ‌وضعی‌ بیش‌ از یك ‌دهه ‌از جنگ‌، همچنان ‌بر عراق ‌حكمفرما بود (مجتهدزاده‌، ص‌547).

از اواخر فوریه‌1991 (هم‌زمان‌ با برقراری‌ آتش‌بس‌ و خاتمه ‌جنگ‌) به ‌مدت ‌بیش ‌از یك‌ دهه‌، بر اساس‌ قطعنامه‌های ‌شورای‌ امنیت‌ سازمان ‌ملل‌متحد، به ‌ویژه‌ قطعنامه 687، عراق ‌در شرایط ‌تحریم‌* و محاصره‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ قرار داشت‌. سیاست ‌استمرار تحریمها، به ‌ویژه‌ با پافشاری ‌امریكا و بریتانیا، تا سقوط ‌صدام‌ ادامه ‌داشت‌. اتخاذ این ‌سیاست ‌ناشی‌ از نگرانی ‌و احساس‌ خطر در قبال ‌دستیابی ‌عراق‌ به ‌سلاحهای ‌كشتارجمعی شیمیایی ‌و میكروبی ‌و موشكهای ‌دوربرد، برای‌ منافعِ امریكا و هم‌پیمانانش‌(به‌خصوص‌اسرائیل‌) در منطقه‌اعلام ‌شد. در برابر، عراق‌ كوشید با توجه‌ به ‌موقعیت‌ داخلی‌، منطقه‌ای ‌و بین‌المللی ‌خود، با ابتكارهای‌ گوناگون ‌و به‌ طریق‌ غیررسمی‌ یا از طریق‌ حقوقی ‌به ‌تحریمها پایان ‌دهد. با وجود این‌، صدام ‌حسین ‌بارها در عملیات ‌هیئت‌ بازرسان‌ سازمان ‌ملل‌متحد (آنسكام‌) كارشكنی‌ كرد. این‌ امر و اصرارامریكا بر بازرسی‌ از مناطق‌ممنوعه‌، به‌ تشدید اقدامات ‌تنبیهی‌ علیه ‌عراق‌ در چارچوب ‌سازمان ‌ملل‌ متحد منجر شد و از سوی‌ دیگر دوبار موجب‌ اقدامات‌ نظامی‌ خودسرانه‌ امریكا و بریتانیا علیه ‌این ‌كشور شد؛ یك‌بار در فاصله‌17 تا 28 آذر 1377/ 16 تا19 دسامبر 1998 و بار دیگر در 1378 ش‌/ آستانه‌1999 روزهای‌ قبل ‌از ماه ‌رمضان‌1419 (همان‌، ص‌554 ـ 555؛ سیف‌زاده‌، ص‌260ـ261).

در باره ‌پیامدهای ‌جنگ‌ عراق‌ با كویت‌ و جنگ ‌خلیج‌ فارس‌علیه ‌عراق‌، آثار فراوانی ‌تألیف ‌شده ‌كه ‌در هر یك ‌از آنها جنبه‌های ‌متفاوت ‌این ‌رخداد مهم‌ تجزیه ‌و تحلیل ‌گردیده‌ و آموزه‌ها و تجارب‌ سیاسی‌ـ نظامی ‌آن ‌از منظرهای‌ گوناگون ‌ارائه ‌شده ‌است‌. از پیامدهای ‌مهم ‌این ‌جنگ ‌می‌توان ‌به ‌این ‌موارد اشاره ‌كرد: تضعیف‌ قدرت ‌نظامی ‌عراق ‌و فراهم‌ آمدن ‌زمینه‌های ‌سقوط ‌حكومت ‌بعثی ‌در این ‌كشور؛ حضور فزاینده ‌نظامی ‌امریكا و بریتانیا و دیگر متحدان‌ غربی كویت ‌در منطقه‌، بر پایه ‌انعقاد موافقتنامه‌های‌ دفاعی ‌ـ امنیتی ‌با كشورهای ‌حاشیه ‌خلیج ‌فارس ‌چون ‌امارات ‌متحده‌ عربی ‌و عربستان‌ سعودی‌؛ و فروش‌ فزاینده‌ تجهیزات‌ پیشرفته‌ نظامی ‌به ‌كشورهای‌ عربی‌. پس ‌از جنگ‌، تحلیلگران‌ نظامی ‌و استراتژیستهای (راهبردشناسانِ) امریكایی ‌عمدتاً بر كارایی‌ فوق‌العاده ‌و تأثیرگذاری‌ معجزه‌آسای‌ فنّاوری ‌برتر و پیشرفته ‌نظامی در تجهیزات ‌ارتش‌ امریكا تأكید كردند (رجوع کنید به < بعد از طوفان‌: درسهایی‌از جنگ ‌خلیج‌ >، 1992؛ < بحران‌خلیج‌و پیامدهای‌جهانی‌آن‌>، 1993؛ < درسهای ‌نظامی ‌از جنگ‌ خلیج >، 1993).

منابع‌: ریچارد نیل‌اسكوفیلد، «مناقشات ‌مرزی‌ در خلیج ‌فارس‌»، گفتگو، ش‌21 (پاییز 1377)؛ محمدعلی ‌امامی‌، «خلیج ‌فارس ‌و دیدگاههای ‌امنیتی‌»، در مجموعه ‌مقالات ‌چهارمین ‌سمینار خلیج ‌فارس‌، دورنمای‌ صلح ‌و ثبات ‌در خلیج‌ فارس‌ و دریای ‌عمان‌، تهران‌ـ تیرماه 1372،[ تدوین] مركز مطالعات ‌خلیج ‌فارس‌، تهران‌: وزارت‌ امورخارجه‌، 1373 ش‌؛ یوگنی ‌ماكسیموویچ‌ پریماكوف‌، یادداشتهای ‌پریماكف ‌در جنگ ‌خلیج ‌فارس‌، ترجمه‌ محمود شمس‌، تهران‌1370 ش‌؛ ویلیام ‌جی‌. تیلور و جیمز بلك‌ول‌، «جنگ‌ زمینی ‌در خلیج ‌فارس‌»، مجله ‌سیاست ‌دفاعی‌، سال‌2، ش‌3 و 4 (تابستان ‌و پاییز 1373)؛ اصغر جعفری‌ ولدانی‌، كانونهای ‌بحران ‌در خلیج‌ فارس‌، تهران‌1377 ش‌؛ اصغر جعفری‌ ولدانی ‌و نیلوفر حق‌شناس‌ كاشانی‌، «اختلافات ‌مرزی‌ و ارضی ‌بین ‌دولتهای ‌خلیج ‌فارس‌ و تأثیر آن‌ بر امنیت ‌منطقه‌»، در مجموعه ‌مقالات ‌سومین ‌سمینار بررسی ‌مسائل ‌خلیج ‌فارس‌، بهمن ‌ماه 1369، [تدوین‌] مركز مطالعات‌ خلیج ‌فارس‌، تهران‌: وزارت‌ امورخارجه‌، 1372 ش‌؛ محمد درودیان‌، «نقد و بررسی‌ كتاب‌ ویرانی ‌دروازه ‌شرقی‌»، مجله ‌سیاست ‌دفاعی‌، سال‌8 ، ش‌3 (تابستان‌1379)؛ اریك‌ دیویس‌، «جنگ‌ خلیج‌ فارس‌: افسانه‌ها و واقعیت‌ها»، ترجمه ‌مهبد ایرانی ‌طلب‌»، اطلاعات‌ سیاسی ‌ـ اقتصادی‌، سال‌8 ، ش‌5 و 6 (بهمن ‌و اسفند 1372)؛ گوهر رضوی‌، «امنیت ‌خلیج ‌فارس‌: غرب‌ در برابر دیگران‌، یك‌ دیدگاه‌ جهان‌ سومی‌»، ترجمه ‌جمشید زنگنه‌، در مجموعه ‌مقالات ‌سومین ‌سمینار بررسی‌ مسائل‌ خلیج ‌فارس‌، همان‌؛ پیر سالینجر و اریك ‌لوران‌، جنگ ‌خلیج ‌فارس‌ در اسناد محرمانه‌، ترجمه ‌هوشنگ‌ لاهوتی‌، تهران‌1370 ش‌؛ حسین ‌سیف‌زاده‌، عراق‌: ساختارها و فرآیند گرایشها سیاسی‌، تهران‌1379 ش‌؛ حامد كاووسی‌، «نظامی ‌گری ‌و حكومت ‌عراق‌»، در سلسله ‌مقالات ‌خاورمیانه ‌شناسی‌، (ش‌5)، تهران‌: مركز پژوهشهای ‌علمی‌ و مطالعات ‌استراتژیك‌ خاورمیانه‌، 1374 ش‌؛ پیروز مجتهدزاده‌، خلیج ‌فارس‌: كشورها و مرزها ، تهران‌1379 ش‌؛ یوسف‌ مولایی‌، «ماهیت ‌حقوقی ‌مجازاتهای ‌نظامی ‌در بحران‌ كویت‌»، مجله ‌سیاست ‌خارجی‌، سال‌8 ، ش‌1 و 2 (بهار و تابستان‌1373)؛ مهدی ‌نوربخش‌، «ماوراء حمله‌ صدام‌ حسین ‌به ‌كویت‌»، ترجمه ‌جمشید زنگنه‌، در مجموعه ‌مقالات ‌سومین ‌سمینار بررسی‌ مسائل ‌خلیج ‌فارس‌، همان‌؛ علی‌اكبر ولایتی‌، تاریخ ‌سیاسی ‌جنگ‌ تحمیلی ‌عراق‌علیه ‌جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌، تهران‌1376 ش‌؛

After the storm: lessons from the Gulf War , ed. Joseph S.Nye and Roger K.Smith, Lanham, Md.: Madison Books, 1992; Hermann Frederick Eilts, "The Persian Gulf crisis: perspectives and prospects", The Middle East journal , vol. 45, no. 1 (winter 1991); Encyclopedia of the modern Middle East , ed. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York 1996, s.v. "Gulf crisis" (by Philip Mattar) ; The Gulf crisis and its global aftermath , ed. Gad Barzilai, Aharon Klieman, and Gil Shidlo, London: Routledge, 1993; Richard K. Herrmann, "US policy in the conflict", in International perspectives on the Gulf conflict: 1990-91 , ed. Alex Danchev and Dan Keohane, London: The Macmillan Press, 1994; Herbert C. Kelman, "The reaction of mass publics to the Gulf War", in The Political psychology of the Gulf War ed. Stanley A. Renshon, Pittsburgh: University of Pittsburgh Press, 1993; Dan Keohane, "British policy in the conflict", in International perspectives on the Gulf conflict , ibid; Majid Khadduri and Edmund Ghareeb, War in the Gulf, 1990-91: the Iraq-Kuwait conflict and its implications , New York 1997; Military lessons of the Gulf War] , by [ Bruce W. Watson et al. , ed. Bruce W. Watson, London: Greenhill Books, 1993; Vladimir I. Nosenko, "Soviet policy in the conflict", in International perspectives on the Gulf conflict , ibid; Pierre Salinger, "The United States, the United Nations, and the Gulf War" , The Middle East journal , vol.49, no.4 (Autumn 1995); Janice Gross Stein, "Threat-based strategies of conflict management: why did they fail in the Gulf?", in The Political psychology of the Gulf War , ibid; Shibley Telhami, "Arab public opinion and the Gulf War", in ibid; Steven A. Yetiv, The Persian Gulf crisis, Westport, Ct. 1997.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 تیر 1393

نگاهی آماری به كمك هاى غرب به عراق در طول جنگ تحمیلى



بررسى آمارى كمك هاى غرب به عراق در طول جنگ تحمیلى علیه ایران، نشان از حمایت آشكار سیاسى و تسلیحاتى و همپیمانى امریكا و غرب با صدام دارد
.

جنگ ایران و عراق با مشخصه  طولانى ترین و پر هزینه ترین درگیرى نظامى در تاریخ معاصر منطقه خاورمیانه كه دو قدرت جهانى و هم پیمانانشان در دوران جنگ سرد در حمایت از یك طرف جنگ اتفاق نظر داشتند و مهمتر از همه عدم حل و فصل نهایى آن با برقرارى صلح میان دو كشور ایران و عراق و بسیارى از مسایل دیگر، سبب شده است علت ، نحوه و نتایج جنگ تا سال هاى مدید همچنان مورد بحث و بررسى قرار گیرد. اما آن چه در این میان بسیار حایز اهمیت است، مساله  حضور نقش مستقیم و غیرمستقیم بسیارى از كشورهاى غربى و اروپایى در حمایت از عراق و سیل عظیم كمك هاى مالى و نظامى این كشورها به عراق طى هشت سال جنگ تحمیلى است

حقایق حاكى از آن است كه برنامه هاى تسلیحاتى و نظامى عراق و ارسال كمك هاى تسلیحاتى به این كشور از سوى اروپا و غرب طى سال هاى آغازین جنگ، شتاب بى سابقه اى پیدا كرد به گونه اى كه از آن به عنوان انقلابى در تاسیسات نظامى عراق یاد مى شود. بى شك پرداختن به ابعاد آمارى ارسال تسلیحات نظامى به عراق در طول جنگ از سوى غرب و اروپا، در حالى كه ایران در طول این جنگ از حداقل تجهیزات نظامى بهره مى برد، از حقایق ناگفته اى در این زمینه پرده بر مى دارد.

آغاز هفته دفاع مقدس و سالروز آغاز جنگ تحمیلى علیه ایران (۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ۱۹۸۰) فرصت مناسبى است تا از منظرى جدید به ابعاد گوناگون كمك هاى نظامى و تسلیحاتى اروپا و غرب به عراق در جریان جنگ تحمیلى علیه ایران پرداخته شود.

بى شك مساله  فروش تسلیحات نظامى پیشرفته از سوى غرب و اروپا به عراق طى هشت سال جنگ تحمیلى نقش بلاانكار این كشورها در جنگ را به خوبى نمایان مى سازد. بر اساس گزارش هاى موجود در سال ،۱۳۶۶ شبكه تداركات نظامى عراق در جریان جنگ تحمیلى علیه ایران به نحو بى سابقه و چشم گیرى فعال شده بود. نگرانى ناشى از گسترش دامنه جنگ و ضرورت مقابله با برترى ایران موجب شده بود كه بر اساس یك تصمیم همگانى، عراق به طور برجسته و بى سابقه اى تجهیز شود. تنها آمارهاى منتشر شده حاكى از آن است كه در این مرحله در كمتر از دو سال، فرانسه حدود ۶/۵ میلیارد دلار و روسیه (شوروى سابق) حدود ۳/۹میلیارد دلار اسلحه و تجهیزات نظامى به عراق فروختند. افزون بر این، زیربناى صنعتى این كشور از سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳ شمسى) میلادى به بعد با ۲/۱۴ میلیارد دلار هزینه تقویت شد. عراقى ها توانستند در این روند از شوروى، امریكا ، فرانسه و آلمان تجهیزات و فن آورى پیشرفته نظامى خریدارى كنند.

كمك هاى امریكا به عراق

اقدامات امریكا علیه ایران به موازات افزایش پیشروى نیروهاى ایرانى در مواضع عراقى ها، با هدف جلوگیرى از پیروزى ایران و شكست عراق تشدید شده و گسترش مى یافت، زیرا پیروزى ایران در جنگ براى امریكا غیرقابل قبول بود. (۱) این كشور در نخستین گام، آشكارا در جهت حمایت از عراق نام این كشور را از فهرست كشورهاى به اصطلاح تروریست حذف كرد و طرح هاى گسترده نظامى، سیاسى و اقتصادى اش را براى كمك به عراق در جریان جنگ علیه ایران، تصویب كرد.

صدام با فرستادن نزار حمدون، به عنوان سفیر عراق به امریكا، علاوه بر اهدافى كه درسطوح مختلف پیگیرى مى كرد زمینه تحكیم روابط عراق و امریكا را فراهم ساخت و به تدریج عراق به یك متحد امریكا در منطقه تبدیل شد و بازارش براى امریكا بازار پر سودى ارزیابى شد. به همین دلیل جامعه تجارى و صنعتى امریكا به عنوان بزرگترین پیشتیبان عراق از روابط تجارى با این كشور حمایت مى كرد. كمك اطلاعاتى و نظامى امریكا به عراق كه از سال ۱۳۵۹ آغاز شد، موجب شد تا سازمان سیا اطلاعات فوق العاده محرمانه اى از مراكز استراتژیك ایران در اختیار عراق قرار دهد. حتى برخى از گزارش ها نشان مى دادند كه ویلیام كسى، رییس وقت سیا، بارها عراق را در حمله به تاسیسات اقتصادى و حیاتى ایران تشویق كرده بود و نمونه آن حمله هواپیماهاى عراقى به جزیره سیرى بود كه در چهارچوب هماهنگى دقیق اطلاعاتى میان آن ها انجام گرفت. بسیارى بر این باورند كه كمك هاى امریكا به عراق در جریان جنگ تحمیلى علیه ایران، گذشته از آن كه نظامى بوده است از نوع كمك هاى اطلاعاتى به شمار مى رفته است. گزارش ها نشان مى دهند كه امریكا طى سال هاى ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶ معادل ۵/۱ میلیارد دلار تجهیزات الكترونیكى، انواع ماشین آلات، دستگاه هاى حساس و كامپیوترهاى فوق العاده قوى در زمینه تولید سلاح هاى شیمیایى، موشكى و هسته اى را به دولت عراق فروخته بود. بعدها، یك بازپرس كنگره امریكا كه مسوول بررسى عملكرد دولت امریكا در برابر عراق بود، اظهار داشت: «دامنه و وسعت انواع تجهیزات تكنولوژیكى، اطلاعاتى و نظامى حساسى كه از طرف دولت امریكا به عراق ارسال شده است، آدم را شوكه مى كند.»
همچنین در گزارشى كه بعدها در شبكه خبرى اى.بى. سى امریكا پخش شد، بر این مساله تاكید شد كه شركت هاى امریكایى، به طور قانونى و غیرقانونى، نوعى فن آورى را در اختیار عراق قرار داده بودند كه این كشور را قادر مى ساخت برنامه هاى ساخت پیشرفته ترین جنگ افزارهاى نظامى اش را ادامه دهد. به گزارش روزنامه تایمز مالى چاپ انگلیس، شركت امریكایى «اینترنشنال سیگنال اندكنترل» نیز در انتقال مخفیانه فناورى ساخت بمب هاى خوشه اى به عراق دست داشتند.

كمك اطلاعاتى امریكا به عراق به عنوان یكى از مهمترین نیازمندى هاى این كشور، در صدر موافقت نامه هاى عراق و امریكا در سال ۱۹۸۶ - ۱۳۶۵ محسوب مى شد. امریكایى ها درباره فعالیت نیروى هوایى ایران اطلاعات ارزشمندى در اختیار عراق قرار مى دادند. این اطلاعات در آواكس هاى امریكایى مستقر در ریاض جمع آورى شدند. روزنامه واشنگتن پست طى گزارشى نوشته بود: «امریكا درباره آرایش نیروهاى ایرانى در جبهه ها و هدف هاى اقتصادى ایران، اطلاعات ماهواره اى در اختیار عراق قرار مى دهند.»

ویلیام كسى، از جمله افرادى بود كه پیوند اطلاعاتى امریكا و عراق را بر قرار مى ساخت و پیش از اعزام سفیر امریكا به بغداد، یك رییس تمام وقت ایستگاه اطلاعاتى را در بغداد مستقر كرده بود كه قبل از هر حمله بزرگ عراق در جبهه جنگ یا حمله دیپلماتیك در جبهه سیاسى مورد مشورت صدام قرار مى گرفت.

كمك هاى شوروى به عراق

شوروى سابق علاوه بر ارسال سلاح به عراق، با ارزیابى از ضعف هاى ساختارى ارتش آن كشور دروضعیت دفاع و حمله، در توسعه نیروهاى مسلح عراق و طرح ریزى استراتژى تهاجمى این كشور نیز نقش فعال و محورى داشت. كمك هاى شوروى به عراق حتى در پاره اى از مواقع در مقایسه با سایر كشورها بسیار برجسته تر و نمایان تر بود و تا اندازه اى تاثیرات سرنوشت سازى بر روند تحولات جنگ داشت. بر اساس گزارش هفته نامه «فارین ریپورت » (foreign Report) چاپ لندن درباره كمك هاى تسلیحاتى شوروى به عراق، روس ها از اول ماه ژانویه ۱۹۸۷ یك قطار هوایى به منظور تحویل اسلحه به عراق به كار انداختند و موشك هاى زمین به زمین با برد متوسط از نوع اسكاد B، تانك هاى جدید تى - ،۷۲ هواپیماهاى میگ ۲۳ و میگ ۲۵ كه به صورت قطعات جداگانه حمل مى شد و موشك هاى ضدهواپیما از انواع گوناگون همراه با تكنسین هاى روسى را به عراق فرستادند. علاوه بر آن، مسكو چهار فروند هواپیماى سوخت رسان از نوع توپولوف ۷۲ براى سوخت رسانى از آسمان به هواپیماهاى جنگى و بمب افكن هاى عراق به آن كشور تحویل داد.
جیمز بیل یكى از محققان امریكایى، طى مقاله اى درباره كمك  هاى شوروى به عراق نوشت: « شوروى با عراق روابط بسیار نزدیك دارد و حدود ۶۰ درصد از تجهیزات نظامى آن كشور را تامین مى كند و علاوه بر هواپیماهایى مانند میگ ،۲۳ ۲۱ و ۲۵ در حال حاضر میگ ۲۹ و هزاران موشك زمین به زمین اسكاد در اختیار عراق گذاشته است. شكى وجود ندارد كه اتحاد جماهیر شوروى بزرگترین قدرت خارجى است كه از عراق حمایت مى كند.» بنابر گزارش رسمى روزنامه اخبار مسكو، فهرست بخشى از تسلیحات نظامى كه شوروى در طول جنگ تحمیلى علیه ایران به عراق تحویل داد، به شرح زیر است:
۵۰۰ دستگاه تانك تى - ،۷۲ ۱۰۰۰ دستگاه تانك تى - ،۶۲ ۳۵۰ فروند موشك زمین به زمین با برد ۳۰۰ كیلومتر، ۲۵ فروند هواپیماى شكارى میگ ،۲۹ ۲۳ فروند هواپیماى شكارى میگ ،۲۵ ۷۰ فروند هواپیماى شكارى میگ ۲۳ ، ۷۰ فروند هواپیماى شكارى میگ ۲۱ و ۳۰ فروند

جنگنده شكارى سوخوى ۲۵ و ۵۰ فروند جنگنده شكارى سوخوى ۲۰.

كمك هاى فرانسه به عراق

بیشترین میزان كمك نظامى به عراق در طول جنگ تحمیلى از آن فرانسوى ها است كه در مقایسه با سایر كشورهاى غربى بیشترین تسلیحات مورد نیاز عراق را به این كشور ارسال كردند. فرانسوى ها منابع استراتژیك و توانایى هاى مالى لازم را براى تقویت عراق در اختیار داشتند و به همین دلیل از شهریور سال ۱۳۵۹ - ۱۹۸۰ فروش تسلیحات نظامى فرانسه به عراق به ۶/۵ میلیارد دلار رسید و ۷/۴ میلیارد دلار نیز در قالب قراردادهاى بازرگانى و غیرنظامى میان دو كشور منعقد شد كه دست كم هفت میلیارد دلار از مجموع این معاملات به صورت وام و اعتبارات بود. در سال ۱۹۸۲ میلادى، ۴۰ درصد از صادرات تسلیحاتى فرانسه به عراق ارسال مى شد؛ میراژ اف- ،۱ موشك هاى هوا به هواى مجیك - ،۱ موشك هاى اگزوست ۳۹-AM و پس از آن هواپیماهاى سوپر استاندارد علاوه بر تقویت قدرت هوایى عراق، این كشور را براى حمله به نفت كش ها و پایانه هاى نفتى ایران از موقعیت برترى برخوردار مى كرد. همچنین عراقى ها یك قرارداد ۵/۶ میلیارد دلارى تحت عنوان «پروژه  فاو» با سه شركت خصوصى فرانسوى به امضا رساندند.

عراقى ها پیش بینى كرده بودند كه طى سه مرحله از ساخت هواپیما و صنعت فضایى برخوردار خواهند شد و به جاى اعمال تغییر و ارایه خدمات به میراژهاى اف - ۱ در فرانسه، در كشور خود به این كار اقدام كنند.

همچنین، عراقى ها امیدوار بودند كه با احداث كارخانه هواپیماسازى «سعد ۲۵» و با انتقال فناورى جدید و هواپیماى آموزشى آلفا جت ،۱۳۴ محصول مشترك آلمان و فرانسه را تولید كنند. عراق در مرحله پایانى مى توانست هواپیماى میراژ ۲۰۰۰ را به عنوان بمب افكنى جدید كه در ارتفاع پایین پرواز مى كرد و دستگاه رادار آن مى توانست دفاع هوایى را گمراه كند، تولید كند. افزون بر این، فرانسوى ها در ساخت راكتور اتمى و فراهم كردن زمینه دستیابى عراق به سلاح اتمى نقش برجسته اى داشتند.

یكى از فرودگاه هاى پیشین ناتو در فرانسه محل بارگیرى هواپیماهاى نیروى هوایى عراق بود و این هواپیماهاى غول پیكر بارى، هر روز به این فرودگاه مى آمدند و موشك هاى ساخت فرانسه، بمب هاى خوشه اى، فیوز، تجهیزات رادارى و الكترونیكى هواپیماها را با خود به عراق مى بردند. محموله هاى تسلیحاتى فرانسه به عراق آن قدر زیاد بود كه تقریبا از اواسط سال ۱۹۸۶ حتى هواپیماهاى غیرنظامى خطوط هوایى بغداد - پاریس نیز به حمل جنگ افزار مى پرداختند.

بنا به گزارش هاى منتشر شده در آن مقطع زمانى، فرانسه نخستین جنگنده بمب افكن میراژ خود را بلافاصله پس از آزادى گروگان هاى امریكایى از ایران (در بهمن ۱۳۵۹ - ۱۹۸۰ ) به عراق فرستاد. كمى بعد، چهار فروند میراژ فرانسوى با هدایت خلبانان نیروى هوایى فرانسه وارد قبرس شدند و از آنجا توسط خلبانان عراقى به عراق منتقل شدند. پس از آن هم به تدریج میراژهاى فرانسوى در پى سفارش عراق به این كشور تحویل داده شدند. همچنین ۱۳ دستگاه موشك انداز متحرك، علاوه بر سكوهاى ثابت به عراق تحویل داده شدند. بازسازى رآكتور هسته اى ازیراك، كه در سال ۱۹۸۱ به دست اسراییلى ها منهدم شده بود، از جمله كمك هایى بود كه «لكود شسول» وزیر خارجه وقت فرانسه در دیدار ژانویه ۱۹۸۳ به طارق عزیز، قول آن را داد.

كمك هاى انگلیس به عراق

رونق ناگهانى بازار عراق براى صنایع ابزارسازى انگلیس نیز كارساز بود. بر اساس برآورد انجمن فناورى ابزارهاى ماشین انگلیس ((MTAA فروش ابزارهاى ماشینى این كشور به عراق از ۹/۲ میلیون دلار در ۱۹۸۷ میلادى به ۵/۳۱ میلیون دلار در سال ۱۹۸۸ میلادى افزایش یافت. از سوى دیگر برخى از كارخانه هاى انگلیسى در پى فروش سلاح به عراق سود سرشارى به دست آوردند و حتى در سال ۱۹۸۸ میلادى فروش این اقلام به یك دوم میلیارد دلار رسید. همزمان انگلیسى ها دفتر خرید ایران در خیابان ویكتوریاى لندن را از طریق سازمان اطلاعاتى M-15 كنترل كرده و اطلاعات آن را در اختیار عراق قرار مى دادند.

احداث شبكه پناهگاه هاى پر هزینه زیرزمینى، بخش دیگرى از تلاش هاى عراق بود كه در ژوئن ۱۹۸۲ با تصمیم صدام و مشاركت مهندسان انگلیسى آغاز شد. كالین گرافت، رییس فدراسیون مشاوران در مقاطعه كاران پناهگاه هاى هسته اى انگلیس مى گوید: «شركت هاى انگلیسى طرح هایى ارایه كردند كه به موجب آن براى ۴۸ هزار سرباز، پناهگاه  امن ساخته شد. هر پناهگاه تونل پولادین داشت و مى توانست تا ۱۲۰۰ نفر را در خود جاى دهد. در هر پناهگاه  پست هاى فرماندهى، محل بیماران، اتاق هاى ضد آلودگى، آشپزخانه، انبارغذاهاى خشك، آب و قورخانه یعنى تمام ملزومات یك اقامت بلندمدت پیش بینى شده بود.»








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 تیر 1393

نقش سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جنگ ایران و عراق - 4







عملیات مرصاد

تا پایان جنگ همکاری تنگانگ سازمان با عراق در همه ابعاد روندی صعودی داشت. با پذیرش قطع نامه 598 از سوی ایران، ادعای صلح طلبی عراق در عرصه جهانی زیر سؤال رفت و چشم انداز نامعلومی بر روابط دو کشور و مشخصاً سازمان مجاهدین خلق (منافقین) حاکم شد. برخلاف دوره جنگ، روند امور برای این گروه ناامید کننده و حضور آن در عراق برای رژیم بعث دردسر آفرین به نظر می رسید؛ بنابراین، سازمان به خیان یکسره کردن کار جمهوری اسلامی به فکر عملیات نظامی گسترده افتاد تا برای آخرین بار بخت خود را بیازماید. عراق نیز که از موفقیت های به دست آمده به شدت مغرور شده بود و پایان جنگ را نزدیک می دید، درصدد برآمد تا عقب ماندگی های خود را در طول جنگ جبران کند و با اشغال مجدد اراضی ایران و به اسارت گرفتن نیروهای ایرانی، بتواند در پای میز مذاکرات از موضع قدرت صحبت کند، از این رو، هنگامی که حملات ارتش عراق از سوی سازمان ملل و دولت ها محکوم شد و داعیه صلح طلبی این کشور زیر سؤال رفت، آنان به عنوان آخرین برگ برنده رژیم به کار گرفته شدند. هر چند سازمان کاملاً تحت سلطه و نفوذ عراق قرار داشت، اما فعالیت نظامی اش علیه ایران به عنوان یک حرکت داخلی قابل توجیه بود. نکته دیگر این که یک ماه پیش از این، پس از تصرف مهران، ارتش عراق این منطقه را به نیروهای مزبور سپرده بود. از سوی دیگر، مسئولان سازمان منافقین با آغاز مذاکرات صلح به ایستگاه آخر رسیده بودند و دیگر نمی توانستند با طرح شعار صلح طلبی خود را در افکار عمومی جهانیان به عنوان تنها طرف برقرار کننده صلح در مقابل عراق مطرح کنند. البته، وجود چنین وضعیتی پس از استقرار نیروهای سازمان در خاک عراق قابل پیش بینی بود و در واقع، آنها سال ها پیش از این انتحار سیاسی کرده و در این زمان، به صورت یک نیروی نظامی مزدور همچون فالانژهای لبنان درآمده بودند.

در سوم مردادماه سال 1367، هم زمان با آغاز حمله نیروهای عراقی از منطقه جنوب ایران، نیروهای سازمان حملات خود را علیه ایران از سمت غرب آغاز کردند. آنان قصد داشتند براساس یک برنامه زمان بندی شده 33 ساعته با بهره گیری از 25 تیپ که مجموعاً چهار تا پنج هزار نفر را در بر می گرفتند، در پنج مرحله، از شهرهای سرپل ذهاب، اسلام آباد، همدان و قزوین عبور کنند و خود را به تهران برسانند. سخنگوی آنان، اهداف سازمان را از این عملیات چنین اعلام کرد: «استراتژی مجاهدین وارد آوردن هر چه بیشتر تلفات به نیروهای ایران و باز کردن راه برای یک انقلاب عمومی ضد [امام] خمینی است». هم زمان در یکی از رسانه های غربی نیز استراتژی منافقین ایجاد منطقه آزاد شده اعلام شد تا پس از پایان جنگ با استقرار در آن منطقه، منافع حکومت ایران را تهدید کنند.

رهبر سازمان که هنوز نمی خواست باور کند که دیگر

به عنوان طرف مذاکره صلح مطرح نیست، مذاکرات صلح از سوی ایران را مصنوعی و بهانه ای برای اتلاف وقت اعلام کرد، از همین رو، معتقد بود که : «نباید اجازه داد رژیم ایران فرصت دیگری برای دفع الوقت بیابد از امضای قرارداد صلح طفره رود». براساس تحلیل های سازمان، جمهوری اسلامی در پی صدور انقلاب خود بود و تنها در صورتی از این اقدام و داعیه دست بر می داشت که به مرز فروپاشی می رسید؛ موضوعی که در حال حاضر، به دلیل آن که به پذیرش صلح مجبور شده است، امکان پذیر می باشد. از همین رو، نیروهای سازمان از نقاط مختلف دنیا برای اعزام به ایران در عراق گردهم آمدند و هم زمان، به تشکیلات درون زندان های ایران اطلاع داده شد که به زودی جمهوری اسلامی فرو خواهد پاشید؛ بنابراین، برای پیوستن به سازمان و ایجاد شورش در داخل زندان ها آماده باشند. عملیات فروغ جاویدان با 25 تیپ آغاز شد. هدایت عملیات مزبور را مسعود رجوی از طریق فرماندهان محورها بر عهده داشت. در این عملیات، برای هر یک از محورها به تناسب اهمیت مأموریت یک یا دو تیپ در نظر گرفته شده بود که فرماندهان و حوزه عملیات آنان بدین قرار بود:

1) مهدی براتی، فرمانده محور اول و مسئول تسخیر اسلام آباد غرب؛

2) ابراهیم ذاکری، فرمانده محور دوم و مسئول تسخیر کرمانشاه؛

3) محمود مهدوی، فرمانده محور سوم و مسئول تسخیر همدان؛

4) مهدی افتخاری، فرمانده محور چهارم و مسئول تسخیر قزوین؛ و

5) محمد عطایی با معاونت مهدی ابریشمچی، فرمانده محور پنجم و مسئول تسخیر تهران.

دولت عراق نیز در این عملیات با ادواتی از قبیل 120 دستگاه تانک، چهارصد دستگاه نفربر، نود قبضه خمپاره انداز هشتاد میلی متری، سی قبضه توپ 122 میلی متری، 150 قبضه خمپاره چهارصد میلی متری، هزار قبضه تیربار کلاشینکف، سی قبضه توپ 106 میلی متری و هزار دستگاه کامیون و خودرو آنان را یاری می کرد. هم زمان با پیش روی نیروهای منافقین در عمق خاک ایران، برای جلوگیری از عملیات هوایی هواپیماها و بالگردهای جمهوری اسلامی، هواپیماهای عراقی پایگاه های شکاری نوژه همدان، وحدتی دزفول و هم چنین پادگان تیپ 2 سقز و پایگاه هوا نیزوز در کرمانشاه را بمباران کردند. یک روز بعد از حمله، یعنی در 4 مرداد ماه، نیروهای سازمان با حمایت آتش توپخانه عراق به شهرهای سرپل ذهاب، کرند و اسلام آباد غرب وارد شدند. شاید در آن روز، تمام نیروهای سازمان به این یقین رسیده بودند که به زودی به تهرانوارد خواهند شد، اما رؤیای آنان همچون رؤیای صدام در سال 1359 تعبیر نشد دو روز پس از آن، عملیات نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت عنوان عملیات مرصاد با رمز یا علی در منطقه غرب آغاز شد. در این عملیات، سه گردان از تیپ نبی اکرم، تیپ مسلم و یک گردان از ایلام حضور داشتند. طی درگیری سختی که در منطقه چهارزبر اتفاق افتاد، بسیاری از نفرات منافقین به هلاکت رسیدند و تمام تجهیزاتشان منهدم و با بسته شدن سه راه اسلام آباد – ملاوی راه عقب نشینی نیروهای منافقین بسته شد. بدین ترتیب، در روز 7 مرداد ماه، دیگر اثری از نیروهای ضد انقلاب در منطقه نبود. طی عملیات مرصاد، 1600 تا 2000 تن از مجاهدین به هلاکت رسیده و در حدود هزار نفر از آنان زخمی شدند. بدین ترتیب، آخرین تیر رژیم بعثی عراق نیز به مؤثر واقع نشد و صدام بدون این که بتواند منطقه ای از ایران را در چنگ یک نیروی وابسته داشته باشد تا از آن طریق بتواند به ایران فشار بیاورد، مجبور شد در 15 مرداد ماه، آتش بس را بپذیرد. عملیات مرصاد پایانی بر یک پایان بود، چرا که سازمان سال ها پیش از این، دفتر خود را بسته بود و اگر رژیم عراق در این سال ها به آنها اجازه داد تا در پایگاه های خود در داخل خاک عراق باقی بمانند به دلیل همان دیدی بود که عراق به سازمان داشت؛ دیدی که با دید رژیم صهیونیستی اسرائیل به فالانژهای لبنان متفاوت نیست: نیرویی مزدور در خدمت بیگانه.


نتیجه گیری

آخرین نکته ای که تعمق درباره آن بسیار اهمیت دارد این است که نقطه آغاز انحراف سازمان کجا بود و چرا افراد این سازمان به راحتی هم وطنان خود را به قتل می رسانند و با دشمن خارجی که به کشورشان حمله کرده است، همکاری می کنند؟ در پاسخ باید گفت در واقع، آنچه این روند جدایی را موجب شد در ایدئولوژی سازمان نهفته بود؛ ایدئولوژی ای که ادعای کمال و برتری نسبت به دیگر ایدئولوژی ها راداشت، از همین رو، اعضای سازمان را به مطلق انگاری دچار کرد، به طوری که در این مطلق انگاری، هر کس جز خود را در مسیر باطل دیدند. التقاط در اندیشه، انحراف دیگری بود که سازمان از همان روز نخست تشکیل، بدان دچار شد؛ نکته ای که یکی از حمید شوکت در کتاب نگاهی از درون به جنبش چپ ایران به هوبی آن را گوشزد کرده است: «خطای دیگر مجاهدین قضیه التقاطی بودن مجاهدین در جهان بینی است که در این زمینه هم، دچار یک توهم شده اند و گاهی رهبری آنها با چپ ایران به گونه ای سخن می گوید که گویی مرجع گروه های چپ ایران نیز هست و در مورد مسائل مارکسیسم – لنینیسم با هر مقوله دیگری دارای حق فتواست. این رفتار در برخورد با ملیون نیز دیده می شود. آنها در برخورد با ملیون نیز به گونه ای سخن می گویند که گویی وارث غیر مستقیم و رهبر جنبش ملی ایران هستند.

در زمینه اسلام مسائل مذهبی که که خود را راستین تر از دیگران می دانند. اینها همگی نشان انحصار طلبی در اندیشه مجاهدین استو امر چنان به آنها مشتبه شده که خود را وکیل و وصی جنبش ها و گرایش های سیاسی ایران می پندارند».

البته، یادآوری این نکته نیز لازم است که وجود شخصی مانند مسعود رجوی با داشتن سابقه همکاری با ساواک در رأس چنین سازمانی، نمی تواند سرنوشتی بهتر را برای آن رقم بزند.

در واقع، عملیات مرصاد شلیک نهایی به سازمان بود، چرا که آنان پس از افتادن به دامان عراق از دید مردم ایران به یک طرف جنگی تبدیل شدند و فرصت هر گونه بازگشت را از خود گرفتند. امروز، سازمان مانند بیمار محتضری است که سرنوشتش به سرنوشت بیمار در حال احتضار دیگری پیوند خورده است. از همین رو، این روزها در جراید می خوانیم که سازمان مجاهدین با اندک طرفدارانش در عراق در پی جایی برای استقرار است.

پایان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 تیر 1393

نقش سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جنگ ایران و عراق - 3



از تشکیل شورای ملی مقاومت تا مزدوری عراق

بین صدر و رجوی پس از فرار از ایران در پاریس به همراه حزب دموکرات کردستان، جبهه دموکراتیک ملی ایران، شورای متحد چپ، سازمان استادان متعهد دانشگاه های ایران، کانون توحیدی اصناف، سازمان اتحاد برای آزادی کار و سازمان اقامه، شورای ملی مقاومت را بنیاد نهادند. بعدها، حزب کار ایران، جنبش زحمتکشان گیلان و مازندران، اتحادیه کمونیست های ایران (سربداران) و سازمان چریک های فدایی خلق نیز به آنها پیوستند. بسیاری از این سازمان ها، تعداد اعضایشان از انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد و پس از سازمان مجاهدین، حزب دموکرات کردستان از همه شاخص تر بود. از همین رو، مجاهدین نقش پدرخوانده را برای شورا داشتند. سازمان به جای اصلاح اشکالات و رفع کمبودهای خود که مورد انتقاد سایر اعضای شورا بود، به ایجاد سازمان ها و گروه های تابع خود در شورا اقدام کرد، با این خیال که در عرصه افکار بین المللی، ترکیب گسترده ای از نمایندگی تمام اقشار و طبقات جامعه را که در شورا عضو هستند، به نمایش بگذارد. طبق میثاقی که اعضای شورا امضا کردند، بنی صدر به عنوان رئیس جمهور نظام جمهوری دموکراتیک اسلامی و رجوی به عنوان نخست وزیر انتخاب شدند. نکته جالب این که آنان در حالی لفظ اسلامی را برای حکومت آینده خود برگزیده بودند که بیشتر گروه های عضو شورا، غیرمذهبی و لائیک بودند و حتی هنگامی که این امر موجب اعتراض اعضای شورا قرار گرفت، مجاهدین اعتراف کردند که با کنار گذاشتن لفظ اسلامی در مقابل اعتراضات مؤتلفینشان وعده سرنگونی سریع جمهوری اسلام را طی دو سه ماه می دادند و از متحدان خود می خواستند که اعتراضاتشان را برای مجلس مؤسسان قانون اساسی بگذارند. گذشت زمان باور متحدان رجوی را نسبت به سخنانش سست تر کرد تا آن جا که به گفته مهدی خانبابا تهرانی، رجوی در سال دوم عمر شورا در مقابل تعیین دوره سرنگونی جمهوری اسلامی پاسخ داد: «تا پایان سال آینده، نمی توانم به این سؤال جواب بدهم؛

چون، مشغول ارزیابی نیروهای خود هستیم و در میان نیروهایمان حلقه مفقوه ای داریم که مشغول یافتن و وصل آن به سازمان هستیم». به مرورس، برای همگان ثابت شد که این حلقه مفقوده در کجا پنهان است. آن حلقه مفقوده نه در میان نیروهای سازمان و نه در میان نیروهای متحد آن، که دررژیم بعثی عراق بود و رجوی قصد داشت سازمان خود را باآن پیوند دهد. رهبر سازمان از همان نخستین سال سکونت در فرانسه کوشید تا از طریق پیام ها و مصاحبه هایش به دولتمردان عراق بفهماند که او به عنوان یک نیروی اپوزیسیون می تواند با زیاده خواهی های عراق همراه کند، به طوری که وی در مصاحبه خود در آذر ماه سال 1360 با مجله الوطن العربی می گوید: «مشکل شط العرب ظاهر قضیه است. مشکل اصلی، تهدیدهای [امام] خمینی برای صدور انقلاب به خارج است که باعث بروز جنگ شده است. به نظر ما، شط العرب متعلق به عراق است». مسئله مطرح کردن صدور انقلاب به منزله دلیل اصلی جنگ اتهامی بود که سازمان در تحلیل های سری خود در همان نخستین ماه های جنگ مطرح می کرد، اما نکته مهم در این مصاحبه، آن است که رجوی تا جایی پیش می رود که از تمامیت ارضی ایران چشم می پوشد و به طور شگفت انگیزی، اروند رود را با نام شط العرب متعلق به عراق می داند. او که امیدوار بود با حمایت بیگانگان از رهبری اش در جنگ داخلی پیروز شود، در مصاحبه ای با مجله ساوت انگلستان خود را در نقش نیروی آلترناتیو جمهوری اسلامی تصور می کند و می گوید: «ما برای استقرار صلح برمبنای عدم مداخله در عراق آماده ایم». رجوی افزون بر ارسال پیام های محبت آمیز برای رژیم عراق، کوشید متحدان خود را آماده پذیرش ارتباط و همکاری با عراق کند. مجاهدین به صورت بحث های جداگانه این مسئله را در جلسات شورا مطرح می کردند و میزان موافقت و مخالفت اعضای شورا مطرح می کردند و میزان موافقت و مخالفت اعضای شورا را می سنجیدند، اما تا زمان مقرر، اجازه ندادند که گروه های دیگر عضو شورا از ارتباط آنها با عراق آگاه شوند. پس از زمینه سازی های

لازم، مسعود رجوی و طارق عزیز در پاریس با یکدیگر ملاقات کردند.

بدین ترتیب، سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی، که همه مراحل اعم از تحریم انتخابات، مخالفت قانونی، ایجاد تشنج، ضرب و شتم مخالفان و آخر الامر عملیات مسلحانه و ترورهای کور را آزموده بود، برای دستیابی به قدرت به آخرین مرحله، یعنی مزدوری بیگانگان وارد شد؛ مرحله ای که برگشت ناپذیرترین راه در پیشگاه خلقی بود که آنان داعیه نمایندگی شان را داشتند.

طی ملاقات مزبور، طارق عزیز ابراز کرد: «امیدوارم در آینده نزدیک، دوست عزیزم مسعود رجوی را در پست ریاست جمهوری یا نخست وزیری ایران ملاقات کنم». اعلام این نکته بسیار آگاهانه و دیپلماتیک انجام گرفته بود. طارق عزیز درست زمانی که بنی صدر خود را رئیس جمهور منتخب مردم می دانست و به عنوان رئیس جمهور در اتاق نزدیک مذاکره نشسته بود، این حرف را می زد. معنی چنین سخنانی این بود که دولت عراق رچوی را منهای بنی صدر نیز قبول دارد و این سنگ بنای دیپلماسی جدیدی بود که از این طریق، در شورا گذاشته شد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، در اعلامیه مشترک طارق عزیز و مسعود رجوی آمده بود که «عزیز تمایل صمیمانه عراق را به امضای قرارداد صلح با در نظر گرفتن تمامیت ارضی دو کشور، احترام به آزادی عقیده ملت های ایران و عراق عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر را به مسعود رجوی ابراز کرده است». رجوی با این ملاقات خود را تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی تصور کرد از این زمان به بعد، مسئولیت برقرار صلح را به عهده گرفت. وی که ادعا می کرد ملت ایران پس از شنیدن خبر ملاقات وی با طارق عزیز فریاد خوشحالی سرداده اند، در فراخوان هایش کوشید تا از طریق اقداماتی، همچون اعتصاب کارگران صنعت نفت کارکنان رادیو و تلویزیون، جمهوری اسلامی را به سازش با عراق مجبور کند.

پس از ملاقات وی و طارق عزیز، عراق به عمده ترین مرکز فعالیت سازمان منافقین تبدیل شد. مسئولان سازمان از همکاری با حکومت عراق اهداف زیر رادنبال می کردند: نخست این که از نظر جغرافیایی، عراق با مرزهای زمینی طولانی ای که با ایران داشت، بهترین و آسان ترین مسیر برای نفوذ گروه های عضو سازمان به داخل ایران بود. دوم آن که، سازمان با بهره گیری از کمک های مالی و تسلیحاتی سخاوتمندانه دولت عراق می توانست توان مبارزاتی خود را در برابر نظام اسلامی ایران به میزان درخور توجهی افزایش دهد. از سوی دیگر، دولت عراق علاقه مند بود با جلب حمایت این سازمان، از شبکه فعالان و حامیان این سازمان در داخل ایران برای اجرای عملیات های خرابکارانه، انجام ترور شخصیت ها، کسب اطلاعات و اخبار از اوضاع نظامی و اقتصادی کشور و تضعیف اراده مردم برای مشارکت در جبهه های جنگ بهره برداری کند. به دنبال این سیاست، پایگاه های منافقین که تعداد آنها را هفده پایگاه بر شمرده اند، در داخل خاک عراق و در نزدیکی مناطق مرزی این کشور با ایران تأسیس شد. اصلی ترین پایگاه آنها به نام اشرف در صد کیلومتری شمال غربی بغداد واقع شده بود. بدین ترتیب، با حمایت مالی و نظامی رژیم عراق، واحدهای نظامی سازمان به سرعت سازماندهی و تجهیز شدند. براساس برآوردهای انجام شده، سازمان تعداد پانزده تا بیست هزار نیرو را در قالب ارتش به اصطلاح آزادی بخش ملی سازماندهی کرد. این سازمان هم چنین، از نظر تسلیحات مکانیزه نیز توانست امکانات درخور توجهی را جمع آوری کند، اما با وجود این امکانات، بغیر از مرحله پایان جنگ، موفق نشد عملیات نظامی مستقلی را علیه نیروهای ایرانی انجام دهد. در اوایل سال 1367، نیروهای سازمان با پشتیبانی ارتش عراق عملیاتی را با نام آفتاب در منطقه شوش انجام دادند که با دادن تلفات فراوانی به عقب نشینی مجبور شدند.

عمده فعالیت این سازمان در خلال جنگ هشت ساله را می توان اعزام گروه هایی برای انجام عملیات های ترور و خرابکاری، به ویژه ترور رزمندگان و فرماندهان نظامی در داخل ایران، جاسوسی از تحرکات نظامی ایران، انجام تبلیغات مسموم از طریق رادیوی اختصاصی این گروه در عراق و نیز شایعه سازی برای تحت الشعاع قرار دادن حمایت های مردمی از جبهه ها دانست. نیروهای وابسته به سازمان منافقین حضور گسترده ای در کنار نیروهای عراقی داشتند و شنود مکالمات بی سیمی و تلفنی نیروهای ایرانی بیشتر از سوی نیروهای این سازمان صورت می گرفت. هم چنین، آنها به عنوان نیرویی وابسته به ارتش عراق، در سرکوب قیام های مردمی این کشور نیز نقش مستقیمی را عهده دار بودند، به طوری که در سرکوب شرش کردهای شمال و شیعیان جنوب عراق سهم عمده ای را ایفا کردند و در این راستا، جنایت های بی شماری را مرتکب شدند. آنها با اطلاعات نظامی با ارزشی، که از تحرکات نظامی نیروهای نظامی ایران و مختصات دقیق پایگاه های نظامی و مراکز صنعتی در اختیار ارتش عراق قرار دادند، توانستند کمک های ارزشمندی را برای دستیابی به اهداف نظامی رژیم بغداد به آن ارائه کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 تیر 1393

نقش سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جنگ ایران و عراق - 2








ب) عملکرد سازمان در طول جنگ تحمیلی

عملکرد سازمان به منزله یک نیروی مخالف در حد و اندازه ای بود که پیش از آغاز جنگ تحمیلی، رژیم بعثی عراق از تحلیل ها، مواضع و نشریات سازمان بهره بردای می کرد؛ اقدامی که موجب شد تا منافقین براساس تاکتیکشان در دوره مزبور، در مقابل آن واکنش نشان دهند و سخنگوی آنان به عراق هشدار دهد که «مجاهدین را سبب ترفندها و معامله گری های سیاسی خود قرار ندهد»، چرا که به قول سازمان، آنان قبلاً رژیم عراق را آزمون بودند و «وقتی با شاه... به توافق رسیدند، انقلابیون ترقی خواهان ایرانی را از عراق اخراج کردند و رادیویشان نیز یکباره چنان موضعی را اتخاذ کرد که گویی در ایران هیچ خبری نیست».

سازمان با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران موضع فریبکارانه ای را اتخاذ کرد، بدین ترتیب که در اعلامیه های آغازین خود، ضمن محکوم کردن تجاوز عراق، حضور نیروهای خود را در جبهه ها به تجویز مقامات کشور منوط دانست. با این همه، هفت روز پس از این، در اطلاعیه دیگری، از حضور نیروهای خود در جبهه های جنگ خبر داد. کم تر از یک ماه از آغاز جنگ نگذشته بود که دادستان انقلاب اسلامی آبادان 41 نفر از اعضای مجاهدین را به اتهام جاسوسی بازداشت کرد. سازمان در اطلاعیه خود در تاریخ 27 آبان ماه سال 1359 این اقدام را ادامه فشارهای وارده بر این تشکیلات دانست و اعلام کرد: «دادستانی انقلاب آبادان حکمی در مورد خروج گروه های سیاسی از جمله مجاهدین خلق از این شهر را صادر کرده و برای این کار 24 ساعت مهلت داده است تا آن جا که به مجاهدین خلق مربوط است، در واقع، این حکم آخرین حلقه از سلسله فشارهای مستمری است که از اولین روزهای آغاز نبرد مقاومت در مقابل عراق بر نیروهای ما که در سنگرهای مقدم نبرد در کنار مردم بوده اند، وارد می شود». آنان در حالی مدعی حضور در جبهه ها بودند که اساساً در تحلیل هایشان این جنگ را جنگ ارتجاعی و ناعادلانه ای می دانستند. از نظر آنها، انگیزه ایران از این جنگ، صدور انقلاب [و] انگیزه عراق قطب شدن در منطقه و ادعاهای مرزی است به اعتقاد رهبران مجاهدین، «چون مسائل داخلی ایران بیشتر است، اگر جنگ دراز مدت شود، باعث سقوط رژیم ایران خواهد شد ولی عراق علی رغم داشتن یکسری مسائل داخلی، چون قدرت سازماندهی دارد قادر است که مسائلش را حل نماید». آنان پس از شکست در انتخابات مجلس شورای اسلامی، به بنی صدر که طرفدارانش سرنوشتی همچون مجاهدین یافته بودند، نزدیک شدند و با فریبکاری خود را آماده حضور در جبهه ها معرفی کردند و اجازه حضور یا عدم حضور را در صلاحیت بنی صدر (فرمانده کل قوا) دانستند، نه دادستانی انقلاب آبادان. سلسله حوادث داخلی که به غائله 14 اسفند ماه سال 1359 منجر شد، چهره واقعی مجاهدین را آشکار کرد. در این روز، طی سخنرانی بنی صدر به مناسبت گرامی داشت درگذشت دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهراان، مجاهدین به همراه دیگر طرفداران رئیس جمهور، هواداران حزب جمهوری اسلامی حاضر در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از این واقعه، مجاهدین که آن را اجرای قانون عدالت از سوی مردم ستمدیده می دانستند، جمهوری اسلامی را به خشونت های تروریستی و تحمیل جنگ فراگیر داخلی تهدید کردند. دوازده روز بعد از واقعه 14 اسفند، مسعود رجوی در پیام زود هنگام نوروزی خود، رهبر انقلاب را به آغاز جنگ تحمیلی متهم کرد: «در سالی که گذشت، ندان کاری های مفرط سیاسی، بی کفایتی در برخورد با مسائل بین المللی، دخالت در امور دیگران به بهانه صدور مکانیکی انقلاب (که گویی انقلاب هم یک کالا است) مضافاً بر همه، شقه سازی های نفاق افکنانه در صفوف خلق، کار را به آن جا رساند تا حکام مستبد عراق به فکر ارضای هوس های جاه طلبانه خود در خاک میهن ما بیفتد». در این پیام، رهبر سازمان ادعاهای دروغین سازمان متبوع خود را مبنی بر شرکت در جنگ برملا کرد؛ زیرا، به اعتقاد آنان، ایران جنگ را آغاز کرده بود. بدین ترتیب، موضعگیری های بعدی مجاهدین عمق رویارویی آنان با جمهوری اسلامی و حتی مقدسات و چارچوب های ملی را نشان داد.

پس از جریان 14 اسفند، امام خمینی(ره) در تاریخ 26 اسفند هیئتی را مأمور رسیدگی به اختلافات رئیس جمهور و دولت و مجلس کرد، اما بنی صدر و مؤتلفینش از جمله مجاهدین درصدد بودند تا همچون 14 اسفند غائله دیگری را بیافرینند. از همین رو، تصویب قانون قصاص بهانه ای شد تا جبهه ملی، هواداران خود را برای راهپیمایی اعتراض آمیز فراخواند و گروه های مخالف دیگر از جمله مجاهدین آن را فرصت مهمی بدانند. در مقابل این فراخوانی، رهبر کبیر انقلاب طی پیامی در تاریخ 25 خرددا ماه سال 1360 اعلام کردند: «واجب است مردم به بیرون بیایند نگذارند که ضداسلام راهپیمایی نمایند». بدین ترتیب، روز25خرداد به رفراندومی مردمی تبدیل شد که مجاهدین همواره خواهان آن بودند، اما نتیجه آن مورد رضایت آنان نبود؛ زیرا، این رفراندوم در ادامه رفراندوم جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن بود. از همین رو، سازمان از 30 خرداد ماه سال 1360 وارد فاز عملیات مسلحانه علیه جمهوری اسلامی شد.

به اعتقاد نظریه پردازان سازمان، پایان این فاز به پیروزی آنان خواهد انجامید: «ما مجاهدین خلق با درک واقع بینانه از رژیم و آشتی ناپذیری و متعارض شدن تضاد با رژیم ضد خلق، پس از 30 خردادماه، قاطعانه استراژی مبارزه مسلحانه و در مرحله اول این استراتژی، ضربه یا ضربات تعیین کننده و فاز یک تهاجمی (تهاجم به هر قسمت) و تشکیل آلترناتیو را در دستور کار خود قرار دادیم». سازمان در حالی به این فاز روی آورد که رؤسای آن می دانستند در این مرحله، تنها می توانند به انجام ترورهای کور دست بزنند و هیچ گاه به موفقیت خود بدون پشتوانه خارجی اطمینان نداشتند. بنی صدر پیش از فرار به خیال آن که مجاهدین نیروی درخور توجهی را در اختیار دارند، از آنان خواست تا «همه را بسیج کرده و با آزاد کردن منطقه ای از تهران و مستقر شدن در آن با رادیوی موج مبنی بر این که نیروی ده هزار نفری در کار نیست، در واقع، حکایت از آگاهی مجاهدین از عمق نفوذشان در جامعه داشت. بدین ترتیب بنی صدر شد راه باطلی که با مجاهدین آغاز کرده بود، با اقامت در خاک بیگانه ادامه دهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 تیر 1393

نقش سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جنگ ایران و عراق - 1




رضا بسطامی

مقدمه

در جریان منازعات کم شدت، همواره بین اختلافات داخلی و وقوع جنگ میان کشورها رابطه مستقیمی وجود دارد. تقریباً در هر دوره تاریخی، وجود اوضاع ناآرام داخلی قدرت های خارجی را برای مداخله وسوسه کرده است. در جریان وقوع انقلاب در یک کشور، گروه های انقلابی ضعیف یا گروه هایی که به ائتلاف با گروه انقلابی حاکم و سهیم شدن در قدرت سیاسی موفق نشده اند، به موضعگیری در برابر گروه حاکم می پردازند و در این راستا، برای تقویت شانس موفقیت خود در این مبارزه، می کوشند حمایت کشورهای خارجی و گروه های مخالف برانداز در یک کشور، برای کشورهای ثالثی، که در برابر آن کشور نیات توسعه طلبانه دارند، همواره به منزله محرکی برای آغاز جنگ به شمار می آید. در منازعه بین دو حکومت، گروه های مخالف در هر یک از دو کشور، وسیله دستیابی اهداف و استراتژی طرف مقابل قرار می گیرد، در چنین حالتی، گروه های مزبور سرنوشت خود را با استراتژی کشور مهاجم گره می زنند و تمام امکانات محلی قدرت خود را در راستای تحقق هدف مشترک به کار می گیرند.

طی جنگ ایران و عراق نیز، چنین فرآیندی وجود داشت. رژیم عراق با حمایت از گروه های مخالف نظام انقلابی ایران، همچون جبهه خلق عرب در اوایل جنگ و سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) و حزب دموکرات کردستان و حزب کوموله درصدد بهره برداری از آنها علیه جمهوری اسلامی برآمد. در این میان، به دلیل آن که از میان گروه های مزبور همکاری منافقین با رژیم عراق از برجستگی خاصی برخوردار است در زیر به بررسی آن می پردازیم.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی سازمان مجاهدین خلق ایران که پس از انقلاب به سازمان منافقین شهرت یافت، یکی از کانون های مبارزه علیه رژیم پهلوی بود. این سازمان با ساختار تشکیلاتی منظم و نیز برخورداری از امکانات گسترده در راستای مبارزه مسلحانه و تظاهر به گرایش های اسلامی توانسته بود، افراد زیادی را جذب کند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قدرت طلبی رهبران گرایش های غیردینی آنها آشکارتر شد. با جبهه گیری نیروهای انقلابی در برابر آن، این سازمان به تدریج به مخالفی برانداز در برابر نظام اسلامی ایران تبدیل شد و در آشفتگی هایی که پس از انقلاب پدید آمد، نقش محوری را ایفا کرد. این سازمان با موج تروری که در اوایل انقلاب به راه انداخت، بسیاری از افراد و شخصیت های وفادار به امام(ره) وانقلاب را به شهادت رساند. بحث برانگیزترین اقدام این سازمان، همکاری با رژیم عراق در تهاجم این کشور علیه ایران بود؛ خیانتی که به آسانی از حافظه ملت ایران محو نخواهد شد.

در این مقاله، سعی می شود فعالیت ها و اقدامات سازمان منافقین، طی جنگ ایران و عراق بررسی و نقش این سازمان در روند تحولات جنگ ارزیابی شود. در این راستا، نخست، در مبحث جداگانه ای فعالیت های این سازمان از زمان شکل گیری تا آغاز جنگ تشریح خواهد شد و در مباحث بعد، مواضع و عملکرد آن از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

الف) مواضع و عملکرد سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) از آغاز شکل گیری تا آغاز جنگ تحمیلی

در حالی که کودتای 28 مرداد، فضای سرد اختناق را بر کشور حاکم کرده بود و هرگونه فعالیت مسالمت آمیز مخالفان سیاسی رژیم با واکنش خشن روبه رو می شد، سرکوب قیام پانزده خرداد 42 مهر پایانی بر مبارزه علنی و مسالمت آمیز بود. در این زمان، مشی مسلحانه در میان گروه های مختلف سیاسی با ایدئولوژی های گوناگون اعم از ملی، مذهبی و غیرمذهبی جا افتاده بود، به طوری که هیئت های مؤتلفه و حزب ملل اسلامی از میان نیروهای مذهبی، چریک های فدایی خلق، حزب توده و چند گروه دیگر چپ از میان نیروهای غیرمذهبی به مشی مسلحانه روی آورده بودند. در شهریور ماه 1344، سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) از سوی محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان تأسیس شد. این سه تن از اعضای سابق نهضت آزادی ایران و از فارغ التحصیلان دانشگاه تهران بودند. آنها در دوره سربازی به مطالعه و بررسی درباره ایجاد یک سازمان مخفی برای عملیات مسلحانه پرداختند پس از پایان این دوره، به برگزاری جلسات منظم برای بحث درباره استراتژی و برنامه های سازمان همت گماشتند. سازمان با توجه به پیروزی های انقلابیون مارکسیست در چین و کوبا به مطالعه آثار رهبران انقلابی، مانند مائو، چه گوارا و رژیس دبری پرداخت. هر چند این سازمان ایدئولوژی اسلام را به عنوان تئوری راهنمای عمل خود برگزیده بود، اما مطالعه برخی از متون مارکسیستی برای استفاده از تجارب علمی و اجتماعی بر ایدئولوژی آن تأثیر گذاشت. حسین روحانی و تراب حق شناس، دو تن از فعالان سازمان، درباره ایدئولوژی آن می گویند: «منظور اصلی ما ترکیب ارزش های والای مذهب با اندیشه علمی مارکسیسم است. ما معتقدیم که اسلام با اندیشه علمی مارکسیسم است. ما معتقدیم که اسلام راستین با تئوری های تحول اجتماعی، جبر تاریخ و نبرد طبقاتی سازگاری دارد». در واقع، آنان اسلام را از دیدگاه مارکسیسم تجزیه و تحلیل می کردند. بر همین اساس، امام خمینی(ره) در همان سال های مبارزه از تأیید سازمان خودداری کردند و به روایت حجت الاسلام سید محمود دعایی، امام پس از گفت و گو با حسین روحانی، نماینده سازمان و مطالعه کتاب راه انبیا راه بشر فرمودند: «اینها ضمن این کتاب می خواهند بگویند که معادی وجود ندارد و معاد سیر تکاملی همین جهان است و این چیزی است خلاف معتقدات اصولی اسلام». با آغاز سال 1347، اعضای سازمان برای تدارک عملیات مسلحانه آماده شدند. آنها بدین نتیجه رسیده بودند که نبرد مسلحانه در شهرها از روستاها مناسب تر است. اعضای گروه در خانه های تیم زندگی می کردند از طریق برخی از بازاریان تغذیه مالی می شدند. هم چنین عده ای از آنها برای فراگیری فنون نظامی به کشورهای عربی رفتند و با سازمان آزادی بخش فلسطین ارتباط برقرار کردند. در حالی که سازمان برای آغاز عملیات مسلحانه در انتظار بازگشت اکثریت نیروهای اعزامی به پایگاه های فلسطینیان بود، واقعه سیاهکل در بهمن ماه سال 1349 از سوی چریک های فدایی خلق رخ داد، از همین رو، مجاهدین خلق(منافقین) در اجرای عملیات نظامی تعجیل کردند. به نظر می رسد سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه نظامی که می کوشد اسلام را با نظرات مارکسیستی سازگار کند. از این که در عرصه عمل، از یک گروه نظامی مارکسیست عقب بماند، احساس حقارت می کرد. نخستین عملیات نظامی سازمان برای تابستان سال 1350 برگزار شد و احکام صادره نشان دهنده برخورد قاطع رژیم با این حرکت بود؛ به طوری که دوازده تن به اعدام، شانزده تن به زندان ابد، یازده تن به زندان های ده تا پانزده سال و 25 تن به زندان های یک تا ده ساله محکوم شدن . "از میان محکومان به اعدام، دو تن به نام های بهمن بازرگانی و مسعود رجوی از مرگ رهایی یافتند. هر چند درباره نجات رجوی گفته شد که بر اثر مساعی برادرش کاظم رجوی، عده ای از حقوقدانان و استادان دانشگاه ژنو در نامه ای به شاه خواستار عفو وی شدند، اما حقیقت ماجرا از این قرار بود که ارتشبد نعمت الله نصیری، ریاست ساواک، در نامه ای به ریاست اداره دادرسی نیروهای مسلح، رجوی را از عوامل سازمان متبوع خود معرفی کرد و خواستار تجدید نظر در حکم صادره برای وی شد. بدین ترتیب، مسعود رجوی عامل ساواک در زندان رژیم به عنوان یک مبارزه باقی ماند تا سال های بعد در مقابل انقلاب اسلامی مردم ایران به ایفای نقش بپردازد.

سازمان در فاصله زمانی سال های 1352 تا 1354 به عملیات های مختلفی دست زد که نبرد خیابانی، بمب گذاری در اماکن مهم دولتی، ترور شخصیت های نظامی و ... را شامل می شد. در حالی که سازمان علی رغم ضربات پی درپی رژیم در مقابل حمایت گروه های گوناگون اجتماعی به حیات خود ادامه می داد، از درون خود آن، ضربه مرگ آوری بر پیکره اش وارد آمد. در مهرماه سال 1354 گروهی از مجاهدین در بیانیه ای، مارکسیسم را تنها فلسفه واقعی انقلابی دانستند. آنان در این بیانیه از ناامیدی خود در ترکیب مارکسیسم و اسلام سخن گفتند و اعلام کردند که: «اینک، دریافتیم که چنین پنداری ناممکن است». بدین ترتیب، مارکسیسم را انتخاب که به اعتقاد آنها، «راه درست و واقعی برای رها ساختن طبقه کارگر زیر سلطه است». این تغییر مواضع، شکاف عمیقی را میان نیروهای سازمان ایجاد کرد. در حالی که مجاهدین وفادار به ایدئولوژی اسلامی، مجاهدین وفادار به مارکسیسم را فرصت طلب و اپورتونیست می دانستند، مسعود رجوی فرصت طلبانه خود را از این درگیری ها دور نگه داشت و برای حفظ خود وجود

وجود اختلافات داخلی و گروه های مخالف برانداز در یک کشور، برای کشورهای ثالثی که در برابر آن کشور نیات توسعه طلبانه دارند، همواره به منزله محرکی برای آغاز جنگ به شمار می آید

کوشید. وی و طرفدارانش در ضدیت با گروه های مذهبی و نزدیکی با ایدئولوژی مارکسیسم چیزی از انشعابیون مارکسیست کم نداشتند و برخوردهای درون زندان با نیروهای مذهبی بیشتر از طرف آنها صورت می گرفت. بدین ترتیب، سازمانی که برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی تأسیس شده بود، در گرداب انحراف افتاد و بجز چند عملیات مسلحانه، نتوانست اقدام مهمی دیگری را انجام دهد، به طوری که حتی از حرکت های توده ای سال های 1356 و 1357 نیز عقب ماند و تنها در روزهای پایانی رژیم با حمله به اسلحه خانه ها و پادگان ها توانست مقدار درخور توجهی سلاح برای رویارویی با انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن به دست آورد.

مواضع و عملکرد سازمان منافقین پس از پیروزی انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسعود رجوی که به همراه دیگر اعضای سازمان از زندان آزاد شده بود، به سازماندهی سازمان مجاهدین خلق پرداخت. افرادی که مجددا به بازسازی سازمان پرداختند، بدون اطلاع از گذشته رجوی وی را به عنوان نخستین عضو کادر مرکزی سازمان، مناسب ترین فرد برای رهبری تشخیص دادند. نخستین مخالفت جدی سازمان با نظام جمهوری اسلامی عدم شرکت در انتخابات خبرگان قانون اساسی بود. آنان در حالی که با تحریم انتخابات، خود را از یک مبارزه دموکراتیک کنار کشیده بودند، با اعلام کاندیداتوری ریاست جمهوری رجوی با نیروهای مخالف جمهوری اسلامی وارد عرصه شدند. با چنین سابقه ای، این نیروها با کاندیداتوری مسعود رجوی کوشیدند تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند، در حالی که قانون اساسی نظام را قبول نداشتند. از همین رو، امام خمینی(ره) اعلام کرد کسانی که در انتخابات خبرگان قانون اساسی شرکت نکرده اند، حق شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند. ایشان با این اعلام منطقی، در واقع، به نیروهای معاند هشدار داد که سعی نکنند شیوه بازی دموکراتیک را نادیده بگیرند. اما علی رغم ادامه کارشکنی های مجاهدین در مقابل نظام نوپا به آنان اجازه حضور در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی داده شد. در این میان، سازمان وزنه واقعی خود را در جامعه دریافت، چرا که هیچ یک از 25 کاندیدای نمایندگی آنها به مجلس راه نیافتند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 تیر 1393

عراق در جنگ تحمیلی، ‪۳‬هزار و‪۵۰۰ ‬بار ایران را بمباران شیمیایی كرد


رژیم بعث عراق در سالهای جنگ تحمیلی، ‪۳‬هزار و ‪ ۵۰۰‬ بار به ایران حمله شیمیایی كرد كه ‪ ۳۰‬مورد آن در مناطق مسكونی بوده است. 


  رژیم بعث صدام در سالهای دفاع مقدس هرگاه در نبرد با رزمندگان ایرانی شكست می‌خورد برای جبران ناكامی و شكست‌های خود،به استفاده از سلاح‌های شیمیایی متوسل می‌شد.


عراق در این حمله‌ها ، صدها تن گاز خردل، سارین و دیگر گازهای كشنده را علیه رزمندگان ایرانی مورد استفاده قرار داد.


رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور محدود از گلوله های شیمیایی استفاده می كرد. در جریان عملیات «والفجر – 2» عراق به طور وسیع با استفاده از هواپیما مبادرت به بمباران شیمیایی غرب جاده پیرانشهر – رواندوز كرد.


این حمله كه در ساعت 7 صبح روز سه شنبه 18 مرداد ماه سال 62 به وقوع پیوست، منجر به مصدوم شدن جمعی از رزمندگان شد.


عراق از تاریخ 19/5/1362 تا 4/9/1362 دوازده بار با استفاده از توپ، خمپاره و هواپیما اقدام به كاربرد گازهای شیمیایی، عمدتاً در غرب كشور از جمله مناطق نظامی و غیر نظامی پیرانشهر، بازی دراز، مریوان، بانه، پنجوین و پاوه كرد.


موارد دیگر ثبت شده از كاربرد سلاح شیمیایی توسط دشمن به شرح زیر است:

- ساعت 5 بامداد 3 آبان ماه 62، هواپیماهای دشمن روستای باینجان از توابع بانه را بمباران شیمیایی كردند كه منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در این حمله از بمب های شیمیایی حاوی تركیبی از آرسنیك و نیتروژن موستارد، موسوم به بمب های تاول زا استفاده شد.


- ساعت 17 روز 16 آبان ماه سال 62، 4 فروند هواپیمای دشمن منطقه ای بین رودخانه شیلر و ارتفاعات لری را هدف حملات شیمیایی قرار دادند كه منجر به تحریكات چشمی شدید در مجروحین شد.


- 19/1/1364؛ چهار نقطه از منطقه عملیاتی« بدر» در هورالهویزه در داخل خاك ایران هدف بمب های و گلوله های شیمیایی عراق قرار گرفت كه این بمب ها حاوی گاز خردل و اعصاب بودند.


- ساعت 17 روز 20/1/1364 مجدداً منطقه عملیاتی «بدر» در هورالهویزه از سوی عراق گلوله باران شیمیایی شد.

- 26/10/1365؛ یك فروند هواپیمای عراقی كه منطقه عملیاتی «كربلا – 6» را بمباران شیمیایی كرد، سرنگون شد.


- 23/10/1365؛ هواپیماهای عراقی مواضع رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی«كربلا – 5» را بمباران شیمیایی كردند كه منجر به مصدوم شدن عده ای شد.


وزش باد موجب شد مقادیری گازی سمی به سوی مواضع مقدم نیروهای عراقی منتقل و در نتیجه جمعی از آنان نیز مصدوم شدند.


- 24/10/1365؛ سرهنگ دوم ولید الوان حمادی رییس ستاد تیپ 59 عراق كه در منطقه عملیاتی «كربلا – 5» به اسارت درآمد، اعتراف كرد كه رژیم عراق به كرات از بمب ها و گلوله های شیمیایی علیه نیروهای ایران بهره برده است.


- 25/10/1365؛ در جریان دفع پاتك دشمن در منطقه عملیاتی «كربلا – 6» عراق مواضع نیروهای ایران را بمباران شیمیایی كرد.


- در پی بكارگیری مجدد سلاح شیمیایی توسط عراق در دسامبر 86، دبیركل سازمان ملل متحد روز 16/10/1365 نگرانی خود را از نقض قوانین بین المللی اعلام كرد.


- 15/10/1365؛ یك انبار مهمات شیمیایی دشمن در ساحل غربی اروند رود، حدفاصل جزیره ام الرصاص و مینو، هدف آتش توپخانه نیروهای اسلام قرا گرفت ومنفجر شد كه بر اثر آن صدها نظامی عراقی كشته و زخمی شدند.


- 7/12/1365؛ عراق اقدام به كاربرد سلاح شیمیایی در شمال جاده شلمچه – بصره كرد كه با آمادگی كامل پدافند شیمیایی ایران، آثار آن خنثی شد.


- 7/4/1366؛ رژیم عراق چهار نقطه شهر كردنشین سردشت را هدف حملات شیمیایی قرار داد كه منجر به شهادت 60 تن از مردم این شهر شد.


- 16/7/1366؛ یك منطقه عملیاتی در شمال سومار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شیمیایی شد كه شهادت جمعی از رزمندگان را در پی داشت.


- 21/10/1366؛ عراق مبادرت به پرتاب گلوله شیمیایی در یك منطقه عملیاتی مقابل سردشت كرد.


- 27/12/1366؛ رژیم عراق هم زمان با پیشروی نیروهای ایران به سوی حلبچه، چندین بار اقدام به بمباران شیمیایی این شهر كرد و دست به كشتار مردم این شهر زد.


- 30/12/1367؛ هلال احمر جمهوری اسلامی تعداد شهدای بمباران شیمیایی رژیم عراق در شهرهای آزاد شده در عملیات «والفجر – 10» را بیش از 5 هزار نفر اعلام كرد. رژیم عراق در این حملات از گازهای سیانور، خردل و اعصاب استفاده كرد.


- 10/1/1367؛ هواپیماهای عراقی روستای كلال در حومه پاوه را هدف بمباران شیمیایی قرار دادند.


- 21/1/1367؛ هواپیماهای عراقی یك روستا در منطقه مریوان و هم چنین شهر مریوان را بمباران و گلوله باران شیمیایی كردند.


- 27/1/1367؛ رژیم عراق در حمله به مواضع نیروهای اسلام در فاو مبادرت به استفاده وسیع ازسلاح شیمیایی كرد.


- 28/2/1367؛ چند روستا از جمله مرزن آباد و بیتوش از توابع سردشت توسط هواپیماهای عراق بمباران شد.


- 24/3/1367؛ یك منطقه مسكونی در یك روستای بانه توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.


- 4/4/1367؛ نیروهای عراقی با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی به رزمندگان اسلام در جزایر مجنون حمله كردند.


- 3/5/1367؛ نیروهای عراق با بهره گیری گسترده از سلاح های شیمیایی به مناطق گیلان غرب و سرپل ذهاب پیشروی كرده و مناطقی را به اشغال خود در آوردند.


- 11/5/1367؛ هشت نقطه در منطقه غرب اشنویه هدف بمباران شیمیایی عراق قرار گرفت كه در اثر این جنایت، بیش از 2 هزار و 400 تن از مردم غیرنظامی منطقه مصدوم شدند.


- جمهوری اسلامی ایران در پی استفاده وسیع رژیم عراق از سلاح های شیمیایی و سكوت مجامع جهانی تصمیم گرفت برای افشا نمودن این جنایت ضد بشری و روشن شدن اذهان مردم جهان، مجروحین را برای ادامه مداوا، به كشورهای مختلف اعزام كند.


بر اساس آمار موجود، در سال 62 حدود 58 نفر، در سال 63 تعداد 3 نفر، در سال 65 تعداد 6 نفر، در سال 66 تعداد 24 نفر و در سال 1367 تعداد 53 نفر از مجروحین شیمیایی كه شدت جراحت آنان بیشتر بود، به كشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، اتریش، هلند، سوئد، سوییس، بلژیك، ژاپن، اسپانیا و امریكا اعزام و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند.


شدت جراحت بعضی از این قربانیان حملات شیمیایی دشمن به حدی بود كه معالجات در مورد آنان مؤثر واقع نشد و به شهادت رسیدند.


به طور كلی آمار موجود از كاربرد سلاح های شیمیایی توسط رژیم عراق علیه نیروهای ایران حكایت از این دارد كه از 22 سپتامبر 1980 تا 30 مارس 1984 رژیم عراق 83 بار سلاح شیمیایی به كاربرد كه بر اثر آن 116 تن شهید و 4450 تن مجروح شدند.


از 30 مارس 1984 تا 25 آوریل 1985 عراق 29 بار از گازهای شیمیایی علیه نیروهای ایران استفاده كرد كه بر اثر آن 42 شهید و 2966 تن مجروح شدند.


از 25 آوریل 1985 تا 21 مارس 1986 این رژیم مجموعاً 69 بار سلاح شیمیایی به كاربرد كه در نتیجه 104 تن شهید و 15000 تن مجروح شدند.


همچنین از 21 مارس 86 تا 8 آوریل 87 دفعات استفاده عراق از سلاح شیمیایی و تعداد شهدا مشخص نیست، ولی تعداد مجروحین 3893 نفر برآورد شده است.


و در مجموع از 22 سپتامبر 1980 تا 8 آوریل 87 عراق حداقل 196 بار از سلاح شیمیایی استفاده كرد كه 262 شهید و 27309 مجروح به جای گذاشته است.


در این بخش از گزارش به بررسی بازتاب و انعكاس كاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، از دیدگاه مجامع پزشكی، رسانه های گروهی، مجامع بین المللی و شخصیت های سیاسی جهان می پردازیم:


- 20/12/1362؛ پروفسور هندریكس، رییس مؤسسه سم شناسی گهنت بلژیك، گفت كه نتیجه تحقیقات نشان می دهد كه مجروحین ایرانی بستری در اتریش بر اثر ماده شیمیایی گاز ازت معروف به «صلیب زرد» و ماده ای به نام میتوتوكسین یا «باران زرد» مسموم شده اند.


- 25/12/1362؛ عصمت كتانی، معاون وزیر خارجه عراق، در واشنگتن تلویحاً به استفاده عراق از بمب های شیمیایی علیه نیروهای ایران اعتراف كرد.


- 29/10/1363؛ دبیركل سازمان ملل در جلسه شورای امنیت گفت كه نتوانسته است از عراق در مورد عدم استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران تعهد بگیرد.


- 15/12/1362؛ حدود 65 تن از نمایندگان سازمان های خبری داخلی و خارجی از یك صد تن از مجروحین بمباران شیمیایی عراق در عملیات «خیبر» كه در تهران بستری هستند، بازدید كردند.


- 12/1/1364؛ دبیركل سازمان ملل با انتشار بیانیه ای، استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را تأیید و قویاً آن را محكوم كرد.


- 14/10/1365؛ وزیر امور خارجه ایران در پیامی به دبیر كل سازمان ملل با اشاره به كاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، اعلام كرد كه ایران در صورت عدم اتخاذ تصمیم فوری باز دارنده علیه اعمال عراق، خود را ملزم می داند در جهت دفاع مشروع، به هر وسیله بازدارنده متوسل شود.


- 16/11/1365؛ روزنامه «دیلی تلگراف» به نقل از خبرنگار اعزامی خود به تهران نوشت كه یك خلبان اسیر عراق اعتراف كرد قبل از این كه هواپیمایش سقوط كند، مواضع ایرانی ها را مورد حمله شیمیایی قرار داده بود.


- 10/11/1365؛ نماینده ایران در سازمان ملل در نامه ای به دبیركل ضمن اعلام این كه عراق در روزهای 26، 28، 30 دی ماه 65 از سلاح شیمیایی استفاده كرده است، خواستار اعزام هیأتی به ایران برای بررسی این مسئله شد.


- 18/11/1365؛ با شهادت یك تن دیگر از مجروحین شیمیایی در آلمان، جمع مجروحین شیمیایی كه در بیمارستان های آلمان به شهادت رسیدند، به 11 نفر رسید.


- 25/12/1365؛ ستوان كاظم دوغیر، افسر متخصص سلاح های شیمیایی عراق، كه در منطقه «كربلا – 5» به اسارت درآمد، گفت كه عراق علاوه بر هواپیما، از توپ های 55 و 175 میلیمتری برای شلیك گلوله های شیمیایی استفاده می كند.


- 29/1/1366؛ دكتر ولایتی در پیامی به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل، خواستار اعزام هیأتی جهت رسیدگی به جنایات عراق در به كارگیری سلاح های شیمیایی شد.


- 17/4/1366؛ كمیسیون بین المللی حقوق بشر در پاریس رژیم عراق را به دلیل استفاده از سلاح های شیمیایی محكوم كرد.


- 9/4/1366؛ سازمان بهداشت جهانی حملات شیمیایی عراق به مناطق مسكونی شهر «سردشت» را تقبیح كرد.


- 8/4/1366؛ در پی به كارگیری مجدد سلاح های شیمیایی توسط عراق و بمباران شیمیایی شهر سردشت وزارت امور خارجه ایران طی یادداشتی به دبیركل سازمان ملل از امضا كنندگان پروتكل 1925 ژنو خواست تا برای جلوگیری از این اعمال، تلاش كنند.


- 23/4/1366؛ دیوید ملور، معاون وزیر خارجه انگلیس، گفت كه كاربرد سلاح های شیمیایی توسط عراق در جنگ، فوریت دست یافتن به توافقی در زمینه منع كامل استفاده از این گونه سلاح ها را طلب می كند.


- 2/5/66؛ هانس دیتریش گنشر، وزیر خارجه آلمان، گفت كه عراق آغاز كننده جنگ و به كار گیرنده بمب های شیمیایی در جنگ با ایران بوده است.


- 12/5/1366؛ سازمان ملل بنا به درخواست ایران یك سری اسناد شامل 30 صفحه عكس مربوط به زنان و كودكان مجروح شیمیایی سردشت را منتشر كرد.


- 20/7/1366؛ 2 تن از نمایندگان صلیب سرخ جهانی و 31 خبرنگار خارجی از آثار بمباران شیمیایی عراق در سومار و اجساد شهدا بازدید كردند.


- 10/9/1366؛ دادستان آلمان علیه 12 شركت آلمانی متهم به ارسال تأسیسات شیمیایی به عراق، اعلام جرم كرد.


-6/12/1366؛ سازمان ملل عراق را متهم كرد كه علیه ایران از سلاح های شیمیایی استفاده كرده و دست كم به یك هزار تن از این طریق جان سپرده اند.


- 10/1/1367؛ رادیو استرالیا ضمن تأكید بر استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه مردمحلبچه گفت كه نخستین بار نیست كه عراق هنگامی كه در تنگنا قرار می گیرد، از سلاح شیمیایی استفاده می كند.


- 10/1/1367، روزنامه ایتالیایی «آل ژورنو» حمله عراق به حلبچه را اولین مورد قتل عام اهالی غیرنظامی یك شهر توسط سلاح شیمیایی دانست.


- 10/1/1367؛ وزرای خارجه نیوزلند و استرالیا و دبیر كل سازمان ملل و نخست وزیر انگلیس و وزیر خارجه كانادا بمباران شیمیایی شهر حلبچه را محكوم كردند.


- 10/1/1367؛ دكتر موریس و دكتر ژرژ از سازمان «پزشكان بدون مرز» بلژیك پس از بازدید از شهر حلبچه و معاینه مجروحان شیمیایی، در بروكسل به كارگیری گاز خردل و احتمالاً سیانوژن توسط عراق را تأیید كردند.


- 11/1/1367؛ حدود 48 نماینده پارلمان انگلیس، گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن، گروه حقوق بشر پارلمان انگلیس، صلیب سرخ جهانی و نخست وزیر لهستان خواستار محكومیت صدام به خاطر بمباران شیمیایی حلبچه شدند.


- 15/1/1367؛ وحید منجی اوغلو، قائم مقام كمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، پس از بازدید از مهاجرین كرد عراق در دو استان كشورمان گفت كه خود شاهد بمباران شیمیایی محل اقامت مهاجرین كرد بوده كه در تاریخ پناهندگی كمیساریای عالی بی نظیر بوده است.


- 25/1/1367؛ ژاك دو میلیانو مدیر گروه پزشكی هلند پس از بازدید از حلبچه و معاینه مجروحین گفت كه عراق در حلبچه از گازهای شیمیایی اعصاب استفاده كرده است.


-11 /3/1367؛ دكتر ولایتی در اجلاس ویژه خلع سلاح سازمان ملل گفت كه موضع اخیر شورای امنیت در قبال بمباران های شیمیایی عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد كه جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان سلاح هایی برای انهدام سریع بشر به زودی به كلیه نقاط جهان سرایت كند.


- 3/4/1367؛ اعضای مجلس سنای امریكا با صدور قطعنامه ای ضمن محكوم كردن عراق به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای سیاسی، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاح شود.


- 10/4/1367؛ طارق عزیز، وزیر خارجه عراق، در آلمان اعلام كرد كه عراق در جنگ علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده كرده است.


- 11/4/1367؛محمد مشاط، سفیر عراق در انگلیس، در مصاحبه با رادیو لندن گفت كه از زمانی كه ایران حملات خود را به خاك عراق آغاز كرد، عراق از سلاح های شیمیایی استفاده كرده است.


- 10/5/1367؛ كارشناسان اعزامی سازمان ملل كه از عراق و ایران دیدن كردند، به این نتیجه رسیدند كه نیروهای عراقی در جنگ با ایران مكرراً از سلاح شیمیایی استفاده كرده اند.


- 25/6/65؛ یك شركت هلندی تولید كننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محكوم شد.


منبع: فصل نامه سیاست خارجی بهار 1367





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393

گاه شمار حملات شیمیایی عراق علیه ایران


رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور محدود از گلوله های شیمیایی استفاده می کرد. در جریان عملیات «والفجر – 2» عراق به طور وسیع با استفاده از هواپیما مبادرت به بمباران شیمیایی غرب جاده پیرانشهر – رواندوز کرد.

این حمله که در ساعت 7 صبح روز سه شنبه 18 مرداد ماه سال 62 به وقوع پیوست، منجر به مصدوم شدن جمعی از رزمندگان شد.

عراق از تاریخ 19/5/1362 تا 4/9/1362 دوازده بار با استفاده از توپ، خمپاره و هواپیما اقدام به کاربرد گازهای شیمیایی، عمدتاً در غرب کشور از جمله مناطق نظامی و غیر نظامی پیرانشهر، بازی دراز، مریوان، بانه، پنجوین و پاوه کرد.

موارد دیگری ازکاربرد سلاح شیمیایی توسط دشمن به شرح زیر است:

- ساعت 5 بامداد 3 آبان ماه 62، هواپیماهای دشمن روستای باینجان از توابع بانه را بمباران شیمیایی کردند که منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در این حمله از بمب های شیمیایی حاوی ترکیبی از آرسنیک و نیتروژن موستارد، موسوم به بمب های تاول زا استفاده شد.

- ساعت 17 روز 16 آبان ماه سال 62، 4 فروند هواپیمای دشمن منطقه ای بین رودخانه شیلر و ارتفاعات لری را هدف حملات شیمیایی قرار دادند که منجر به تحریکات چشمی شدید در مجروحین شد.

- 19/1/1364؛ چهار نقطه از منطقه عملیاتی« بدر» در هورالهویزه در داخل خاک ایران هدف بمب های و گلوله های شیمیایی عراق قرار گرفت که این بمب ها حاوی گاز خردل و اعصاب بودند.

- ساعت 17 روز 20/1/1364 مجدداً منطقه عملیاتی «بدر» در هورالهویزه از سوی عراق گلوله باران شیمیایی شد.

- 26/10/1365؛ یک فروند هواپیمای عراقی که منطقه عملیاتی «کربلا – 6» را بمباران شیمیایی کرد، سرنگون شد.

- 23/10/1365؛ هواپیماهای عراقی مواضع رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی«کربلا – 5» را بمباران شیمیایی کردند که منجر به مصدوم شدن عده ای شد.

وزش باد موجب شد مقادیری گازی سمی به سوی مواضع مقدم نیروهای عراقی منتقل و در نتیجه جمعی از آنان نیز مصدوم شدند.

- 24/10/1365؛ سرهنگ دوم ولید الوان حمادی رییس ستاد تیپ 59 عراق که در منطقه عملیاتی «کربلا – 5» به اسارت درآمد، اعتراف کرد که رژیم عراق به کرات از بمب ها و گلوله های شیمیایی علیه نیروهای ایران بهره برده است.

- 25/10/1365؛ در جریان دفع پاتک دشمن در منطقه عملیاتی «کربلا – 6» عراق مواضع نیروهای ایران را بمباران شیمیایی کرد.

- در پی بکارگیری مجدد سلاح شیمیایی توسط عراق در دسامبر 86، دبیرکل سازمان ملل متحد روز 16/10/1365 نگرانی خود را از نقض قوانین بین المللی اعلام کرد.

- 15/10/1365؛ یک انبار مهمات شیمیایی دشمن در ساحل غربی اروند رود، حدفاصل جزیره ام الرصاص و مینو، هدف آتش توپخانه نیروهای اسلام قرا گرفت ومنفجر شد که بر اثر آن صدها نظامی عراقی کشته و زخمی شدند.

- 7/12/1365؛ عراق اقدام به کاربرد سلاح شیمیایی در شمال جاده شلمچه – بصره کرد که با آمادگی کامل پدافند شیمیایی ایران، آثار آن خنثی شد.

- 7/4/1366؛ رژیم عراق چهار نقطه شهر کردنشین سردشت را هدف حملات شیمیایی قرار داد که منجر به شهادت 60 تن از مردم این شهر شد.

- 16/7/1366؛ یک منطقه عملیاتی در شمال سومار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شیمیایی شد که شهادت جمعی از رزمندگان را در پی داشت.

- 21/10/1366؛ عراق مبادرت به پرتاب گلوله شیمیایی در یک منطقه عملیاتی مقابل سردشت کرد.

- 27/12/1366؛ رژیم عراق هم زمان با پیشروی نیروهای ایران به سوی حلبچه، چندین بار اقدام به بمباران شیمیایی این شهر کرد و دست به کشتار مردم این شهر زد.

- 30/12/1367؛ هلال احمر جمهوری اسلامی تعداد شهدای بمباران شیمیایی رژیم عراق در شهرهای آزاد شده در عملیات «والفجر – 10» را بیش از 5 هزار نفر اعلام کرد. رژیم عراق در این حملات از گازهای سیانور، خردل و اعصاب استفاده کرد.

- 10/1/1367؛ هواپیماهای عراقی روستای کلال در حومه پاوه را هدف بمباران شیمیایی قرار دادند.

- 21/1/1367؛ هواپیماهای عراقی یک روستا در منطقه مریوان و هم چنین شهر مریوان را بمباران و گلوله باران شیمیایی کردند.

- 27/1/1367؛ رژیم عراق در حمله به مواضع نیروهای اسلام در فاو مبادرت به استفاده وسیع ازسلاح شیمیایی کرد.

- 28/2/1367؛ چند روستا از جمله مرزن آباد و بیتوش از توابع سردشت توسط هواپیماهای عراق بمباران شد.

- 24/3/1367؛ یک منطقه مسکونی در یک روستای بانه توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.

- 4/4/1367؛ نیروهای عراقی با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی به رزمندگان اسلام در جزایر مجنون حمله کردند.

- 3/5/1367؛ نیروهای عراق با بهره گیری گسترده از سلاح های شیمیایی به مناطق گیلان غرب و سرپل ذهاب پیشروی کرده و مناطقی را به اشغال خود در آوردند.

- 11/5/1367؛ هشت نقطه در منطقه غرب اشنویه هدف بمباران شیمیایی عراق قرار گرفت که در اثر این جنایت، بیش از 2 هزار و 400 تن از مردم غیرنظامی منطقه مصدوم شدند.

- جمهوری اسلامی ایران در پی استفاده وسیع رژیم عراق از سلاح های شیمیایی و سکوت مجامع جهانی تصمیم گرفت برای افشا نمودن این جنایت ضد بشری و روشن شدن اذهان مردم جهان، مجروحین را برای ادامه مداوا، به کشورهای مختلف اعزام کند.

بر اساس آمار موجود، در سال 62 حدود 58 نفر، در سال 63 تعداد 3 نفر، در سال 65 تعداد 6 نفر، در سال 66 تعداد 24 نفر و در سال 1367 تعداد 53 نفر از مجروحین شیمیایی که شدت جراحت آنان بیشتر بود، به کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، اتریش، هلند، سوئد، سوییس، بلژیک، ژاپن، اسپانیا و امریکا اعزام و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند.

شدت جراحت بعضی از این قربانیان حملات شیمیایی دشمن به حدی بود که معالجات در مورد آنان مؤثر واقع نشد و به شهادت رسیدند.

به طور کلی آمار موجود از کاربرد سلاح های شیمیایی توسط رژیم عراق علیه نیروهای ایران حکایت از این دارد که از 22 سپتامبر 1980 تا 30 مارس 1984 رژیم عراق 83 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که بر اثر آن 116 تن شهید و 4450 تن مجروح شدند.

از 30 مارس 1984 تا 25 آوریل 1985 عراق 29 بار از گازهای شیمیایی علیه نیروهای ایران استفاده کرد که بر اثر آن 42 شهید و 2966 تن مجروح شدند.

از 25 آوریل 1985 تا 21 مارس 1986 این رژیم مجموعاً 69 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که در نتیجه 104 تن شهید و 15000 تن مجروح شدند.

همچنین از 21 مارس 86 تا 8 آوریل 87 دفعات استفاده عراق از سلاح شیمیایی و تعداد شهدا مشخص نیست، ولی تعداد مجروحین 3893 نفر برآورد شده است.

و در مجموع از 22 سپتامبر 1980 تا 8 آوریل 87 عراق حداقل 196 بار از سلاح شیمیایی استفاده کرد که 262 شهید و 27309 مجروح به جای گذاشته است.

در این بخش از گزارش به بررسی بازتاب و انعکاس کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، از دیدگاه مجامع پزشکی، رسانه های گروهی، مجامع بین المللی و شخصیت های سیاسی جهان می پردازیم:

- 20/12/1362؛ پروفسور هندریکس، رییس مؤسسه سم شناسی گهنت بلژیک، گفت که نتیجه تحقیقات نشان می دهد که مجروحین ایرانی بستری در اتریش بر اثر ماده شیمیایی گاز ازت معروف به «صلیب زرد» و ماده ای به نام میتوتوکسین یا «باران زرد» مسموم شده اند.

- 25/12/1362؛ عصمت کتانی، معاون وزیر خارجه عراق، در واشنگتن تلویحاً به استفاده عراق از بمب های شیمیایی علیه نیروهای ایران اعتراف کرد.

- 29/10/1363؛ دبیرکل سازمان ملل در جلسه شورای امنیت گفت که نتوانسته است از عراق در مورد عدم استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران تعهد بگیرد.

- 15/12/1362؛ حدود 65 تن از نمایندگان سازمان های خبری داخلی و خارجی از یک صد تن از مجروحین بمباران شیمیایی عراق در عملیات «خیبر» که در تهران بستری هستند، بازدید کردند.

- 12/1/1364؛ دبیرکل سازمان ملل با انتشار بیانیه ای، استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را تأیید و قویاً آن را محکوم کرد.

- 14/10/1365؛ وزیر امور خارجه ایران در پیامی به دبیر کل سازمان ملل با اشاره به کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، اعلام کرد که ایران در صورت عدم اتخاذ تصمیم فوری باز دارنده علیه اعمال عراق، خود را ملزم می داند در جهت دفاع مشروع، به هر وسیله بازدارنده متوسل شود.

- 16/11/1365؛ روزنامه «دیلی تلگراف» به نقل از خبرنگار اعزامی خود به تهران نوشت که یک خلبان اسیر عراق اعتراف کرد قبل از این که هواپیمایش سقوط کند، مواضع ایرانی ها را مورد حمله شیمیایی قرار داده بود.

- 10/11/1365؛ نماینده ایران در سازمان ملل در نامه ای به دبیرکل ضمن اعلام این که عراق در روزهای 26، 28، 30 دی ماه 65 از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، خواستار اعزام هیأتی به ایران برای بررسی این مسئله شد.

- 18/11/1365؛ با شهادت یک تن دیگر از مجروحین شیمیایی در آلمان، جمع مجروحین شیمیایی که در بیمارستان های آلمان به شهادت رسیدند، به 11 نفر رسید.

- 25/12/1365؛ ستوان کاظم دوغیر، افسر متخصص سلاح های شیمیایی عراق، که در منطقه «کربلا – 5» به اسارت درآمد، گفت که عراق علاوه بر هواپیما، از توپ های 55 و 175 میلیمتری برای شلیک گلوله های شیمیایی استفاده می کند.

- 29/1/1366؛ دکتر ولایتی در پیامی به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل، خواستار اعزام هیأتی جهت رسیدگی به جنایات عراق در به کارگیری سلاح های شیمیایی شد.

- 17/4/1366؛ کمیسیون بین المللی حقوق بشر در پاریس رژیم عراق را به دلیل استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کرد.

- 9/4/1366؛ سازمان بهداشت جهانی حملات شیمیایی عراق به مناطق مسکونی شهر «سردشت» را تقبیح کرد.

- 8/4/1366؛ در پی به کارگیری مجدد سلاح های شیمیایی توسط عراق و بمباران شیمیایی شهر سردشت وزارت امور خارجه ایران طی یادداشتی به دبیرکل سازمان ملل از امضا کنندگان پروتکل 1925 ژنو خواست تا برای جلوگیری از این اعمال، تلاش کنند.

- 23/4/1366؛ دیوید ملور، معاون وزیر خارجه انگلیس، گفت که کاربرد سلاح های شیمیایی توسط عراق در جنگ، فوریت دست یافتن به توافقی در زمینه منع کامل استفاده از این گونه سلاح ها را طلب می کند.

- 2/5/66؛ هانس دیتریش گنشر، وزیر خارجه آلمان، گفت که عراق آغاز کننده جنگ و به کار گیرنده بمب های شیمیایی در جنگ با ایران بوده است.

- 12/5/1366؛ سازمان ملل بنا به درخواست ایران یک سری اسناد شامل 30 صفحه عکس مربوط به زنان و کودکان مجروح شیمیایی سردشت را منتشر کرد.

- 20/7/1366؛ 2 تن از نمایندگان صلیب سرخ جهانی و 31 خبرنگار خارجی از آثار بمباران شیمیایی عراق در سومار و اجساد شهدا بازدید کردند.

- 10/9/1366؛ دادستان آلمان علیه 12 شرکت آلمانی متهم به ارسال تأسیسات شیمیایی به عراق، اعلام جرم کرد.

-6/12/1366؛ سازمان ملل عراق را متهم کرد که علیه ایران از سلاح های شیمیایی استفاده کرده و دست کم به یک هزار تن از این طریق جان سپرده اند.

- 10/1/1367؛ رادیو استرالیا ضمن تأکید بر استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه مردمحلبچه گفت که نخستین بار نیست که عراق هنگامی که در تنگنا قرار می گیرد، از سلاح شیمیایی استفاده می کند.

- 10/1/1367، روزنامه ایتالیایی «آل ژورنو» حمله عراق به حلبچه را اولین مورد قتل عام اهالی غیرنظامی یک شهر توسط سلاح شیمیایی دانست.

- 10/1/1367؛ وزرای خارجه نیوزلند و استرالیا و دبیر کل سازمان ملل و نخست وزیر انگلیس و وزیر خارجه کانادا بمباران شیمیایی شهر حلبچه را محکوم کردند.

- 10/1/1367؛ دکتر موریس و دکتر ژرژ از سازمان «پزشکان بدون مرز» بلژیک پس از بازدید از شهر حلبچه و معاینه مجروحان شیمیایی، در بروکسل به کارگیری گاز خردل و احتمالاً سیانوژن توسط عراق را تأیید کردند.

- 11/1/1367؛ حدود 48 نماینده پارلمان انگلیس، گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن، گروه حقوق بشر پارلمان انگلیس، صلیب سرخ جهانی و نخست وزیر لهستان خواستار محکومیت صدام به خاطر بمباران شیمیایی حلبچه شدند.

- 15/1/1367؛ وحید منجی اوغلو، قائم مقام کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، پس از بازدید از مهاجرین کرد عراق در دو استان کشورمان گفت که خود شاهد بمباران شیمیایی محل اقامت مهاجرین کرد بوده که در تاریخ پناهندگی کمیساریای عالی بی نظیر بوده است.

- 25/1/1367؛ ژاک دو میلیانو مدیر گروه پزشکی هلند پس از بازدید از حلبچه و معاینه مجروحین گفت که عراق در حلبچه از گازهای شیمیایی اعصاب استفاده کرده است.

-11 /3/1367؛ دکتر ولایتی در اجلاس ویژه خلع سلاح سازمان ملل گفت که موضع اخیر شورای امنیت در قبال بمباران های شیمیایی عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد که جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان سلاح هایی برای انهدام سریع بشر به زودی به کلیه نقاط جهان سرایت کند.

- 3/4/1367؛ اعضای مجلس سنای امریکا با صدور قطعنامه ای ضمن محکوم کردن عراق به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای سیاسی، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاح شود.

- 10/4/1367؛ طارق عزیز، وزیر خارجه عراق، در آلمان اعلام کرد که عراق در جنگ علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.

- 11/4/1367؛محمد مشاط، سفیر عراق در انگلیس، در مصاحبه با رادیو لندن گفت که از زمانی که ایران حملات خود را به خاک عراق آغاز کرد، عراق از سلاح های شیمیایی استفاده کرده است.

- 10/5/1367؛ کارشناسان اعزامی سازمان ملل که از عراق و ایران دیدن کردند، به این نتیجه رسیدند که نیروهای عراقی در جنگ با ایران مکرراً از سلاح شیمیایی استفاده کرده اند.

- 25/6/65؛ یک شرکت هلندی تولید کننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393
تصاویر بمباران شیمیایی شهر حلبچه توسط نظامیان عراقی - 2



بمب های اهدائی آمریكا ، انگلیس و آلمان به صدام كافر



صدام در اوج غرور فرمان مرگ صادر می كند .


این ملعون ( علی حسن المجید ) معروف به علی شیمیائی حكم صدام را اجرا می كند



 و این چنین مردم مظلوم حلبچه دسته دسته قتل و عام می شوند.




















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393

بمباران شیمیایی شهر حلبچه توسط نظامیان عراقی - 1

تاریخچه استفاده از سلاح شیمیاییكنوانسیون منع جنگ افزارهای شیمیایی

چگونگی كسب توانایی عراق در زمینه ی جنگ ا فزارهای شیمیاییتوانایی شیمیایی عراق در آغاز جنگ تحمیلی

تاریخچه استفاده از سلاح شیمیایی

قبل از جنگ جهانی اول در سال 1763 میلادی امریكایی ها سلاح شیمیایی را علیه سرخپوستان كه صاحبان اصلی سرزمین امریكا بودند، به كار گرفتند.

در جنگ جهانی اول در سال 1915 میلادی سلاح شیمیایی از سوی نیروهای آلمانی به كار گرفته شد و سپس دیگر كشورها استفاده از آن را در برنامه های جنگی خود گنجاندند.

پس از جنگ جهانی دوم، انگلیسی ها در سال 1951 میلادی از ماده ی فیتوتوكسین در مالایا علیه استقلال طلبان این سرزمین استفاده كردند.

امریكا در جنگ ویتنام، كامبوج و لائوس، مواد شیمیایی و میكروبی را به كار برد. در سال 1975، ویتنامی ها مواد شیمیایی را در كامبوج علیه خمرهای سرخ، به كار بردند.

در سال 1979، ارتش شوروی (سابق)، در اشغال افغانستان از این گونه سلاح ها استفاده كرد.

رژیم نژاد پرست افریقای جنوبی در 8 مارس 1982 میلادی از یك نوع ماده ی سمی علیه نیروهای سواپو در نامیبیا بهره گرفت.

رژیم بعث عراق، در طول جنگ تحمیلی به طور مكرر علیه رزمندگان اسلام از انواع سلاح های شیمیایی استفاده كرد.

اولین تلاش ها برای اعمال ممنوعیت استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیك در اعلامیه های 1868 سن پطرزبورگ، 1874 بروكسل و 1898 لاهه نمایان شد، امّا هیچ كدام از آن ها به تنظیم یك معاهده ی بین المللی نیانجامید.      

در نتیجه ی كوشش های فراوان، سرانجام در سال 1907، یك معاهده ی بین المللی كه از نظر حقوقی تعهد آور بود تنظیم شد. با شروع جنگ جهانی اول، كنوانسیون 1907 لاهه نتوانست از وقوع جنگ شیمیایی ممانعت كند. كاربرد جنگ افزارهای شیمیایی كشورها را به امضای پروتكل 17 ژوئن 1925 ژنو درباره ی منع كاربرد جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیك وادار كرد، امّا این پروتكل، توسعه، تولید یا ذخیره سازی جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیك را منع نكرد.

در 16 دسامبر 1917، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ی منع، توسعه، تولید و انباشت جنگ افزارهای میكربی و سمی و نابود سازی آن ها را تصویب كرد.

در 11 نوامبر 1987، سازمان ملل قطعنامه ای در مورد جنگ افزارهای شیمیایی به تصویب رساند.

كنوانسیون منع جنگ افزارهای شیمیایی        

این كنوانسیون دارای یك مقدمه، 24 ماده و 3 متن پیوست است و دبیر كل سازمان ملل، دبیر این كنوانسیون است. تهیه و تنظیم فنی كنوانسیون مزبور قریب 24 سال به درازا انجامید و مذاكرات تدوین آن در ماه ژوئن 1992 در كنفرانس خلع سلاح پایان پذیرفت. سپس طی قطعنامه ای در اجلاس چهل و هفتم مجمع عمومی سازمان ملل به اتفاق آرا به تصویب رسید.

چگونگی كسب توانایی عراق در زمینه ی جنگ افزارهای شیمیایی

عراق در سال 1980، با انتقال مقادیری از عوامل شیمیایی و مواد اولیه ی مربوطه از ذخایر شوروی سابق، و هم چنین خرید تجهیزات ویژه از كشورهای اروپایی و ایالات متحده ی امریكا برای نیل به تولید مستقل جنگ افزارهای شیمیایی، اقدام كرد.   

در سال 1982، با كمپانی «درای رایخ» آلمان كه تأمین كننده ی وسایل فنی شیمیایی است قراردادی منعقد كرد و جهت تولید عوامل اعصاب به خرید مواد شیمیایی از منابع غربی از جمله امریكا اقدام كرد. یكی از مقام های برجسته ی پنتاگون می گوید:(1)

« ما می دانیم كارخانه های آلمان غربی عراق را  در تولید جنگ افزارهای شیمیایی یاری می كنند. یكی از آن ها نقش برجسته ای در این امر دارد و هنوز هم در عراق به كار خود ادامه می دهد.»

عراق با خرید مواد شیمیایی از امریكا، آلمان غربی، هلند و كمك كارشناسان آلمان موفق شد چندین تن گاز اعصاب در هر هفته تولید كند.

توانایی شیمیایی عراق در آغاز جنگ تحمیلی

عراق در 31 شهریور 1359، تهاجم سراسری خود را از سه جبهه آغاز كرد. مركز ثقل این تهاجم جبهه ی جنوب بود. در آن زمان ارتش عراق، دارای مشخصات توانایی تهاجمی جنگ افزارهای شیمیایی به شرح زیر بود:

1- توانایی حفاظتی و رفع آلودگی، وسایل حفاظتی انفرادی – یگانی برای كلیه ی پرسنل در داخل خودروهای زرهی، وجود گروهان شیمیایی و رفع آلودگی در لشكرهای رزمی.

2- داشتن مناسبات تجاری دراز مدت با شوروی كه بزرگ ترین تدارك كننده ی جنگ افزارهای شیمیایی مورد نیاز عراق بود.

3- داشتن مناسبات تجاری با غرب از جمله انگلستان، هلند، آلمان غربی و امریكا به منظور خرید مواد شیمیایی و تجهیزات حفاظتی مورد لزوم جهت نیل به خودكفایی در زمینه ی ساخت جنگ افزارهای شیمیایی.

4- در اختیار داشتن انواع سیستم های پرتاب مهمات شیمیایی از جمله هواپیماهای دور پرواز، توپ خانه، راكت های سطح به سطح و موشك ها.

كاربرد جنگ افزارهای شیمیایی توسط عراق

در اوایل جنگ تحمیلی، در منطقه ی شلمچه رژیم عراق برای اولین بار به طور محدود اقدام به استفاده از سلاح شیمیایی كرد و برای دومین بار در منطقه ی میمك تكرار شد.

عراقی ها از آذر سال 1361، به طور پراكنده از عوامل شیمیایی كشنده استفاده كردند. ابتدا مقدار محدودی از سولفورموستارد (عامل تاول زا) را به منظور درهم شكستن سازمان رزمی رزمندگان ایران در تك های شبانه مورد استفاده قرار دادند.

در سال 1362، عراق به كاربرد جنگ افزارهای شیمیایی در پیرانشهر و حوالی پنجوین مبادرت ورزید. ایران حادثه ی پنجوین را «جنایت جنگی» نامید و مجروحین جنگ شیمیایی به بیمارستان های تهران اعزام شدند.      

در اواخر 1363، عراق به دو علت از كاربرد جنگ افزارهای شیمیایی موقتاً منصرف شد:

1- در رابطه با اعتراض های قبلی اروپا.

2- علنی شدن ابعاد گسترده ی كاربرد این جنگ افزارها در جنگ با ایران.

استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی در بُعد وسیع توسط عراق از اوایل زمستان 1364 كه رزمندگان ایران توانستند شهر فاو را تصرف نمایند، مجدداً آغاز شد.

در اوایل سال 1366، عراق بار دیگر از جنگ افزارهای شیمیایی به طور انبوه در جبهه ی مركزی سومار استفاده كرد.

پس از عملیات والفجر 8، نیروهای عراقی به طرز بی سابقه ای از مواد سمی شیمیایی استفاده كردند. حدود 7000 گلوله ی توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع نیروهای ایران شلیك شد. در طول 20 روز هواپیماهای عراقی بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه ی عملیات فرو ریختند و متجاوز از 30 تهاجم شیمیایی علیه هدف های غیر نظامی در ایران انجام شد.

بمباران شیمیایی شهر سردشت توسط عراق در هفتم تیر 1366 فجیع ترین و وحشتناك ترین تهاجم از این نوع بود كه سبب كشته و مجروح شدن عده ی بسیاری از مردم غیر نظامی شد. جمهوری اسلامی ایران شهر سردشت را نخستین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان بعد از بمباران هسته ای هیروشیما نامید.

وحشیانه ترین مورد استفاده در اسفند 1366، در حلبچه بوده است كه وسیع ترین مورد استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاكنون به شمار می رود كه حداقل 5000 تن از مردم كُرد و مسلمان این شهر را كشته و 7000 تَن دیگر را مجروح كرد.

فاجعه ای كه در حلبچه رخ داد بدون شك با فجایعی همچون بمباران اتمی شهرهای «هیروشیما و ناكازاكی» ژاپن به دست امریكا، قابل مقایسه است.

به كارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق، در حالی صورت می گرفت كه این كشور جزو 120 كشور امضا كننده ی پروتكل ژنو راجع به منع استفاده از سلاح های سمی، خفه كننده و تركیبات باكتریولوژیك قرار داشت. پروتكل 1925 ژنو كه طی قطعنامه ی 2161 (21)B سازمان ملل متحد مجدداً به تصویب رسیده است، صراحتاً استعمال سلاح های شیمیایی را منع می كند. قسمت هایی از پروتكل 1925 ژنو به شرح زیر است:

امضا كنندگان تام الاختیار زیر به نام دولت های خود اعلام می دارند:

«نظر به این كه در موقع جنگ، استعمال گازهای خفه كننده و مسموم یا امثال آن ها و هم چنین هر قسم مایعات و مواد یا عملیات شبیه به آن حقاً مورد تنفر افكار عمومی دنیای متمدن است،

دوَل متعاهد تقبل می نمایند ممنوعیت استعمال گازهای خفه كننده و مسموم شبیه آن را به موجب این اعلامیه به رسمیت شناخته و هم چنین تعهد می نمایند كه ممنوعیت مزبور را شامل وسایل جنگ میكروبی نیز دانسته و خود را ملزم به رعایت مدلول مراتب فوق بدانند.»

پروفسور «اوبن هندریكس» رییس آزمایشگاه سم شناسی بیمارستان دانشگاه گان (فلاندر، در شمال غرب بلژیك اظهار می دارد: عراق از سه نوع گاز مختلف علیه حلبچه استفاده كرده است. وی تأكید كرد كه نیروهای عراقی شهر حلبچه را در روزهای 17 و 18 مارس (27 و 28 اسفند 66) با گاز خردل (ایپریت)، گازهای اعصاب (تابون، سارین یا سومان) و بالاخره با سیانوژن بمباران كرده اند. وی افزود كه این سه نوع سلاح به صورت مجزا ولی با فاصله ای كوتاه و به طوری كه به صورت یك «كوكتل بسیار سمی» در آیند، مورد استفاده قرار گرفته اند.     

بی بی سی رادیو دولتی انگلستان در 6/1/1367، گزارش داد: یك دكتر بلژیكی و یك دكتر هلندی از سازمان بهداشت بین المللی موسوم به پزشكان بدون مرز و یك متخصص مسایل شیمیایی به اتفاق آرا تأیید كردند كه در حلبچه و مناطق اطراف آن علیه مردم غیر نظامی از سلاح های شیمیایی استفاده شده است.

خبرگزاری فرانسه 12/1/1367 اعلام كرد: «حلبچه شهری از كردستان عراق كه به تصرف ایران در آمده و طی روزهای 27 و 28 اسفند ماه توسط عراق بمباران شیمیایی شده، منجمد و ساكن در خوابی عمیق فرو رفته است.»

نیویورك تایمز امریكا در 16/1/1367 نوشت: «این عمل از هر جهت و به هر مفهوم یك جنایت جنگی است كه با انكارهای سست و رسمی عراق و عذر و بهانه های غیر رسمی در مورد استفاده از یك سلاح ناجوانمردانه در آمیخته است.»

سرلشكر «رفیق السامرایی» رییس پیشین استخبارات (اطلاعات) نظامی عراق در مورد بمباران شیمیایی گفته است:(1)

«جنایتی كه در حلبچه اتفاق افتاد، توسط 50 فروند جنگنده ی عراقی صورت گرفت. محموله ی هر یك از این جنگنده ها چهار بمب شیمیایی بود. این حمله به دستور صدام صورت گرفت. بمباران حلبچه به دلیل ناامیدی و یأسی بود كه در صدام به وجود آمده بود، زیرا در تاریخ های 10 و 11 مارس 1988 ایرانی ها منطقه ی دربندیخان و حلبچه و مناطق اطراف آن را مورد تهاجم قرار داده و موفقیت هایی كسب كرده بودند. در این حملات گروه های كرد آن ها را همراهی می كردند. صدام تیپ و لشكرها را یكی پس از دیگری به مقابله با نیروهای ایران فرستاد تا مانع از پیشروی در عراق شوند، امّا هیچ نتیجه ای در پی نداشت و خسارات فراوانی به نیروهای عراقی وارد شد. در انتقام از این حمله، صدام دستور داد تا حملات شیمیایی گسترده ای را روی حلبچه انجام دهند. نظر استخبارات عراق كاملآ متفاوت بود: سازمان سیا به ما اطلاع داد كه تعداد محدودی از واحدهای توپخانه ایران از محور شرق شط العرب به محور حلبچه در شمال انتقال یافته اند. ما با توجه به مسؤولیتی كه داشتیم صدام را از این امر با خبر ساختیم. بخش عظیمی از واحدهای توپخانه ی ایران از فاو عقب نشینی كردند. تشكیلات ما برای مقابله با حمله ی ایران در حلبچه آماده شده، امّا صدا م با چنین فاجعه ای موافقت كرد.  

فرماندهانی كه دستور صدام را مبنی بر بمباران شیمیایی حلبچه اجرا كردند، فرماندهان نیروی هوایی، سرلشكر حمید شعبان، معاون فرماندهی عملیات، سرلشكر ستاد سالم سلطان البصو و فرماندهان دیگر بودند. امّا خلبانان پنجاه نفر بودند و كاملاً اطلاع داشتند كه هواپیماهایشان حاوی بمب های شیمیایی است. صدام از سلاح های شیمیایی در مناطق دیگر عراق در شمال و جنوب این كشور استفاده كرده است. در طول قیام های سال 1991 از مواد شیمیایی خفیف بر روی مراقد ائمه در كربلا توسط هلیكوپتر استفاده كرده است. ایران در طو ل جنگ سلاح شیمیایی در اختیار نداشت، زیرا به نظر من اگر ایران چنین سلاحی را در اختیار داشت شاید مقابله به مثل می كرد. این بدین معناست كه سلاح شیمیایی از سوی یكی از طرف های جنگ مورد استفاده قرار گرفته است.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393

روز مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میكروبی

حملات شیمیایی رژیم بعث در جنگ 8 ساله

انواع سلاح های شیمیایی

آثار واقسام سلاح های شیمیایی

گزارش تصویری از جانبازان شیمیائی

حملات شیمیایی رژیم بعث در جنگ 8 ساله

در جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران رژیم عراق با بهره گیری از چالش های میان تهران و واشنگتن، با تحریك كاخ سفید و با هدف رسیدن به امیال خود، مرزهای غربی كشورمان را مورد تاخت و تاز قرار داد. این جنگ به لحاظ بسیاری پارامترها، با سایر نزاع های چند سال اخیر متفاوت بوده است. استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی در این جنگ از سوی رژیم عراق یكی از این پارامترها است كه هیچگاه در این وسعت، در هیچ نزاع منطقه ای به كار نرفت. وسعت این اقدام غیرانسانی و مغایر با قوانین بین المللی به حدی بود كه حتی شهروندان عراقی نیز از آن در امان نماندند. اسفند ماه سال 1366 یادآور خاطره تلخ بمباران شیمیایی شهر حلبچهدر منطقه كردستان عراق است كه طی آن صدها نفر از اهالی منطقه جان خود را از دست دادند.

آنچه در پی مطالعه خواهید فرمود، مروری است بر تاریخ استفاده رژیم عراق از این سلاح ها در طول جنگ تحمیلی كه امیدواریم حاوی مطالبی مفید برای عزیزان خواننده باشد.

*    *    *

اولین باری كه ارتش عراق از سلاح شیمیایی در جنگ استفاده كرد مربوط به 27 مهرماه 1359 در منطقه جنوب (استان خوزستان) است. در این سال عراق چهار بار از سلاح شیمیایی از نوع تاول زا (گاز خردل) استفاده كرده كه 1 مصدوم و 20 شهید به دنبال داشت.

حملات شیمیایی ارتش بعث در سال های 1360 و 61 كه مقارن بود با عملیات های پیاپی رزمندگان اسلام، گسترش یافت. در سال 1360 عراق 6 بار از این سلاح مرگبار و غیر انسانی استفاده كرد كه باز در همان منطقه (جبهه های جنوب) و از همان نوع تاول زا بود این بار 101 نفر به شهادت رسیدند.

در سال1361، در عملیات والفجر مقدماتی 12 بار مناطق غرب و جنوب مورد اصابت بمب های شیمیایی قرار گرفت. جبهه میانی، غرب و شمال غرب و بخشی از استان های ایلام، آذربایجان غربی، اردبیل، باختران، كردستان و سلیمانیه و در عملیات های والفجر 2 و 4 در سال1362، 64 بار مورد اصابت بمب های شیمیایی از نوع تاول زا(خردل) و اعصاب (تابون) قرار گرفتند.

بر اثر این حملات وحشیانه و غیر انسانی صدها نفر شهید و هزاران نفر مصدوم شدند.

در این سال (62) سلاح های شیمیایی تعداد زیادی از اهالی غیر نظامی مناطق مزبور را مصدوم و نابینا كرد. از تاریخ اول فروردین تا 27 اسفند 1363، 2225 نفر مصدوم و 40 شهید در عملیات های خیبر و بدر حاصل اصابت 58 بار بمب های تاول زا، اعصاب، خفه كننده و آلوده كننده خون است سال 1364، در عملیات های والفجر 8 و ابتدای والفجر 9 در مناطق جنوب 76 بار سلاح شیمیایی به كار رفت كه حاصل آن 77 شهید و حدود 11 هزار و 644 نفر مصدوم بود.

عراق در پاسخ به حملات رزمندگان اسلام و به خاطر شكست سنگین در عملیات های  پیروزمندانه كربلای دو،چهار ، پنج وشش 102 بار از سلاح های شیمیایی استفاده كرد كه 4720 نفر مصدوم و 107 نفر به شهادت رسیدند.

در سال 1365عراق در مناطق شلمچه، سردشت، خوزستان، بصره، كردستان، دیاله و ایلام 43 بار از سلاح شیمیایی استفاده كرد كه 9440 مصدوم  442 شهید حاصل این حملات وحشیانه بود.

در سال پایانی ،34 حمله شیمیایی در مناطق غرب، شمال غرب و جنوب ثبت شده است كه آخرین بار آن بعد از قرار داد 598 در تاریخ سوم شهریور در عملیات باز پس گیری «فاو» بود. بر اساس آمارهای رسمی نهادهای مسؤول در این رابطه تعداد كل شهدای حملات شیمیایی در طول جنگ حدود 2600 شهید و تعداد كل مصدومان نظامی و غیر نظامی حملات شیمیایی 107 هزار نفر و تعداد جانبازان شیمیایی (كه در حال حاضر تحت پوش بنیاد جانبازان هستند) حدود 45 هزار نفر است.

به كارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق در حالی صورت می گرفت كه این كشور جزو 120 كشور امضا كننده پروتكل ژنو درباره منع استفاده از سلاح های سمی، خفه كننده و تركیبات باكتریولوژیك قرار داشت. پروتكل 1925 ژنو كه طی قطعنامه 2612 (12)Bسازمان ملل مجدداً به تصویب رسیده است، صراحتاً استعمال سلاح های شیمیایی را منع می كند.

اما به نوشته هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان یك كارخانه تولید گاز خردل و اعصاب (تابون) می تواند سالیانه 000/760/1 تن مواد خام شیمیایی را به گازهای كشنده خردل و تابون مبدل سازد.

در حالی كه در كارخانه تولید سلاح های شیمیایی سامرا 4 خط تولید مشغول ساخت 4 نوع ماده ضد عصبی مرگ زا بود و مواد اولیه هر یك از خطوط تولید از كشورهای غربی به اسم گازهای حشره كش خریداری می شد كه تولید هفتگی آن جمعاً حدود 10 هزار تن بود. رادیوی صدای عراق در تاریخ 30 مهر 1380 اعلام كرد: در جنگ با ایران از پودر سیاه زخم استفاده می نمودو در طول 8 سال جنگ هر هفته اقدام به تولید 3 هزار لیتر ماده مادر در تولید پودر سیاه زخم می كرد. بر اساس تحقیقات به عمل آمده گاز تابون اغلب در زمان حمله به رزمندگان ایران مورد استفاده قرار می گرفت كه خیلی سریع مرگ را به دنبال دارد و از آنجا كه مواد این گاز به فاصله چند ثانیه تجزیه می شود، هیچ اثری از آن در محیط باقی نمی ماند.

پزشكان انگلیسی می گویند: بازماندگان بمباران شهر حلبچه كه بیش از 5 هزار كشته داشت به بیماری های روانی، پوستی و مغزی بسیار خطرناك مبتلا هستند و تعداد بیماران سرطانی بسیار زیاد است. این سلاح ها دارای تأثیر موروثی بوده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

ضایعات مشاهده شده در مصدومان شیمیایی به شرح ذیل می باشد.

1. سوختگی های پوستی از درجه 1 تا 3 در نقاط مختلف سطح بدن كه 20 تا 70 درصد سطح بدن را به خصوص صورت، دندان ها و نواحلی تناسلی را می پوشاند.

2. تحریك شدید چشم ها، ورم ملتهبه كه با احساس سوزش شدید، اشك، ریزش، ترس از نور و خیره شدن دید همراه است.

3. ضایعات ریوی، گرفتاری دستگاه تنفسی فوقانی، تمام بیماران از احساس سوزش در ناحیه سینه و سرفه و علایم فارانژیت و برنشیت رنج می برند و اكثراً دچار سرفه های پیاپی، دفع خلط و تنگی تنفس هستند.

4. عوارض گوارش شامل اشكال در بلع، حالت تهوع و استفراغ كه در مقایسه با سایر عارضه ها كمتر مشاهده می شود.

5. عوارض خونی كه خطرناك ترین عارضه در میان مصدومان گازها ی شیمیایی است پس از 5 تا 7 روز در بیمار علایم دپرسیون مغز استخوان پدید می آید. این علایم با كاهش سلول های خونی مشخص می شود و تعداد گلبول های سفید به 500 می رسد.

انواع سلاح های شیمیایی

وی ایكسVX

سمی ترین سلاح شیمیایی است و به شكل مایع چسبناك و بی رنگی است كه به آرامی به گاز بی رنگ و بو تبدیل می شود. وی ایكس با تحریك اعصاب موجب تشنج و فلج رگ های خونی و ریه ها می شود.

مقدار 10 میلی گرم از این ماده بر روی پوست برای مرگ كافی است و قربانیان درنهایت بر اثر خفگی می میرند.

عراق توانایی ساخت بیش از 200 تن وی ایكس را داشته و هرگز نیز آمار واقعی آن میزانی كه عراق ادعا می كند نابوده كرده، به دست نیامده است.

سارین

همانند وی ایكس مایع بوده و به سرعت تبخیر می شود. سارین همچونVX موجب ناتوانی، فلج و در پایان خفگی می گردد. فرقه [ژاپنی] «آنوم» در متروی توكیو به سال 1995 با پخش سارین 12 تن [از شهروندان این كشور] را به كام مرگ فرستاد. عراق در ابتدا به بازرسان تسلیحاتی اعلام كرده بود كه 112 تن از این ماده سمی را تولید كرده اما بعدها ادعا كرد این میزان 790 تن بوده است. این كشور همچنین نوعی بمبهای تركیبی تولید می كرد كه حامل 2 محفظه جداگانه مواد شیمیایی بوده و پس از انفجار در تركیب با یكدیگر سارین ایجاد می كرده است. عراق به ساخت هزاران راكت، گلوله های توپ و بمبهای محتوی سارین و استفاده از آنها علیه ایرانی ها در جنگ با این كشور طی دهه 1980 میلادی اعتراف كرده و [همچنین] عقیده بر این است كه [این تسلیحات] علیه شهروندان عراقی كرد نیز به كار گرفته شده است.

گاز خردل

گاز خردل در حالت معمولی مایعی بی رنگ است. عنصر خردل به گاز تبدیل می شود و ممكن است بی بو بوده یا با بوی تند خردل یا سیر استشمام شود. خردل به هنگام تماس [با بدن فرد] بافت ها را از بین می برد، زخم هایی شبیه تاول ایجاد می كند و منجر به آسیب ریه ها و چشم ها می شود. خردل اغلب مرگ آور نیست اما می تواند سبب كوری، مشكلات تنفسی و دیگر آسیبها [ی جسمانی] شود كه برای سال ها دردآور خواهند بود.

این گاز برای اولین بار در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفت. بغداد دو دسته آمار از میزان تولید این گاز اعلام كرده است: [اولین بار میزان تولید خود را] 3 هزار و 80 تن [اما دربار دوم] 2 هزار و 850 تن اعلام كرد. عراق به استفاده گسترده از گاز خردل علیه [نیروهای] ایرانی در طول جنگ با ایران در دهه 1980 اعتراف كرده است. بغداد به سازمان ملل اعلام داشته كه بالغ بر 550 گلوله توپ حاوی گاز خردل را پس از جنگ 1991 خلیج فارس نابود كرده است.

سیاه زخمANRHRAX

3 دسته سیاه زخم بیماری زا وجود دارد: پوستی، گوارشی و ریوی یا تنفسی. مرگ آورترین نوع آن – و تنها نوعی كه به عنوان سلاح شناخته شده – سیاه زخم تنفسی است كه با علایم شبیه آنفولانزا شروع می شود اما در نهایت ریه ها را پر از مایع می كند و منجر به مرگ می شود.

تنها میزان كمی از پودر سیاه زخم در برخی افراد مستعد آلوده شده برای ایجاد عفونت مرگبار كافی است.

عراق اعتراف كرده بود كه 2 هزار و 200 گالن از میكروب سیاه زخم - كه چنانچه افراد به صورت مؤثر به آن آلوده شوند برای كشتن میلیون ها نفر كافی خواهد بود - تولید كرده است.

بازرسان تسلیحاتی می گویند عراق همچنین از دهه 1990 میلادی در تلاش برای تولید نوع مرگبارتر سیاه زخم خشك (پودری) بوده است. این نوع پودر از هواپیما امكان پخش دارد.

بوتولینوم توكسین

نوعی سم پست كه از باكتری «كلاستریدیوم بوتولیندم» به دست می آید و یكی از مرگبارترین سموم شناخته شده، به شمار می رود . میزان بسیار كمی از آن، در حدی كه غذا با این باكتری تماس پیدا كند، می تواند موجب گرفتگی عضلات معده، تاری دید و ضعف عضلانی گردد و تا فلج و مرگ نیز پیش رود. بوتولینوم چنانچه به شكل تولید شده باشد – به ویژه هنگامی كه استنشاق صورت گیرد – با فلج و مرگ سریع همراه خواهد بود.

میزان 70 بیلونیوم گرم از این سم برای كشتن كافی است. بغداد اعتراف كرده بود كه بالغ بر 5 هزار و 300 گالن از سم بوتولینوم توكسین را تهیه نموده كه بیشترین این میزان در كلاهك موشك ها و دیگر تسلیحات قرار داده شده بود.

افلاتوكسین

نوعی سم تولید شده از قارچی به نام «Aspergillius flavus» و از دسته قارچ هایی است كه در غلات پرورش پیدا می كنند. افلاتوكسین به طور بالقوه عامل سرطان زایی است كه موجب سرطان كبد می شود. این سم در مقادیر بالا می تواند سبب درد شكمی، تورم ریه ها و مغز، تشنج، كما و در نهایت مرگ شود.

رژیم بعث عراق اعتراف كرده بود كه بیش از 520 گالن افلاتوكسین تولید نموده و در كلاهك موشك ها و بمبها جاسازی كرده است.

آثار واقسام سلاح های شیمیایی

از این سلاحها برای كشتن افراد و وارد كردن صدمات بسیار جدی و یا ایجاد انواع معلولیت ها در انسان استفاده می شود. این سلاحها بر اساس اثرات مختلفی كه بر بدن افراد می گذارد، به 3 دسته تقسیم بندی می شوند. دسته اول سلاحهایی هستند كه روی سیستم عصبی بدن تأثیر می گذارند. در این دستهGA،GB،GD،GF وVX (متیل فسفو بوتیوئیك اسید، گاز سارین) قرار دارند. دسته دوم، اثرات خود را روی پوست به جا می گذارند و شاملHD (گاز خردل گوگرد)،HN (خردل نیتروژن)،L وCX هستند. دسته سوم نیز باعث اختلال سیستم تنفسی بدن می شوند. در این گروه گازهای بی رنگCG وDP، كلرین (CL) و فسفوكلرین (Ps) وجود دارند. از سلاحهای شیمیایی كه روی اعصاب اثر می گذارند، قبل و در طول جنگ دوم جهانی استفاده های بی شماری شده است.

دسته ی اول: این مواد از نظر شیمیایی وابسته به حشره كش های آلی فسفره هستند. این دسته از سلاحهای شیمیایی مانع از عمل آنزیم استیل كولین استراز می شوند. وقتی مواد شیمیایی این دسته وارد بدن شوند، غلظت استیل كولین را در بدن به بیش از حد لازم می رساند. ریه ها و چشمها به سرعت این مواد را جذب كرده در كمتر از یك دقیقه بر سیستم عصبی بدن تأثیرات قابل توجهی می گذارند. علایم آن به صورت آبریزش بینی، ترشح زیاد بزاق، تنگی قفسه سینه، كوتاهی تنفس، تنگی مردمك چشم، انقباض عضلانی و یا حالت تهوع و انقباض شكم ظهور می كند. دسته دوم سلاحهای شیمیایی كه بر روی پوست تاول و سوختگی ایجاد می كنند، ماندگاری فراوانی در محیط دارند. این مواد روی چشمها، پوشش مخاطی، ریه ها، پوست و اجزای خون اثر گذاشته و اگر از طریق تنفس وارد ریه ها شوند، بر شدت تنفس اثرات منفی می گذارند و اگر توسط غذا بلعیده شوند، سبب اسهال و استفراغ می شوند. خردل ها كه جزو این دسته هستند به خاطر خواص فیزیكی خود مقاومت و ماندگاری بسیار زیادی در سرما و دماهای معتدل دارند. اگر دو دقیقه از تماس یك قطره خردل با پوست بگذرد، صدمات جبران ناپذیری به این عضو وارد می شود.CX  نیز كه جزو این گروه است، پودری كریستالی شكل است كه در دماهای 39 تا 40 درجه سانتی گراد ذوب شده و در دمای 129 درجه سانتی گراد به جوش می آید. این ماده را با افزودن موادی خاص در دمای اتاق به حالت مایع در می آورند.CX دارای بوی بسیار نامطبوعی است.

در غلظت های كم آن سوزش شدید چشم بروز می كند، اما در غلظتهای بالا به پوست حمله كرده و چند میلی گرم آن سبب دردهای زیاد و سوزشهای فراوان شده و زخمهای بدی بر جای می گذارد. برای پیشگیری از اثر این مواد سربازان باید به لباسها و ماسكهای حفاظتی مجهز باشند. دسته سوم از سلاحهای شیمیایی آنهایی هستند كه بر دستگاه تنفسی اثر می گذارند. این مواد به شدت به بافت ریه آسیب می رسانند. فسفوژن كه خطرناك ترین عضو این گروه است، برای اولین بار در سال 1915 استفاده شد. این ماده گازی بی رنگ است كه در دمای 2/8 درجه سانتی گراد جوش می آید، بنابراین بسیار فرار و ناماندگار است، ولی چون غلظت بخار آن 4/3 برابر هوا است، به مدت طولانی در گودال ها و دیگر مناطق پست زمین باقی خواهد ماند. غلظت زیاد آن پس از چند ساعت سبب مرگ می شود، اما در غلظت های كم سبب سرفه، اختناق، احساس تنگی قفسه سینه، حالت تهوع و سردرد و غیره می شود

(انواع اول و سوم این سلاح یعنی گازهای سارین وخردل همان هایی هستند كه حكومت عراق در جریان جنگ تحمیلی از آنها در برابر رزمندگان ما و حتی مناطق كردنشین خود استفاده كرد.)

در این میان، محققان طرفدار صلح نیز بیكار ننشسته اند و همواره برای یافتن راه حل مبارزه با این سلاحها، مطالعه و تحقیق می كنند. مثلاً آنها فهمیده اند اگر موشها مقدار كمی از آنزیمی با نامNTE داشته باشند، نسبت به فسفرهای آلی حساسترند. این موشها كم تحرك تر هستند و شانس مردنشان نسبت به جانورانی كه مقدار این آنزیم در بدنشان در حد طبیعی است، 2 برابر بیشتر است، پس وجود این آنزیم در بدن موشها از اثر فسفرهای آلی جلوگیری می كند. به همین ترتیب، انسانها نیز ژن این آنزیم را دارند، پس می توان امیدوار بود كه از داورهایی كه سطحNTE را افزایش بدهند، برای مبارزه با این مواد شیمیایی استفاده كرد، البته این داروها را باید پیش از حمله گازهای شیمیایی به كار برد. به عبارت دیگر، «هیچ درمانی برای ضایعات مواد شیمیایی وجود ندارد، مگر پیشگیری از تماس انسان ها با این مواد» اما باید پرسید آینده این سلاحها چیست و ماهیت سلاحهای جدید چه خواهد بود؟

 آیا ممكن است آینده ای رویایی در پیش رو داشته باشیم كه در آن كاربرد هرگونه سلاح شیمیایی از نظر وجدان تمامی افراد كاری غیرقانونی باشد؟ آیا ممكن است آیندگان روزهای سیاه گذشته را به دست فراموشی بسپارند؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393
بمباران شیمیایی شهر سردشت  توسط نظامیان عراقی - 1




















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393

سردشت اولین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان - 1





به گزارش خبرگزاری پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، ژیم عراق كه از پیروزی در جبهه‌های جنگ علیه ایران ناامید شده بود، تصور می‌كرد با حملات شیمیایی می‌تواند خواسته‌های خود را بر ملت ایران تحمیل كند؛ ازاین‌رو در تاریخ 7 تیرماه سال 1366، هواپیماهای بمب‌افكن عراقی با بمب‌های شیمیایی به نقاط پرازدحام و متراكم جمعیتی شهر سردشت از توابع استان آذربایجان غربی حمله كردند و زن و كودك و خُرد و كلانِ مردم بی‌گناه آن شهر و اطراف آن را آماج گازهای كشنده و دهشتناك شیمیایی قرار دادند.

هنوز هم تعدادی از مردم مقاوم و شریف شهرستان سردشت با آثار و پیامدهای این بمباران دست به گریبان هستند و در رنج و درد به سر می‌برند؛ به‌رغم ارتكاب این جنایت هولناك، مجامع جهانی هیچ اقدامی در جلوگیری از ادامه تجاوز به عمل نیاوردند، حتی آن رژیم خون‌خوار را هم ملامت نكردند و چون گذشته بی‌اعتنا از كنار این حادثه گذشتند.

بمباران شیمیایی شهر مرزی سردشت فجیع‌ترین تهاجم شیمیایی بود كه آثار و مشكلات منفی بسیاری به وجود آورد، جمهوری اسلامی ایران، این تهاجم را غیرانسانی اعلام كرد و شهر سردشت را اولین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان پس از بمباران هسته‌ای هیروشیما نامید. مجامع جهانی به دلیل نفوذ پشتیبانان صدام حسین، قادر به انجام اقدام قابل‌توجهی نبودند و در فروردین‌ماه سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) سرانجام اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد در واكنش به جنایات جنگی آشكار صدام حسین، مصوبه‌ای را در محكومیت به‌كارگیری سلاح شیمیایی توسط او گذراندند كه با وتوی آمریكا بی‌اثر شد.

این حملات وحشیانه در حالی صورت می‌گرفت كه عراق جزو 120 كشور امضاكننده پروتكل ژنو درباره منع استفاده از سلاح‌های سمی، خفه‌كننده و تركیبات باكتریولوژیك بود. امضاكنندگان این پروتكل تأكید كرده بودند: «استعمال گازهای خفه‌كننده و مسموم یا امثال آن‌ها و همچنین هر قسم مایعات و مواد یا عملیات شبیه به آن حقاً مورد تنفر افكار دنیای متمدن است. همچنین دول متعهد تقبل می‌كنند ممنوعیت استفاده از گازهای خفه‌كننده و مسموم شبیه آن را به‌موجب این اعلامیه به رسمیت شناخته و همچنین تعهد می‌نمایند كه ممنوعیت مزبور را شامل وسایل جنگ میكروبی نیز دانسته و خود را ملزم به رعایت مدلول مراتب فوق بدانند.»

سابقه استفاده رژیم عراق از سلاح‌های شیمیایی در جنگ تحمیلی

اولین باری كه ارتش عراق از سلاح شیمیایی در جنگ استفاده كرد مربوط به 27 مهرماه 1359 در منطقه جنوب (استان خوزستان) بود. در این سال عراق چهار بار از سلاح شیمیایی از نوع تاول‌زا (گاز خردل) استفاده كرد كه یك مصدوم و 20 شهید به دنبال داشت.

حملات شیمیایی ارتش بعث در سال‌های 60 و 61 همزمان با عملیات پیاپی رزمندگان ایرانی گسترش یافت. در سال 1360 عراق 6 بار از این سلاح مرگبار و غیرانسانی استفاده كرد كه باز در همان منطقه (جبهه‌های جنوب) و از همان نوع تاول‌زا بود و این بار 101 نفر به شهادت رسیدند.

در سال 1361، در جریان عملیات والفجر مقدماتی 12 بار مناطق غرب و جنوب مورد اصابت بمب‌های شیمیایی قرار گرفت. جبهه میانی، غرب و شمال غرب و بخشی از استان‌های ایلام، آذربایجان غربی، اردبیل، باختران، كردستان و سلیمانیه در عملیات‌های والفجر 2 و 4 در سال 1362، 64 بار مورد اصابت بمب‌های شیمیایی از نوع تاول‌زا (خردل) و اعصاب (تابون) قرار گرفتند. براثر این حملات صدها نفر شهید و هزاران نفر مصدوم شدند.

در سال 62 سلاح‌های شیمیایی تعداد زیادی از اهالی غیرنظامی مناطق مزبور را مصدوم و نابینا كرد. از اول فروردین تا 27 اسفند 1363، 2225 نفر مصدوم و 40 شهید در عملیات‌های خیبر و بدر حاصل اصابت 58 بار بمب‌های تاول‌زا، اعصاب، خفه‌كننده و آلوده‌كننده خون است. سال 1364، در عملیات‌های والفجر 8 و ابتدای والفجر 9 در مناطق جنوب 76 بار سلاح شیمیایی به كار رفت كه حاصل آن 77 شهید و حدود 11 هزار و 644 نفر مصدوم بود.

عراق در پاسخ به حملات نیروهای ایرانی و به خاطر شكست سنگین در عملیات‌های كربلای دو، چهار، پنج و شش 102 بار از سلاح‌های شیمیایی استفاده كرد كه 4720 نفر مصدوم و 107 نفر به شهادت رسیدند.

در سال 1365 عراق در مناطق شلمچه، سردشت، خوزستان، بصره، كردستان، دیاله و ایلام 43 بار از سلاح شیمیایی استفاده كرد كه 9440 مصدوم 442 شهید حاصل این حملات بود.

در سال پایانی جنگ، 34 حمله شیمیایی در مناطق غرب، شمال غرب و جنوب ثبت شده است كه آخرین بار آن بعد از قطعنامه 598 در تاریخ سوم شهریور در عملیات بازپس‌گیری «فاو» اتفاق افتاد. بر اساس آمارهای رسمی نهادهای مسوول در این رابطه تعداد كل شهدای حملات شیمیایی در طول جنگ حدود 2600 شهید و تعداد كل مصدومان نظامی و غیرنظامی حملات شیمیایی 107 هزار نفر و تعداد جانبازان شیمیایی (كه در حال حاضر تحت پوشش بنیاد جانبازان هستند) حدود 45 هزار نفر است.

درحالی‌كه 25 سال است از حمله عراق به سردشت می‌گذرد كسانی كه نجات پیدا كردند هنوز از درد ناشی از بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق رنج می‌برند و با آثار و پیامدهای این بمباران دست به گریبان هستند.

كریم واحدی، دبیر انجمن دفاع از حقوق قربانیان سلاح‌های شیمیایی سردشت كه خود نیز جانباز شیمیایی و عضو خانواده‌ای با 10 شهید سلاح‌های شیمیایی است، در گفت‌وگو با نشریه «افضل» در خصوص حملات شیمیایی عراق به این شهر، گفت: شهرستان سردشت برای اولین بار در 18 مهرماه سال 1359 و 19 روز پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و به‌عنوان اولین شهر غیرنظامی در ایران توسط بمب‌های «ناپالم» در معرض حمله شیمیایی دشمن بعثی قرار گرفت.

دبیر انجمن دفاع از حقوق قربانیان سلاح‌های شیمیایی سردشت اظهار داشت: مردم غیور سردشت، در جریان حملات عراق به این شهر محل زندگی و سكونت خود را ترك نكردند و با دلاوری و ایستادگی در كنار برادران رزمنده خود در جبهه‌های جنگ در مقابل هجوم دشمن مقاومت كرده و هیچ‌گونه بار مالی به دولت تحمیل نكردند.

وی افزود: در جریان حملات شیمیایی تیرماه، 17 تا 18 هزار نفر در شهرستان سردشت ساكن بودند و طبق سندی كه وزارت امور خارجه ایران در 8 تیرماه سال 1366 تحویل سازمان ملل متحد داد، تعداد 4 هزار و 500 نفر در لحظات اولیه بمباران شیمیایی این شهرستان مصدوم شدند؛ در این حملات از گاز خردل كثیف كه تركیبی از خردل و آرسنیك است استفاده كرده كه تركیب ماندگاری این گاز در محیط‌زیست به حدود 100 سال می‌رسد.

واحدی خاطرنشان كرد: در جریان این بمباران شیمیایی 6 بمب به مركز شهرستان سردشت و 2 بمب به ورودی و خروجی این شهر اصابت كرد كه درنتیجه تمام كسانی كه در لحظه بمباران در شهر بودند و آن‌هایی كه پس از بمباران برای كمك به مردم سردشت وارد این شهرستان شدند در معرض گازهای شیمیایی قرارگرفته و مصدوم شدند.

به گفته وی، اكنون‌كه 27 سال از بمباران شیمیایی این شهرستان گذشته است، هنوز آمار دقیقی از مصدومان این حملات اعلام نشده و هیچ سازمانی نیز عهده‌دار مسوولیت در این زمینه نشده است و به عقیده واحدی مسوولان كمیسیون‌های پزشكی باید با تغییر دید و نیت خود برای شناسایی افراد سالم و آسیب‌ندیده از این حملات شیمیایی به سردشت مراجعه كنند.

وی اظهار داشت: انجمن دفاع از حقوق قربانیان سلاح‌های شیمیایی سردشت با ارائه آمارهای قابل ارائه به سازمان‌های بین‌المللی به‌منظور احقاق حقوق جمهوری اسلامی ایران به دنبال ثابت كردن خود به جوامع بشری است تا بگوید ملت ایران شریف‌ترین و سالم‌ترین مردم جهان هستند كه هیچ‌گاه به فكر خیانت نیستند و ایران خود قربانی سلاح‌های غیرمتعارف و شیمیایی است و به دنبال دستیابی به این نوع از انرژی هسته‌ای نیست.

دبیر انجمن دفاع از حقوق قربانیان سلاح‌های شیمیایی سردشت در پایان تأكید كرد: بر اساس سندی كه برای محكومیت «فرانس فان آن رات»، دلال فروش مواد اولیه ساخت سلاح‌های شیمیایی به رژیم عراق به دادگاه لاهه هلند ارائه شده است، تعداد مصدومان شیمیایی شهرستان سردشت در حملات تیرماه سال 66 به شهرستان سردشت، 8 هزار و 24 نفر عنوان شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393


( کل صفحات : 8 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات